Today's word: مکاشفه ۹:‏۱۳ تا آخر | Bible Study: مزمور ۳۳مزمور ۷۶دانیال ۷:‏۱۵ تا آخر

فرشتۀ ششم اکنون به پیش می‌آید و آن چهار فرشته را که ظاهراً برای این زمان دقیق نگاه داشته شده بودند («همین ساعت و همین روز و همین ماه و…»)، رها می‌سازد. در همان حال که بار مصائب بعدی، در مسیر خود، مانند قبیلۀ هلاک ‌کنندگان از اعماق «موردور» (در داستان «ارباب حلقه‌ها»/م.) سرازیر می‌شود ممکن است ترجیح بدهیم «نگاه خود را برداریم»، یا به بخش‌های راحت‌تر عهد جدید نگاه کنیم. دویست میلیون جنگ‌آور آدم‌کش که بر اسب سوارند، و آتش و دود و گوگرد از دهانشان بیرون می‌جهد، با این هدف که یک ‌سوم بشر را با بلاهای گوناگون از میان ببرند رویای ناخوشایندی را در برابر دیدگانمان قرار می‌دهد، خواه خوانندگان آن برای آن معنایی لغوی قائل باشند خواه آن را نمادهایی روحانی بپندارند. اما با این حال بقیۀ آدمیان از توبه ‌کردن امتناع ورزیدند. یوحنا همیشه نمایش خود را تشدید می‌کند تا مسائل را روشن سازد. نیروهایی که منجر به ویرانی می‌شوند باید شناسایی گردند تا بتوان با آنها برخورد کرد. این نکته حتی برای زندگی شخصی ما نیز صادق است. تا ریشۀ عمیق عادت‌های مهلک خود را تشخیص ندهیم تمایل نخواهیم داشت با آنها روبه‌رو شویم. اما چنانچه احساس کنیم در زمینۀ امتناع یا ناتوانی از توبه، چه در زندگی خودمان و چه در سطح جهانی، در لبۀ پرتگاه نابودی قرار گرفته‌ایم در این حالت است که باید گفتۀ «دِزموند توتو» خطاب به جماعتی ناامید را به‌یاد آوریم (وی اسقف اعظم کلیسای انگلیکن در آفریقای جنوبی بود که در سال ۱۹۸۴ برندۀ جایزۀ صلح نوبل گردید/م.). او چنین گفت: «نگران نباشید. من این کتاب را تا آخر خوانده‌ام. ما برنده می‌شویم». این همان اعتماد و اطمینانی است که یوحنا وارد نگارش کتاب مکاشفه کرده است- و آن را به ما نیز ارائه می‌دهد.

Today's Prayer

ای خدا که پناهگاه و قوت ما هستی،
آن روز را نزدیک آور که در آن، جنگ‌ها باز خواهند ایستاد،
و فقر و رنج پایان خواهند پذیرفت،
تا زمین با صلح و آرامش آسمان آشنا شود،
به‌واسطۀ عیسای مسیح، خداوندگار ما

Bible Study

مکاشفه ۹:‏۱۳ تا آخر

فرشتۀ ششم شیپورش را به صدا درآورد، و من آوازی شنیدم که از چهار شاخ مذبحِ طلایی که در پیشگاه خداست برمی‌آمد؛ و شنیدم که به آن فرشتۀ ششم که شیپور داشت، گفت: «آن چهار فرشته را که در کنار رود بزرگ فُرات در بندند، آزاد کن.» پس آن چهار فرشته که برای همین ساعت و همین روز و همین ماه و همین سال آماده نگاه داشته شده بودند، آزاد شدند تا یک سوّم آدمیان را بکشند. و شنیدم که شمار سواره‌نظام دویست میلیون بود. اسبان و سوارانی که در رؤیای خود دیدم، این‌چنین بودند: جوشنهایی به تن داشتند به سرخی آتش و آبی کبود و زردیِ گوگرد. سرِ اسبان به سرِ شیر می‌مانست و از دهانشان آتش و دود و گوگرد بیرون می‌زد. یک سوّمِ آدمیان از این سه بلای آتش و دود و گوگرد که از دهانشان بیرون می‌زد، کشته شدند. قدرت اسبان در دهانشان بود و در دُمشان. زیرا دُمشان شبیه مار بود با سری که با آن صدمه می‌زدند. از آدمیان، آنان که از این بلاها هلاک نشدند، باز هم از کارهای دست خود توبه نکردند. باز هم نه از پرستش دیوها دست شستند و نه از پرستش بتهای زرّین و سیمین و برنجین و سنگی و چوبین که نه می‌بینند و نه می‌شنوند و نه می‌جنبند. نه نیز از آدمکُشیها و جادوگریها و بی‌عفتیها و دزدیهای خود توبه کردند.

مزمور ۳۳

ای پارسایان، در خداوند بانگ شادی برآورید! زیرا صالحان را ستایشِ او می‌شاید. خداوند را با نوای بربط بستایید! با چنگ ده‌تار برای او بنوازید. او را سرودی تازه بسرایید! نیکو بنوازید، با آهنگ بلند. زیرا کلام خداوند مستقیم است، و همۀ کارهای او با وفاداری. او عدل و انصاف را دوست می‌دارد؛ جهان آکنده از محبت خداوند است. به کلام خداوند آسمانها ساخته شد، و همۀ لشکر آنها، به دَمِ دهان او. آبهای دریا را همچون توده گرد می‌آورد؛ و ژرفا را در خزانه‌ها ذخیره می‌کند. تمامی اهل زمین از خداوند بترسند، همۀ مردم جهان او را حرمت بدارند. زیرا او گفت و شد؛ امر فرمود و بر پا گردید. خداوند نقشه‌های امتها را باطل می‌کند؛ او تدبیرهای قومها را عقیم می‌گرداند. اما نقشه‌های خداوند جاودانه پابرجاست، و تدبیرهای دلش در همۀ نسلها. خوشا به حال امتی که یهوه خدای ایشان است، و قومی که برای میراث خویش برگزیده است. خداوند از آسمان نظر می‌افکند و بنی آدم را جملگی می‌بیند؛ از مکان سکونت خود نظر می‌افکند، بر همۀ ساکنان زمین. او که دلهای ایشان را جملگی سرشته است، و هرآنچه را که می‌کنند، درک می‌کند. پادشاه را بزرگی لشکرش نجات نمی‌دهد، و دلاور را عظمت قوّتش نمی‌رهاند. امید بستن بر اسب برای پیروزی بیهوده است، زیرا به قوّت عظیم خود خلاصی نتواند داد. هان چشمان خداوند بر ترسندگان اوست، بر آنان که به محبت او امیدوارند، تا جان ایشان را از مرگ برهاند و ایشان را در قحطی زنده نگاه دارد. جان ما منتظر خداوند است؛ او اعانت و سپر ماست. دل ما در او شادی می‌کند، زیرا بر نام قدوس او توکل داریم. خداوندا، محبت تو بر ما باد، چنانکه امید ما بر توست.

مزمور ۷۶

در یهودا، خدا را می‌شناسند؛ در اسرائیل، نام او عظیم است. منزلگاه او در سالیم است، و مسکن او در صَهیون. در آنجا، تیرهای آتشین را بشکست، سپر و شمشیر و جنگ را. سِلاه تو می‌درخشی و پرشکوه‌تر از کوهستانهای آکنده از شکاری! دلاوران تاراج شدند؛ و خواب ایشان را در ربود! از جنگاوران، یکی هم نبود که دست خویش حرکت تواند داد! به عتاب تو، ای خدای یعقوب اسب و ارابه از حرکت بازایستادند! براستی که تو مَهیب هستی! آنگاه که خشم گیری، کیست که در حضورت تواند ایستاد؟ از آسمان داوری را اعلام کردی، و زمین ترسان شد و خاموشی گزید، آنگاه که خدا به داوری برخاست تا ستمدیدگان زمین را جملگی نجات بخشد. سِلاه به‌یقین که خشم بشر به ستایش تو می‌انجامد، و باقیماندۀ خشم را بر کمر خود خواهی بست. برای یهوه خدای خویش نذر کنید و وفا نمایید؛ همۀ آنان که گرداگرد اویند، برای او که مَهیب است، پیشکشها بیاورند! او جان حکمرانان را می‌گیرد، پادشاهان زمین از او ترسانند!

دانیال ۷:‏۱۵ تا آخر

«و اما من، دانیال، روحم در اندرونم پریشان شد و رؤیاهای سرم مرا مضطرب ساخت. به یکی از کسانی که آنجا ایستاده بودند، نزدیک شدم و حقیقت همۀ آن امور را از او جویا گشتم. پس او تعبیر آنها را برایم چنین شرح داد: اما مقدسینِ آن متعال پادشاهی را خواهند گرفت، و آن را تا ابدالاباد در تصرف خواهند داشت.“ ”آن چهار وحش بزرگ، چهار پادشاهند که از زمین بر خواهند خاست. «آنگاه خواستم حقیقت امر را دربارۀ وحش چهارم بدانم، همان که با همۀ دیگران متفاوت بود و بسیار هولناک، و دندانهای آهنین و چنگالهای برنجین داشت و می‌بلعید و خُرد می‌کرد و باقی‌مانده را لگدمال می‌نمود. نیز خواستم دربارۀ آن ده شاخ بدانم که بر سرش بود و نیز دربارۀ آن شاخ دیگر که برآمد و سه شاخ در برابرش افتادند، یعنی همان شاخ که چشمان داشت و دهانی که سخنان تکبر‌آمیز می‌گفت، و بزرگتر از سایرین می‌نمود. و چون می‌نگریستم، آن شاخ به جنگ مقدسین رفت و بر ایشان استیلا یافت، تا اینکه قدیم‌الایام آمد و داوری به نفع مقدسینِ آن متعال اجرا شد و زمانی رسید که مقدسین پادشاهی را به تصرف آوردند. «پس او گفت: ”وحش چهارم، پادشاهی چهارم است که بر زمین خواهد بود. این پادشاهی با همۀ پادشاهی‌ها تفاوت خواهد داشت و تمامی جهان را فرو خواهد بلعید، و آن را لگدمال کرده، خُرد خواهد نمود. و اما در خصوص آن ده شاخ، از این پادشاهی ده پادشاه بر خواهند خاست، و پس از آنها پادشاهی دیگر که با پادشاهان پیشین تفاوت خواهد داشت؛ او سه پادشاه را سرنگون خواهد کرد و بر ضد آن متعال سخن خواهد گفت و مقدسینِ آن متعال را آزار خواهد رسانید، و قصد تبدیل زمانها و شریعت را خواهد نمود؛ و ایشان تا یک زمان و زمانها و نیم زمان به دست وی تسلیم کرده خواهند شد. اما دیوان بر پا خواهد گشت، و حکومتش را از وی گرفته، آن را برای همیشه محو و نابود خواهند کرد. آنگاه پادشاهی و حکومت و حشمتِ ممالکی که زیر تمامی آسمان است به قوم مقدسینِ آن متعال داده خواهد شد؛ پادشاهی آنها پادشاهی جاودانه خواهد بود و همۀ حکومتها آنها را خدمت و اطاعت خواهند کرد.“ «سرانجامِ امر چنین است. و اما من، دانیال، از اندیشه‌هایم به‌غایت پریشان گشتم و رنگ از رخسار باختم، اما این امر را در دل نهان داشتم.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *