Today's word: اول پادشاهان ۱۲ : ۷ | Bible Study: اوّل پادشاهان ۱۲ : ۱ – ۷

سلطنت شمالی

«ایشان او را عرض کرده، گفتند: “اگر امروز این قوم را بنده شوی و ایشان را خدمت نموده، جواب دهی و سخنان نیکو به ایشان گویی همانا همیشه اوقات بندهٔ تو خواهند بود.”»

اول پادشاهان ۱۲ : ۷

قبل از به سلطنت رسیدن چهارمین پادشاه قوم اسرائیل، یعنی رِحبُعام پسر سلیمان پادشاه، خداوند بر سلیمان فرمود که سلطنت را از وی گرفته و به یکی از زیردستانش واگذار خواهد نمود (11: 11-13) و کلام خداوند به‌واسطهٔ اخیای نبی به یِربُعام اعلام شد (11: 28-33). این نبوت در زمان رِحبُعام محقق شد (11: 35- 36) و سلطنت یکپارچهٔ اسرائیل به دو پارهٔ «شمالی-اسرائیل و جنوبی-یهودا» تقسیم گشت.

 

پس از درگذشت سلیمان، سران دَه سبط شمالی اسرائیل، یعنی رئوبین، شمعون، زبولون، یساکار، دان، جاد، اشیر، نفتالی، منسی و افرایم در شهر شکیم گرد هم آمدند تا یِربُعام به نمایندگی آنان با رِحبُعام دربارهٔ قانون کار اجباری (5: 13) و مالیات سنگینی که پدرش مقرر نموده بود (4: 7) گفت‌وگو کنند.

 

رِحبُعام بعد از شنیدن درخواست دَه سبط اسرائیل، ابتدا از کارگزاران زبده‌ای که مشاورین پدرش بودند نظر خواهی نمود و پند آنان این بود که وی از سختگیری در اجرای قوانین بپرهیزد تا مردم اسرائیل نسبت به او مطیع و وفادار شوند. سپس، او با نزدیکان خود، یعنی جوانانی که فقط با سبک زندگی دربار آشنا بودند به شور نشست که توصیهٔ آنان بر خلاف ریش سفیدان، اِعمال سختگیری شدیدتر در اجرای قوانین بود.

رِحبُعام اندرز مشاورین پدرش را نادیده گرفت و مطابق توصیه نزدیکان خویش به یِربُعام و سران دَه سبط شمالی اسرائیل پاسخی تند و تیز داد که حاکی از سخت‌تر شدن اجرای قوانین بود. سرانجام بی‌تدبیری و کوته‌بینی رِحبُعام موجب شد که دَه سبط شمالی از رِحبُعام مأیوس شوند و همانند شورش شَبَع که نخستین خصومت بارز میان اسرائیل و یهودا بود دگر بار آشکارا بگویند: «ما را در داوود چه حصه‌ و در پسر یسا چه نصیب است؟» (دوم سموئیل 20: 1)

 

نخوت و سفاهت رِحبُعام، موجب شد که سلطنت بر دَه سبط قلمرو شمالی مطابق نبوت اخیا به یِربُعام برسد و رِحبُعام بر سبط یهودا که به خاندان داوود وفادار ماند سلطنت نماید (12: 20). تمامی این امور تحت اراده و حاکمیت خدا روی داد تا آنچه دربارهٔ دو پاره شدن سلطنت به سلیمان فرموده بود محقق گردد (11: 11-13). این حقیقت که کلام خدا و وعده‌های او به یقین محقق می‌گردد، همواره پابرجاست و این مهم امروزه نیز پشتوانهٔ محکم ایمانداران راستینی است که خداوند‌خدای خویش را با تمامی دل و جان محبت می‌نمایند.

Bible Study

اول پادشاهان ۱۲ : ۷

7گفتند: «اگر امروز خدمتگزار این قوم گردی و ایشان را خدمت کنی و سخنان نیکو به ایشان بگویی، همانا همیشه خدمتگزارت خواهند بود.»

اوّل پادشاهان ۱۲ : ۱ – ۷

شورش اسرائیل علیه رِحُبعام
1و اما رِحُبعام به شِکیم رفت، زیرا همۀ اسرائیل به شِکیم رفته بودند تا او را پادشاه سازند. 2چون یِرُبعام پسر نِباط، این خبر را شنید، از مصر بازگشت. او از حضور سلیمانِ پادشاه به مصر گریخته بود و هنوز در آنجا به سر می‌برد. 3پس ایشان در پی یِرُبعام فرستاده، او را فرا خواندند، و یِرُبعام با تمامی جماعت اسرائیل آمده، به رِحُبعام گفتند: 4«پدرت یوغ ما را سنگین ساخت. اما تو اکنون این خدمت سخت و یوغ سنگین را که پدرت بر ما نهاد سبک ساز، و ما تو را خدمت خواهیم کرد.» 5رِحُبعام پاسخ داد: «بروید و سه روز دیگر نزد من بازآیید.» پس قوم برفتند.
6آنگاه رِحُبعامِ پادشاه با مشایخی که در ایام حیات پدرش سلیمان در حضور او به خدمت می‌ایستادند، مشورت کرد و گفت: «شما چه صلاح می‌دانید که در پاسخ به این قوم بگویم؟» 7گفتند: «اگر امروز خدمتگزار این قوم گردی و ایشان را خدمت کنی و سخنان نیکو به ایشان بگویی، همانا همیشه خدمتگزارت خواهند بود.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *