چه چیزی به ما حس ارزشمندی میدهد؟ بخشی از پاسخ به کارهایی مربوط میشود که انجام دادهایم. اما فقط بخشی از آن. نقطۀ آغاز و پایان بر میگردد به آنچه به ما داده شده است. در سال یوبیل، زمینهایی که اسرائیلیان از دیگران گرفته بودند، از همۀ ایشان پس گرفته میشد، و زمینی را که به هر اسرائیلی و خانوادهاش اختصاص یافته بود، به او باز میگشت. این امر یعنی بازگشت به خانه و دانستنِ این نکته که خانه و کاشانه مکانی است که نمیشد از شخص گرفت، صرف نظر از هر اتفاقی که برای او افتاده باشد؛ زیرا خانه عطیهای الهی است. و از آنجا که عطیۀ خداست، پس خانه و کاشانۀ شماست اما نه مایملک شما، و نه قلمروِ شما که بتوانید هر کاری دوست دارید با آن انجام دهید: «شما نزد من غریب و میهمان هستید». در زبان عبری، ریشۀ کلمۀ «غریب»، مانند نخی است که در سرتاسر پنج کتاب اول کتاب مقدس مشاهده میشود و به معنی ساکن شدن در مکانی است که مال خودمان نیست. عطاهای خدا بهراستی به ما داده شدهاند، اما کماکان عطای «خدا» باقی میماند و اگر از او نترسیم و اجازه ندهیم خدا، خدا باشد، نمیتوانیم آنها را دریافت کنیم و نگه داریم. واژۀ «زمین» در زبان عبری، به معنی «کرۀ زمین» نیز هست. ما در مقام ایماندار، خانه و کاشانۀ خود را بر اساس سرزمین خاصی تعریف نمیکنیم، زیرا «غریبان پراکنده» هستیم (اول پطرس ۱:۱). با این حال، هر روز دعا میکنیم که نام خدا تقدیس شود و پادشاهی او اینجا، بر روی زمین بیاید. ما آن را همچون عطیۀ الهی عزیز میداریم، همان مکانی که جلال خدا در آن ساکن خواهد شد.
Today's Prayer
ای خداوند متبارک،
که سبب شدهای تمامی کتب مقدس برای یادگیری ما نوشته شود:
ما را مدد فرما تا آنها را بشنویم،
بخوانیم، تحت تأثیر قرار گیریم، و در درون خود جذب کنیم،
تا بهواسطۀ شکیبایی، و تسلی از کلام مقدست،
آن امید حیات ابدی را در آغوش گیریم و به آن متوسل باشیم،
حیاتی که در نجاتدهندۀ ما، عیسای مسیح، به ما عنایت فرمودهای،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
لاویان ۲۵:۱-۲۴
«بنیاسرائیل را خطاب کرده، بدیشان بگو: چون به زمینی که من به شما میدهم داخل شدید، آن زمین باید برای خداوند شَبّات نگاه دارد. شش سال مزرعۀ خود را بکارید، و شش سال تاکستان خود را هَرَس کنید و محصولش را گرد آورید؛ اما سال هفتم، شَبّاتِ فراغت برای زمین باشد، یعنی شَبّات برای خداوند. مزرعۀ خود را مکارید و تاکستانتان را هَرَس مکنید. آنچه را خودروی است از مزرعۀ خود درو مکنید، و انگورِ تاکِ هَرَس نشدۀ خویش را مچینید. این سال، سالِ فراغت برای زمین باشد. محصول شَبّاتِ زمین، برای شما خوراک خواهد بود، یعنی خوراک شما، خوراکِ غلامان و کنیزانتان، خوراکِ خدمتکار روزمزدتان، و خوراکِ غریبی که با شما ساکن است؛ نیز خوراکِ چارپایانتان و خوراکِ وحوشی که در زمین شما باشند: همۀ محصولِ آن به جهتِ خوراک خواهد بود. «برای خود هفت شَبّات از سالها بشمارید، یعنی هفت هفت سال، و این هفت شَبّات از سالها، برای شما چهل و نُه سال خواهد بود. آنگاه در روز دهم از ماه هفتم، به صدای بلند کَرِنا بنوازید؛ در روز کفّاره در سرتاسر سرزمینتان کَرِنا بنوازید. سال پنجاهم را تقدیس کنید و در سرتاسر زمین، برای همۀ ساکنانش به آزادی اعلام نمایید. این برای شما یوبیل باشد، و هر یک از شما به مِلک خود و نزد طایفۀ خویش بازگردد. سال پنجاهم برای شما سال یوبیل باشد. در آن نه زراعت کنید، نه آنچه را که خودروی است درو کنید، و نه انگور تاکهای هرس نشده را بچینید. زیرا یوبیل است و باید برای شما مقدس باشد؛ فقط میتوانید از محصولِ مزرعه بخورید. «در این سال یوبیل، هر یک از شما باید به مِلک خود بازگردد. با در نظر گرفتن شمار سالهای گذشته از یوبیل به همسایۀ خود بپردازید، و او نیز بر حسب شمار سالهای محصول به شما بفروشد. اگر زمینی به همسایۀ خود میفروشید یا زمینی از همسایۀ خود میخرید، بر یکدیگر بیانصافی روا مدارید. اگر سالها بسیار باشد، بر بها بیفزایید، و اگر سالها اندک باشد، از بها بِکاهید، زیرا آنچه به شما میفروشد تعداد محصول است. بر یکدیگر بیانصافی روا مدارید، بلکه از خدای خود بترسید؛ زیرا من یهوه خدای شما هستم. «پس فرایض مرا به جا آورید و قوانین مرا نگاه داشته، به آنها عمل کنید تا در زمین در امنیت ساکن شوید. آنگاه زمین ثمر خود را خواهد داد، و شما سیر خواهید خورد و در زمین در امنیت خواهید زیست. اگر بگویید: ”پس در سال هفتم چه بخوریم، زیرا نه میتوانیم بکاریم و نه میتوانیم محصول خود را گرد آوریم؟“ من در سال ششم برکت خود را بر شما امر خواهم کرد، و محصول زمین برای سه سال کافی خواهد بود. چون در سال هشتم میکارید، از محصول کهنه تا سال نهم بخورید؛ یعنی تا محصول برسد، از کهنه بخورید. «زمین را نمیتوان برای همیشه فروخت، زیرا زمین از آنِ من است، و شما نزد من غریب و میهمان هستید. در تمام زمینِ مِلک شما، امکان بازخریدِ زمین فراهم باشد.
مزمور ۳۱
در تو، خداوندا، پناه جُستهام، مگذار هرگز سرافکنده شوم؛ در عدل خویش مرا خلاصی ده. گوش خویش به من فرا دار، و بهزودی به رهاییام بیا؛ برایم صخرۀ امنیت باش و دژِ استوار، تا نجاتم بخشی. براستی که صخره و دژ من تویی، پس بهخاطر نام خود مرا هدایت و رهبری کن. مرا از دامی که در راه من گستردهاند، به در آر، چراکه تو پناهگاه منی. روح خود را به دست تو میسپارم؛ تو مرا فدیه کردهای، ای یهوه خدای امین. مرا با پیروان بتهای بیارزش کاری نیست؛ من بر خداوند توکل دارم. محبت تو مایۀ شادی و سرور من خواهد بود، زیرا که مصیبت مرا دیدهای و از تنگیهای جانم نیک آگاهی. مرا به دست دشمن نسپردی بلکه پاهایم را در جای وسیع بر پا داشتی. خداوندا، مرا فیض عطا فرما، زیرا که در تنگی هستم؛ چشمانم از غصه کاهیده شده است، جان و تن من نیز. زیرا زندگیام از غم به سر آمده، و سالهایم از ناله؛ به سبب گناهم نیرویی در من نمانده، استخوانهایم پوسیده است. به سبب همۀ دشمنانم مضحکه شدهام، بخصوص نزد همسایگانم. دوستانم از من میهراسند؛ هر که مرا در بیرون بیند، از من میگریزد. همچون مُرده از خاطرهها رفتهام؛ و چون کوزۀ شکسته گشتهام. زیرا افترا از بسیاری میشنوم، و در هر سو رعب و وحشت است؛ بر من با هم توطئه میچینند و به قصد جانم دسیسه میکنند. و اما من بر تو، ای خداوند، توکل میدارم؛ و میگویم: «خدای من تو هستی.» زمانهای من در دستان توست؛ مرا از چنگ دشمنان و آزاردهندگانم برهان. روی خود را بر خدمتگزارت تابان ساز؛ در محبتت مرا نجات بخش. خداوندا، مگذار سرافکنده شوم، زیرا که تو را میخوانم؛ باشد که شریران سرافکنده شوند و در خاموشی به هاویه فرو روند. باشد که لبهای دروغگویشان خاموش شود، که با غرور و اهانت بر ضد پارسایان سخن به گستاخی میگویند. وه که چه عظیم است احسان تو که برای ترسندگانت ذخیره کردهای، و آن را برای کسانی که در تو پناه میجویند، در برابر چشمان بنیآدم به عمل میآوری. ایشان را در مخفیگاه حضور خود از دسیسههای آدمیان پنهان میکنی؛ آنها را در خیمۀ خود از زبانهای ستیزهگر ایمن میداری. متبارک باد خداوند، زیرا که محبت خود را بهطرز شگفتانگیز بر من آشکار کرد آنگاه که در شهری که در محاصره بود، به سر میبردم. اما من، در دلهرۀ خود گفتم: «از چشمان تو افتادم!» اما چون تو را به یاری خواندم فریاد التماس مرا شنیدی. ای همۀ سرسپردگان خداوند، او را دوست بدارید! خداوند وفاداران را حفظ میکند، اما متکبران را به فراوانی سزا میدهد. نیرومند باشید و دل قوی دارید، ای همۀ کسانی که برای خداوند انتظار میکشید.
تیتوس، فصل ۳
ایشان را یادآور شو که تسلیم حکمرانان و صاحبمنصبان باشند و فرمانبرداری کنند، و برای هر کار نیک آماده باشند؛ کسی را ناسزا نگویند بلکه صلحجو و باملاحظه باشند و با همه در کمال فروتنی رفتار کنند. ما نیز زمانی نادان و نافرمانبردار بودیم و گمراه و بندۀ همه گونه امیال و لذتها؛ و در کین و حسد روزگار میگذراندیم. منفور بودیم و متنفر از یکدیگر. امّا چون مهربانی و انساندوستی نجاتدهندۀ ما خدا آشکار شد، ما را نه به سبب کارهای نیکویی که کرده بودیم، بلکه از رحمت خویش نجات بخشید، به غسل تولد تازه و نو شدنی که از روحالقدس است؛ که او را بهفراوانی بر ما فرو ریخت، به واسطۀ منجی ما عیسی مسیح، تا به فیض او پارسا شمرده شده، بنا بر امید حیات جاویدان، به وارثان بَدل گردیم. این سخن درخور اعتماد است. و از تو میخواهم که بر این امور تأکید ورزی، تا آنان که بر خدا اعتماد بستهاند، از یاد نبرند که خویشتن را وقف کارهای نیکو نمایند، که اینها همگان را نیکو و سودمند است. امّا از مجادلات نابخردانه و شجرهنامهها و بحثها و نزاعهای پیرامونِ شریعت اجتناب کن، زیرا بیفایده و بیارزش است. به آن که عامل تفرقه است یک بار، و سپس برای دوّمین بار هشدار ده، و از آن پس، با او قطع ارتباط کن. وقتی آرتِماس یا تیخیکوس را نزدت بفرستم، بکوش تا هر چه زودتر نزد من به نیکوپولیس آیی، زیرا عزم آن دارم که زمستان را در آنجا به سر برم. چرا که میدانی چنین شخص منحرف است و گناهکار، و خودْ عامل محکومیت خویش. تا آنجا که میتوانی، زیناسِ وکیل و آپولس را در انجام سفرشان مدد فرما تا هیچ محتاج نمانند. بگذار همکیشان ما بیاموزند که خویشتن را وقف انجام کارهای نیکو کنند تا برای رفع نیازهای ضروری تدارک بینند و زندگی بیثمری نداشته باشند. آنان که با مناند، جملگی تو را سلام میفرستند. به آنان که ما را در ایمان دوست میدارند، سلام برسان. فیض با همۀ شما باد.