ایام روزه
استوارماندن دشوار است. شاهدبودن ما، به صداقت در زندگیمان بستگی دارد. ما بهعنوان مسیحی خوانده شدهایم تا مطابق ایمانمان زندگی کنیم، اما اغلب کم میآوریم، همانطور که در اینجا پطرس کم آورد.
پولس در انطاکیه او را مخاطب قرار داده و «با او رویاروی مخالفت» میکند. بیگمان که لحظهای ناراحتکننده بوده است. پطرس احتمالاً فکر نکرده که کار بدی از او سر زده است: شامخوردن در مکانی بهجای مکانی دیگر، دیدار با دوستان قدیمی، تلاش برای دوری از مشاجره، انتخاب مسیری که کمترین مخالفان را دارد و سَرفرودآوردن در برابر فشار همتایان.
موضوع بسیار جدی بود. در واقع پطرس جامعهٔ مسیحی را به دو گروه تقسیم کرد: یهودیانی که مقررات غذایی را رعایت میکردند و غیریهودیانی که چنین نمیکردند و مسیحیان درجهٔ یک و درجهٔ دو. پطرس شخص بانفوذی بود. الگوی او زندگی دیگران را شکل میداد. پولس عکسالعمل نشان میدهد، زیرا کار پطرس مبتنی بر محبت نبود، بلکه مبتنی بر ترس از اهل ختنه بود.
هنوز هم ترس زندگی ما را شکل میدهد. لحظهای به درونتان بنگرید و ببینید کجا ترس شما را در زندان اعمال و عقاید و عادتهایتان نگه داشته است. مخصوصاً ببینید کجا ترس مانع شما در نزدیکشدن به کسانی شده است که از بعضی وجوه با شما متفاوتند. اگر بهجای زندگی مبتنی بر ترس، با شجاعت زندگی میکردید، این بخشهای زندگی شما چگونه میبود؟