Today's word: لاویان ۱۹:‏۱-‏۱۸ و ۳۰ تا آخر | Bible Study: مزمور ۲۷مزمور ۳۰دوم تیموتائوس ۴:‏۱-‏۸

آسان است که با خواندن چنین فصلی دچار سرگردانی و حیرت گردیم، حتی اگر فهرست قرائت‌ها احتمالاً سبب شود سرگردان ‌کننده‌ترین عناصر را در آن نبینیم. مطالب این فصل ممکن است در-هم و بر-هم به‌نظر آیند: احکامی الهام‌بخش که می‌توانند شعار زندگی مسیحی باشند (آیات ۲ب و ۱۸ب)؛ اندرزهایی برای رفتاری خداپسندانه که باید مشتاقشان باشیم (آیات ۳، ۱۰، ۳۲ و ۳۴)؛ تعالیم بنیادین اخلاقی که باید اساس نظم اجتماعی را تشکیل دهند (آیات ۱۱، ۱۳، ۱۵، ۳۵)؛ و رهنمودهایی مبهم که چندان قابل اجرا به‌نظر نمی‌رسند (آیات ۵-‏۸). بله، در این فصل انواع مختلف و پراکنده از احکام را می‌یابیم، اما منظور این نیست که بگوییم در آنها نظم و ترتیب یا منطقی وجود ندارد. تعالیمی که ارائه شده‌اند مربوط به تقدس، عدالت و محبت هستند. مهم‌تر از همه این است که گفته شده این سه حکم از یکدیگر جدایی ‌ناپذیرند: ما اجازه نداریم از میان آنها دست به انتخاب بزنیم. هیچ «عدالت محضی» نیست که بتواند بدون طلبیدن خیریت و نیکویی اطرافیان‌مان وجود داشته باشد، خصوصاً خیریت آسیب‌پذیرترین افراد. هیچ «رفتار محبت‌آمیزی» نیست که متعهد به جستجو و طلبیدن جامعه‌ای نباشد که در آن، مقررات، قوانین و هرگونه رفتاری بیانگر درستی و نیکویی برقرار باشد. همچنین، عدالت و محبت نمی‌توانند در کنار بی‌حرمتی به آن قدوس وجود داشته باشد، هیچ تقدسی از جانب ما نیست که مشتاق عدالت در دنیای‌مان نباشد، و نیز مشتاق به این که برای هر شخصی که بر سر راهمان قرار می‌گیرد، ارزش و احترامی وصف‌ناپذیر و شایسته، «همچون» خویشتن قائل شویم، برای همان شخصی که «همچون» ما، شنوندۀ کلام خداست.

Today's Prayer

ای خداوند متبارک،
که سبب شده‌ای تمامی کتب مقدس برای یادگیری ما نوشته شود:
ما را مدد فرما تا آنها را بشنویم،
بخوانیم، تحت تأثیر قرار گیریم و در درون خود جذب کنیم،
تا به‌واسطۀ شکیبایی، و تسلی از کلام مقدست،
آن امید حیات ابدی را در آغوش گیریم و به آن متوسل باشیم،
حیاتی که در نجات ‌دهندۀ ما، عیسای مسیح، به ما عنایت فرموده‌ای،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

لاویان ۱۹:‏۱-‏۱۸ و ۳۰ تا آخر

«تمامی جماعت بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: مقدس باشید، زیرا من، یهوه خدای شما، قدوسم. هر یک از شما باید مادر و پدر خود را حرمت نهَد. نیز باید شَبّاتهای مرا نگاه دارید: من یهوه خدای شما هستم. به بتهای بی‌ارزش روی میاورید و بتهای ریخته‌شده از بهر خود مسازید: من یهوه خدای شما هستم. «چون قربانی رفاقت به خداوند تقدیم می‌کنید، آن را به گونه‌ای تقدیم کنید که مقبول واقع شوید. آن را همان روز که تقدیم می‌کنید، یا فردای آن روز، بخورید؛ هر چه تا روز سوّم باقی مانَد باید به آتش سوزانده شود. اگر چیزی از آن در روز سوّم خورده شود، مکروه است و مقبول واقع نخواهد شد. هر که آن را بخورد متحمل جزای تقصیر خود خواهد شد، زیرا آنچه را برای خداوند مقدس است بی‌حرمت ساخته است؛ آن شخص باید از میان قوم خود منقطع شود. «چون محصول زمین خود را درو می‌کنید، تا به گوشه‌های مزرعه را به تمامی درو مکنید و خوشه‌های برجا ماندۀ محصول خود را برمچینید. تاکستان خود را دانه‌چینی مکنید، و خوشه‌های ریخته شدۀ تاکستانتان را جمع نکنید؛ آنها را برای فقیران و غریبان واگذارید: من یهوه خدای شما هستم. «دزدی مکنید، مکر منمایید، و به یکدیگر دروغ مگویید. به نام من سوگند دروغ مخورید و بدین‌گونه نام خدای خود را بی‌حرمت مسازید: من یهوه هستم. «بر همسایۀ خود ستم مکن و مالَش را غصب منما. مزد کارگر روزمزد را تا صبح نگاه مدار. ناشنوا را اهانت مکن و پیش پای نابینا سنگ لغزش مگذار، بلکه از خدای خود بترس: من یهوه هستم. «در داوری بی‌انصافی مکن: نه جانبِ فقیر را بگیر و نه بزرگ را حرمت دار. همسایۀ خویش را به انصاف داوری کن. در میان قوم خود به قصد سخن‌چینی مَگرد. جان همسایۀ خویش را وسیلۀ منفعت‌جویی مگردان: من یهوه هستم. «در دل خویش از برادر خود نفرت مدار. همسایه‌ات را به‌یقین توبیخ کن، مبادا به سبب او متحمل گناه شوی. از فرزندان قوم خویش انتقام مَکِش و از آنان کینه به دل مگیر، بلکه همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت کن: من یهوه هستم...
شَبّاتهای مرا نگاه دارید و قُدس مرا حرمت نهید: من یهوه هستم. «به احضارکنندگانِ ارواح یا غیبگویان روی میاورید. در پی آنها مباشید و بدین‌گونه خود را با آنها نجس مسازید: من یهوه خدای شما هستم. «پیش پای ریش‌سفیدان برخیزید، حرمتِ روی پیرمرد را نگاه دارید، و از خدای خود بترسید: من یهوه خدای شما هستم. «چون غریبی با شما در سرزمینتان سکونت گزیند، او را میازارید. غریبی که نزد شما سکونت گزیده است برای شما همچون بومی باشد؛ او را همچون خویشتن محبت کنید، زیرا خود در سرزمین مصر غریب بودید: من یهوه خدای شما هستم. «در سنجش طول و وزن و حجم تقلب مکنید. ترازوی درست، وزنه‌های درست، ایفَۀ‌ درست و هینِ درست داشته باشید: من یهوه خدای شما هستم، که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم. همۀ فرایض و تمامی قوانین مرا نگاه دارید و آنها را به جا آورید: من یهوه هستم.»

مزمور ۲۷

خداوند نور من و نجات من است؛ از که بترسم؟ خداوند پناهگاه جان من است؛ از که هراسان شوم؟ چون بدکاران بر من هجوم آورند تا گوشت تنم را بخورند، چون خصمان و دشمنانم بر من بتازند، آنانند که می‌لغزند و می‌افتند. اگر لشگری به مقابله با من اردو زند، دلم نخواهد ترسید؛ اگر جنگ بر من بر پا شود در آن نیز اطمینان خواهم داشت. یک چیز از خداوند خواسته‌ام، و در پی آن خواهم بود: که همۀ روزهای زندگی‌ام در خانۀ خداوند ساکن باشم، تا بر زیبایی خداوند چشم بدوزم و در معبدش، پاسخم را بجویم. زیرا در روز بلا مرا در سایبان خود پنهان خواهد کرد، و در پوشش خیمۀ خویش مخفی خواهد ساخت، و بر صخره، در جای بلندم قرار خواهد داد. آنگاه سرم بر دشمنانِ گرداگردم افراشته خواهد شد، و با فریادهای شادی در خیمۀ او قربانی خواهم کرد؛ و برای خداوند خواهم سرایید و خواهم نواخت. خداوندا، چون بخوانم، آوازم را بشنو؛ مرا فیض ببخشا و اجابتم فرما. ای دل من، او به تو گفته است: «روی مرا بجوی!» خداوندا، روی تو را خواهم جُست. روی خویش از من پنهان مکن، و خدمتگزارت را خشمگینانه برمگردان؛ ای که یاور من بوده‌ای. ای خدای نجات من، طردم مکن و ترکم منما. اگرچه پدر و مادرم ترکم کنند، خداوند مرا خواهد پذیرفت. خداوندا، راه خود را به من بیاموز، و به سبب دشمنانم مرا به راه هموار هدایت فرما. به آرزوی خصمانم تسلیمم مکن، زیرا شاهدان دروغین بر من برخاسته‌اند، که خشونت را برمی‌دمند. اما من باور دارم که نیکویی خداوند را در زمین زندگان خواهم دید. برای خداوند انتظار بکش، نیرومند باش و دل قوی دار؛ آری، منتظر خداوند باش!

مزمور ۳۰

خداوندا، تو را تمجید می‌کنم، زیرا که مرا بالا کشیدی، و نگذاشتی دشمنانم بر من شادی کنند. ای یهوه خدای من، نزد تو فریاد کمک برآوردم و مرا شفا بخشیدی. خداوندا، تو جان مرا از هاویه برآوردی؛ و مرا از میان آنان که به گودال فرو می‌روند، زنده ساختی. ای سرسپردگان خداوند، او را بسرایید؛ نام قدوس او را بستایید! زیرا خشم او دمی بیش نمی‌پاید، اما لطفش همۀ عمر را در بر می‌گیرد؛ شبی ممکن است سراسر به گریه بگذرد، ولی صبحگاهان شادمانی رخ می‌نماید. و اما من، در آسودگی خود گفتم: «هرگز جنبش نخواهم خورد.» خداوندا، آنگاه که لطف تو شامل حالم بود، کوهِ مرا در قوّت استوار گردانیدی؛ اما چون روی از من نهان کردی، هراسان گشتم. خداوندا، تو را می‌خوانم؛ نزد تو، ای خداوندگار، فریاد التماس بلند می‌کنم: «در مرگ من چه سودی است، و در فرو رفتنم به گودال چه فایده؟ آیا خاک تو را خواهد ستود؟ آیا از امانت تو خبر خواهد داد؟ خداوندا، بشنو و مرا فیض عطا فرما؛ خداوندا، یاور من باش.» تو شیون مرا به رقص بدل کردی؛ پلاس را از تنم به در آوردی و مرا به شادی پوشانیدی، تا همۀ وجودم تو را بسراید و خاموش نماند. ای یهوه خدای من، تو را جاودانه شکر خواهم گزارد.

دوم تیموتائوس ۴:‏۱-‏۸

در برابر خدا و مسیحْ عیسی که بر زندگان و مردگان داوری خواهد کرد، و نظر به ظهور او و پادشاهی‌اش، تو را مکلّف می‌سازم که کلام را موعظه کنی و به گاه و به بیگاه آمادۀ این کار باشی و با صبر بسیار و تعلیم دقیق، به اصلاح و توبیخ و تشویق بپردازی. زیرا زمانی خواهد آمد که مردم به تعلیم صحیح گوش فرا نخواهند داد، بلکه بنا به میل خویش، معلّمان بسیار گِرد خود خواهند آورد تا آنچه را که گوشهایشان طالب شنیدن آن است، از آنان بشنوند؛ و از گوش فرا دادن به حقیقت رویگردان شده، به سوی افسانه‌ها منحرف خواهند گشت. امّا تو در همه حال به‌هوش باش؛ سختیها را بر خود هموار کن؛ کار مبشّر را انجام ده و خدمت خویش را به کمال به انجام رسان. زیرا من، هم‌اکنون، همچون هدیه‌ای ریختنی، در حال ریخته شدنم و زمان رحلتم فرا رسیده است. اکنون تاج پارسایی برایم آماده است، تاجی که خداوند، آن داور عادل، در آن روز به من عطا خواهد کرد - نه تنها به من، بلکه به همۀ آنان که مشتاق ظهور او بوده‌اند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *