متی ۳۴:۲۵-۳۶

... بیایید، ای برکت‌ یافتگان از پدر من، و پادشاهی‌ را به میراث یابید که از آغاز جهان برای شما آماده شده بود. زیرا گرسنه بودم، به من خوراک دادید؛ تشنه بودم، به من آب دادید؛ غریب بودم، به من جا دادید. عریان بودم، مرا پوشانیدید؛ مریض بودم، عیادتم کردید؛ در زندان بودم، به دیدارم آمدید.

ملکه ویلهلمینا، ملکة سابق هلند، پس از کناره‌گیری از سلطنت کتابی نوشت با عنوان: یک تن اما، تنها نه. همین عنوان را می‌توان به کتابی داد که پیرامون کلیسای رنج کشیده نوشته شده باشد: «یک تن، اما تنها نه». چندی پیش، شخصی با یکی از رهبران کلیسا در ویتنام دیداری داشت. او با خود چندین هدیة کوچک آورده بود، که آنها را به شبان مزبور داد. شبان با قدرشناسی فراوان آنها را پذیرفت، اما چنین توضیح داد: «بزرگترین هدیه برای ما این است که شما اینجا هستید. اکنون با یقین کامل می‌دانیم که فراموش نشده‌ایم. ما اغلب احساس تنها بودن می‌کنیم، اما خدا همیشه با ماست. منظور ما این است که دیدار شما برای ما ارزشمندتر از گرفتن هدایاست. از آمدنتان متشکریم». یک دسته گل، یک کارت و دیداری کوتاه. همین‌ها چقدر می‌توانند دلگرم‌ کننده باشند. آنانی که افراد تنها را برکت می‌دهند، هرگز خودشان تنها نمی‌مانند. ای برکت‌یافتگان از پدر من…»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *