Today's word: نحمیا ۲: ۴-۵  | Bible Study: نحمیا ۳

برنامهٔ نحمیا

«آنگاه نزد خدای آسمان‌ها دعا نمودم و به پادشاه گفتم:… »

نحمیا ۲: ۴-۵

 

خداوند حصارهای خراب اورشلیم، دروازه‌های به آتش سوخته و مقبره‌های بی‌حرمت شده را به‌واسطهٔ دستان نحمیا و دیگر برگزیدگان آباد کرد؛ زیرا که نحمیا قلبی خداترس و امین داشت و دعا برای او اولین و مهم‌ترین قدم محسوب می‌گشت. دعا عادت نیکویی بود که وی در تمامی دوران غربت و دوری از اورشلیم و معبد، و خوشی و راحتی در قصر پادشاه در دل خود نگاه داشته بود. (۱: ۶)

تعمیر دروازه‌ها از آن جهت اهمیتی خاص داشت که حفاظت و امنیت را به مردمانش می‌بخشید و این دروازه‌ها بودند که قلب تپندهٔ شهر محسوب می‌گشتند. علاوه‌بر این، اهالی شهر جهت رسیدگی به امور قضایی یا سایر مناسبت‌های اجتماعی در نزدیکی دروازه‌ها گرد هم می‌آمدند. دروازه‌های سوخته نشانهٔ مرگ جنب‌و‌جوش اجتماعی در شهر و به معنای پایان گرد هم آمدن و اتمام محفل‌ها بود.

نیز، آباد کردن مقبرهٔ پدران اسرائیل از آن روی بار سنگینی بر قلب نحمیا گشته بود که آنها نشان احترام به اجداد و نیاکان بودند. وجود مقبره‌ها بود که این امید را به دل زندگان می‌نهاد که آنان میراث‌دار ارزش‌های روحانی پدرانشان هستند. آن نسل امیدوار بود پس از آنکه از دنیا می‌رود در مقبره‌ها به خاک سپرده شود و حرمت آنان مانند پدرانشان حفظ گردد و ارج نهاده شود.

تمامی آن کارهای بزرگ و افراد بی‌شماری که در باب ۳ از آنها نام برده می‌شود، همه ابزار دستان خدا گشتند تا سرافرازی را به اورشلیم سوخته و آبادی را به مقبره‌های ویران بازگردانند. سرآغاز تمامی این امور عظیم با دعا شروع گردید. اگر خدای آسمان‌ها دست مهربان خود را بر نحمیا قرار نمی‌داد و دعای او را چون بخوری خوش‌بو نمی‌پذیرفت، سرداران سپاه و سواران، و سکه‌ها و مکتوبات مهیا نمی‌گشتند.

امروز نیز خداوند قادر و مایل است که هر سوختگی و سرافکندگی، و هر ویرانی و بی‌حرمتی را به سرافرازی و آبادی مبدل گرداند، اگر ما نیز به مانند نحمیا دلی افتاده و توبه کار بیابیم و در دعا مواظب و هوشیار باشیم. چنانکه کلام خداوند می‌فرماید: «در امید مسرور و در مصیبت صابر و در دعا مواظب باشید.» (رومیان ۱۲: ۱۲ )

Bible Study

نحمیا ۲: ۴-۵ 

«آنگاه نزد خدای آسمان‌ها دعا نمودم و به پادشاه گفتم:… »

نحمیا ۳

بنای حصار
1آنگاه اِلیاشیب کاهن اعظم، با برادران کاهنش برخاستند و دروازۀ گوسفند را بنا کردند. ایشان آن را تقدیس کرده، درهایش را بر پا داشتند. آنان حصار را تا برجِ صد و برجِ حَنَنئیل بنا کرده، تقدیس نمودند. 2در کنار ایشان، مردان اَریحا بنا کردند، و در کنار آنان، زَکّور، پسر اِمری، بنا کرد.
3پسرانِ هَسِنَاَه دروازۀ ماهی را بنا کردند. ایشان تیرهای آن را کار گذاشتند و درهایش را با قفلها و پشت‌بندها بر پا داشتند. 4در کنار ایشان، مِرِموت پسر اوریا، پسر هَقّوص مرمت کرد؛ در کنار آنها، مِشُلّام، پسر بِرِکیا، پسر مِشیزَبئیل؛ و در کنار آنها، صادوق، پسر بَعَنا. 5در کنار ایشان، تِقوعیان مرمت کردند، اما بزرگان ایشان به خدمت سرور خویش گردن ننهادند.
6یویاداع، پسر فاسیَح، و مِشُلّام، پسر بِسودیا، دروازۀ کُهنه را مرمت کردند. ایشان تیرهای آن را کار گذاشتند و درهایش را با قفلها و پشت‌بندها بر پا داشتند. 7در کنار ایشان، مِلاتیای جِبعونی و یادونِ مِرونوتی، مردان جِبعون و مِصفَه، مقر والی ماوراءالنهر را مرمت کردند. 8در کنار آنها، عُزّیئیل، پسر حَرهایا، که از زرگران بود، مرمت کرد، و در کنار او حَنَنیا، که از عطاران بود. آنان اورشلیم را تا حصار پَهْن بازسازی کردند. 9در کنار ایشان، رِفایا، پسر حور، که حاکم نیمی از ناحیۀ اورشلیم بود، مرمت کرد. 10در کنار آنها، یِدایا پسر حَروماف، قسمت مقابل خانه‌اش را مرمت کرد، و در کنار او، حَطّوش، پسر حَشَبنیا مرمت نمود. 11مَلْکیا، پسر حاریم، و حَشّوب، پسر فَحَت‌موآب، قسمتی دیگر، و برج تنورها را مرمت کردند. 12در کنار او، شَلّوم، پسر هَلّوحیش، که حاکم نیمی از ناحیۀ اورشلیم بود، همراه با دخترانش مرمت کرد.
13خانون و ساکنان زانواَخ، دروازۀ درّه را مرمت کردند. ایشان آن را بنا کردند و درهایش را با قفلها و پشت‌بندها بر پا داشتند، و هزار ذِراع از حصار را نیز تا دروازۀ خاکروبه مرمت کردند.
14مَلْکیا، پسر رِکاب، حاکم ناحیۀ بِیت‌هَکّاریم، دروازۀ خاکروبه را مرمت کرد. او آن را بنا کرد و درهایش را با قفلها و پشت‌بندها بر پا داشت.
15شَلّوم، پسر کُلحوزِه، حاکم ناحیۀ مِصفَه، دروازۀ چشمه را مرمت کرد. او آن را بنا کرد و سقفش را نهاد و درهایش را با قفلها و پشت‌بندها بر پا داشت. او حصار حوض شِلَخ را نیز که کنار باغ پادشاه بود تا پله‌هایی که از شهر داوود پایین می‌رفت، مرمت کرد. 16بعد از او، نِحِمیا پسر عَزبوق، حاکم نیمی از ناحیۀ بِیت‌صور، تا مقابل مقبره‌های داوود و برکۀ مصنوعی و خانۀ جنگاوران را مرمت کرد. 17بعد از او، لاویان مرمت کردند: رِحوم پسر بانی. در کنارش حَشَبیا، حاکم نیمی از ناحیۀ قِعیلَه، برای ناحیۀ خود مرمت کرد. 18بعد از او، برادران ایشان مرمت کردند: بَوّای، پسر حیناداد، حاکم نیمی از ناحیۀ قِعیلَه. 19در کنار او، عِزِر پسر یِشوعَ، حاکم مِصفَه، قسمتی دیگر را که مقابل سربالایی اسلحه‌خانه و نزد زاویه بود، مرمت کرد. 20بعد از او، باروک پسر زَکّای، قسمتی دیگر را، از زاویه تا ورودی خانۀ اِلیاشیب کاهن اعظم، غیورانه مرمت کرد. 21بعد از او، مِرِموت، پسر اوریا، پسر هَقّوص، قسمتی دیگر را، از ورودی خانۀ اِلیاشیب تا انتهای خانه‌اش، مرمت کرد. 22بعد از او، کاهنانی که از آن حوالی بودند، مرمت کردند. 23بعد از ایشان، بِنیامین و حَشّوب، مقابل خانۀ خویش را مرمت کردند، و بعد از آنان، عَزَریا، پسر مَعَسیا، پسر عَنَنیا، قسمت کنار خانۀ خویش را مرمت کرد. 24بعد از او، بِنّوی، پسر حیناداد، قسمتی دیگر از خانۀ عَزَریا را تا زاویه و گوشۀ حصار مرمت کرد. 25فالال، پسر اوزای، از مقابل زاویه و برجِ پیش‌آمده از خانۀ بالایی شاه، واقع در کنار صحن نگهبان را مرمت کرد. بعد از او، فِدایاه، پسر فَرعوش، 26و خادمان معبد که بر تپۀ عوفِل ساکن بودند، تا مقابل دروازۀ آب در مشرق، و برجِ پیش‌آمده را مرمت کردند. 27بعد از او، تِقوعیان، قسمتی دیگر را که از مقابل برج بزرگِ پیش‌آمده تا دیوار عوفِل را شامل می‌شد، مرمت کردند.
28بالاتر از دروازۀ اسب، کاهنان، هر یک مقابل خانۀ خویش را مرمت کردند. 29بعد از ایشان، صادوق، پسر اِمّیر، قسمت مقابل خانۀ خویش را مرمت کرد. بعد از او، شِمَعیا، پسر شِکَنیا، نگاهبان دروازۀ شرقی، مرمت کرد. 30بعد از او، حَنَنیا، پسر شِلِمیا، و خانون، ششمین پسر صالاف، قسمتی دیگر را مرمت کردند. بعد از ایشان، مِشُلّام، پسر بِرِکیا، قسمت مقابل حُجرۀ خود را مرمت کرد. 31بعد از او، مَلْکیا، که یکی از زرگران بود، تا خانۀ خادمان معبد و تاجران را که مقابل دروازۀ مِفقاد بود، تا بالاخانۀ گوشۀ حصار، تعمیر کرد. 32و حصارِ بین بالاخانۀ گوشۀ حصار و دروازۀ گوسفند را زرگران و تاجران مرمت کردند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *