یهودیان در طول سالهای تبعید در بابل، حقایق بسیاری در مورد خدا آموختند. وقتی به شکلی خشونتآمیز شکست خوردند و به اسارت برده شدند، تصور کردند که خدایشان مرده و زیر آوار ویرانههای معبد اورشلیم (جایی که قربانیهای خود را تقدیم میکردند) مدفون شده است. اما بهتدریج متوجه شدند که خدایشان نمرده است. در واقع، خدا با آنها به بابل آمده بود و حتی در آن مکان نفرتانگیز نیز میخواست ایشان را برافرازد و احیا کند. علاوه بر این، خدا در همۀ جای جهان حضور داشت و مشتاقانه در انتظار قومش بود تا به دعوت او پاسخ گویند. از طریق کشفیات یهودیان، مسیحیان این امور را در کانون اعتقادات خود نگاه میدارند.
همراه با این آموزشها، نگرش و دیدگاه جدیدی نسبت به پرستش در معبد شکل گرفت. پس از آنکه یهودیان به زمینهای پیرامون اورشلیم بازگشتند، معبد را بازسازی کردند. دیوار غربی (دیوار نـُدْبه) که هنوز نیز در شهر پابرجاست، بازسازی شد. اما اکنون نگرش تازهای نسبت به آن وجود داشت. این نگرش جدید این بود که انسانها نمیتوانند دیواری در اطراف خدا بسازند. آنچه خدا انتظار داشت و هنوز نیز دارد، صداقت و فروتنی انسان در حضور اوست. اگر شما بهدنبال مراسم قربانی یک حیوان باشید، بدون اینکه به صدای خدا در قلبتان گوش دهید، این عمل کاملاً بیفایده خواهد بود. یا حتی بدتر از آن، این کار میتواند شما را به یک فرد مذهبیِ متعصب و ریاکار تبدیل کند. امروز هم، انجام اعمال و مراسم مذهبی بهطور کامل و دقیق، در صورتی که قلبی باز و تبدیلشده نسبت به محبت مسیح نداشته باشیم، ارزشی ندارد.
Today's Prayer
خدایا،
ای تو که با هدایت یک ستاره،
پسر یگانهات را بر قومهای زمین آشکار فرمودی:
از سر رحمت خود، به ما که اکنون تو را از طریق ایمان میشناسیم،
عنایت فرما تا سرانجام جلالت را رو در رو بنگریم؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
اشعیا ۶۶:۱-۱۱
خداوند چنین میفرماید: «آسمان تخت پادشاهی من است، و زمین کرسیِ زیر پایم! چه خانهای برای من بنا میکنید، و مکان آرمیدنم کجاست؟ این همه را دست من ساخته است، و بدینگونه همۀ آنها به وجود آمده؛ خداوند این را میفرماید. «اما این است آن که بر وی نظر خواهم کرد: آن که فروتن است و روحِ توبهکار دارد، و از کلام من میلرزد. «آن که گاوی ذبح میکند، مانند کسی است که انسانی را میکشد؛ و آن که برهای قربانی میکند، همچون کسی است که گردن سگی را میشکند؛ آن که هدیه آردی تقدیم میکند، مانند کسی است که خون خوک پیشکش میآورد؛ و آن که کُندُر به عنوان یادگاری میسوزانَد، همچون کسی است که بتی را متبارک میگوید. اینان راههای خودشان را برگزیدهاند، و جانشان از اعمالِ قبیحشان لذت میبرد. پس من نیز برای ایشان مصیبتی سخت بر خواهم گزید و ترسهایشان را بر سرشان خواهم آورد، زیرا چون خواندم کسی پاسخ نداد، و چون سخن گفتم گوش نگرفتند؛ بلکه آنچه را در نظرم ناپسند بود به عمل آوردند، و آنچه را از آن خشنود نبودم برگزیدند.» ای شما که از کلام خداوند میلرزید، کلام او را بشنوید: «برادران شما که از شما نفرت دارند و بهخاطر نام من شما را از خود میرانند، میگویند: ”باشد که خداوند جلال یابد تا ما شادی شما را ببینیم“؛ اما خودِ ایشان سرافکنده خواهند شد. «آواز غوغا از شهر! صدایی از معبد! این آواز خداوند است که دشمنان خود را سزا میدهد! «او پیش از دردِ زا، زاییده است؛ پیش از آنکه درد او را فرو بگیرد، پسری به دنیا آورده. کیست که چنین چیزی شنیده باشد؟ و کیست که چنین چیزهایی دیده باشد؟ آیا سرزمینی در یک روز متولد میشود؟ و ملتی در یک لحظه به دنیا میآید؟ زیرا که صَهیون به محض شروع درد زایمان، فرزندان خود را زاده است.» خداوند میگوید: «آیا من به مرحلۀ تولد برسانم و به دنیا نیاورم؟» خدای شما میفرماید: «آیا من که میزایانم، رَحِم را ببندم؟» «ای همۀ کسانی که اورشلیم را دوست میدارید، با او شادی کنید و برایش شادمان باشید؛ ای همۀ آنان که برایش سوگوارید، با او شادیِ بسیار نمایید؛ تا از پستانِ تسلیبخشِ او مکیده، سیراب شوید؛ تا از وفور نعمت او بهغایت نوشیده، خرّم گردید.»
مزمور ۹۸
برای خداوند سرودی تازه بسرایید، زیرا کارهای شگفت کرده است! دست راست و بازوی قدوسش نجات را برای او به عمل آورده است. خداوند نجات خود را اعلام فرموده، و عدالت نجاتبخش خویش را در نظر قومها آشکار ساخته است. او محبت و وفاداری خود را نسبت به خاندان اسرائیل به یاد آورده است؛ همۀ کرانهای زمین نجات خدای ما را دیدهاند. ای تمامی زمین، برای خداوند فریاد شادمانی سر دهید! بانگ برآورید! هلهله کنید! بسرایید! خداوند را با چنگ بسرایید، با چنگ و با آوای نغمات. با کَرِناها و آوای سُرنا، به حضور یهوه پادشاه بانگ شادی برآورید! دریا و هر چه در آن است بخروشد؛ جهان و همۀ ساکنان آن! نهرها دستک زنند، و کوهها فریاد شادمانی سر دهند، در حضور خداوند، زیرا که برای داوری زمین میآید. او جهان را به عدالت داوری خواهد کرد، و قومها را به انصاف.
مزمور ۱۵۰
هللویاه! خدا را در قُدسش بستایید! او را در فَلَکِ پرقدرتش بستایید! او را به سبب کارهای مقتدرانهاش بستایید! او را فراخور عظمتِ بسیارش بستایید! او را با نوای کَرِنا بستایید! او را با چنگ و بربط بستایید! او را با دف و رقص بستایید! او را با سازهای زِهی و نی بستایید! او را با سَنجها بستایید! او را با سَنجهای بلندآوا بستایید! هر چه جان دارد خداوند را بستاید! هللویاه!
دوم یوحنا
از شیخ کلیسا، به بانوی برگزیده و فرزندانش که ایشان را در ’حقیقت‘ دوست میدارم - و نه تنها من، بلکه همۀ آنان که حقیقت را شناختهاند - فیض و رحمت و سلامتی از جانب خدای پدر و از جانب عیسی مسیح، پسر آن پدر، در حقیقت و محبت با ما خواهد بود. به سبب آن حقیقت که در ما ساکن است و تا ابد با ما خواهد بود. بسی شادمان شدم که دریافتم برخی از فرزندان تو بنا بر حکمی که از پدر یافتیم، در ’حقیقت‘ سلوک میکنند. امّا حال، بانوی گرامی، از تو درخواستی دارم. نه آنکه حکمی تازه به تو بنویسم، بلکه همان که از آغاز داشتهایم، که یکدیگر را محبت کنیم. و محبت این است که بنا بر احکام او سلوک نماییم. آری، همانگونه که از آغاز شنیدهاید، حکم او این است که در محبت سلوک کنید. زیرا که فریبکارانِ بسیار به دنیا بیرون رفتهاند، که بر آمدن عیسی مسیح در جسم انسانی اقرار ندارند. چنین کسان، همان فریبکار و ضدّمسیحاند. بهوش باشید که ثمر کار خود را بر باد ندهید، بلکه پاداشی به کمال دریافت کنید. هر آن کس که از تعلیم مسیح فراتر رود و در آن پایدار نماند، خدا را ندارد، آن که در آن تعلیم پایدار مانَد، هم پدر را دارد و هم پسر را. اگر کسی نزد شما آید و این تعلیم را نیاورد، او را به خانۀ خود مپذیرید و خوشامدش مگویید؛ زیرا آن که او را خوشامد گوید، در اعمال بدش شریک میشود. بسیار چیزها دارم که به شما بنویسم، لیکن نمیخواهم با قلم و کاغذ باشد. امّا امیدوارم نزدتان بیایم و رویاروی گفتگو کنیم تا شادیمان کامل شود. فرزندان خواهرِ برگزیدهات، برای تو سلام میفرستند. [آمین!]