ادعاهای تعصبآمیز، معمولاً یکی از علائم مشکلاتی عمیقتر در میان جماعت ایمانداران هستند. پولس مشاجرات ایمانداران قرنتس را مورد کَندوکاو قرار میدهد تا ریشههای رقابتها و تکبر روحانی ایشان را افشا کند. آنان که چنین آسان تحت تأثیر نمایشهای دنیوی قرار میگیرند چگونه میتوانند مطابق با مطالبات و چالشهای عمیق و افراطی صلیب زندگی کنند؟
قرنتس شهری بود متشکل از ملتهای مختلف که در آن، سفسطهگران و شعبدهبازان مشهور میتوانستند بهآسانی برای خود هوادار جمع کنند. یونانیان با فرهنگ هجوم میآوردند تا به سخنان شیوا و فصیح این مباحثهگران گوش کنند،. مباحثهگرانی که به تعریف و تمجید از اندیشهوری ایشان میپرداختند و امیدهای پرشور یهودیان دیندار نیز میتوانست با آتشبازیهای ایشان که قدرتی فوقطبیعی را به نمایش میگذاشت، شعلهور گردد. این دو گروه گرچه نیازهای فرهنگی متفاوتی داشتند، اما هر دو از همان عطش اساسی برای نفوذ بر دیگران، ایجاد هیجان و اِعمال قدرت برخوردار بودند.
بر اساس نظر پولس و انجیلش، همۀ اینها جهالت است. تناقض عظیمی که در صلیب مسیح وجود دارد، این است که در نقطهٔ مقابل هرگونه ادعای افراد برای برخورداری از حکمت و قدرت قرار دارد، و فیض خدا را در فروتنی و خواری تکاندهندۀ مسیحِ مصلوب، مکشوف میسازد.
انسانها همواره نزد رهبرانی گرد آمدهاند که برای دل و ذهن، اطمینان خاطری سهلالوصول را وعده میدهند. در روزگار ما، ملتها در کل، فریب ترفندهای زیرکانۀ وعدههای عامهپسند یا سخنوریهای نمایشی رهبران پرحرف را میخورند. رهبرانی که برخی از آنان به ادعای خودشان، مسیحی هستند و خودستاییهایشان عمیقاً و شدیداً در نقطهٔ مقابل انجیل مسیح قرار دارد. در آن روزگار، مانند امروز، پیام صلیب ما را بهسوی تغییری عمیق در زندگیمان فرامیخواند.
Today's Prayer
ای پدر آسمانی،
در کنار رود اردن، مکشوف ساختی که عیسی پسر توست:
باشد که ما او را ارباب و خداوندگارمان بدانیم،
و خود را نیز فرزندان محبوب تو به شمار آوریم؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، نجاتدهندۀ ما.
Bible Study
اول قرنتیان ۱:۱۸ تا آخر
زیرا پیام صلیب برای آنان که هلاک میشوند جهالت است، امّا برای ما که نجات مییابیم قدرت خداست. زیرا نوشته شده است: «حکمتِ حکیمان را نابود خواهم ساخت و فهم فهیمان را باطل خواهم گردانید.» براستی، حکیم کجاست؟ عالِمِ دین کجاست؟ مباحثهگرِ این عصر کجاست؟ مگر خدا حکمت دنیا را جهالت نگردانیده است؟ زیرا از آنجا که بنا بر حکمتِ خدا، دنیا نتوانست از طریق حکمتْ خدا را بشناسد، خدا چنان مصلحت دید که از راه جهالتِ موعظه، کسانی را که ایمان میآورند، نجات بخشد. زیرا یهودیان خواستار آیتاند و یونانیان در پی حکمت، ولی ما مسیح مصلوب را وعظ میکنیم که یهودیان را سنگ لغزش است و غیریهودیان را جهالت، امّا فراخواندگان را، چه یهودی و چه یونانی، مسیحْ قدرت خدا و حکمت خداست. زیرا جهالتِ خدا از حکمتِ انسان حکیمانهتر و ناتوانیِ خدا از قدرتِ انسان تواناتر است. ای برادران، وضع خود را، آن هنگام که خدا شما را فرا خواند، در نظر آورید. بیشتر شما با معیارهای بشری، حکیم محسوب نمیشدید؛ و بیشتر شما از قدرتمندان یا نجیبزادگان نبودید. امّا خدا آنچه را که دنیا جهالت میپندارد، برگزید تا حکیمان را خجل سازد؛ و آنچه را که دنیا ضعیف میشمارَد، انتخاب کرد تا قدرتمندان را شرمنده سازد؛ خدا آنچه را که این دنیا پَست و حقیر میانگارد، بلکه نیستیها را، برگزید تا هستیها را باطل سازد، از اوست که شما در مسیحْ عیسی هستید، که از جانب خدا برای ما حکمت شده است، یعنی پارسایی، قدّوسیت و رهایی ما. تا چنانکه آمده است: «هر که فخر میکند، به خداوند فخر کند.» تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند.
مزمور ۸
ای یهوه، خداوندگار ما، چه شکوهمند است نام تو در سرتاسر زمین! تو جلال خویش را بر فراز آسمانها گسترانیدهای. از زبان کودکان و شیرخوارگان به سبب دشمنانت ستایش را بنیان نهادی، تا خَصم و انتقامگیرنده را خاموش گردانی. چون به آسمانهای تو بنگرم، که صنعت انگشتان توست، و به ماه و ستارگان که تو بر قرار داشتهای، گویم: انسان چیست که در اندیشهاش باشی، و بنیآدم، که به او روی نمایی؟ او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سرش نهادی. بر کارهای دستت، او را چیرگی بخشیدی و همه چیز را زیر پاهای او نهادی: گوسفندان و گاوان را، به تمامی، و جانوران صحرا را؛ پرندگان آسمان، و ماهیان دریا را؛ و هرآنچه را که از راه دریاها میگذرد. ای یهوه، خداوندگار ما، چه شکوهمند است نام تو در سرتاسر زمین!
مزمور ۹
تو را، ای خداوند، به تمامی دل سپاس خواهم گفت؛ همۀ شگفتیهای تو را بیان خواهم کرد. در تو شادی و وجد خواهم نمود، نام تو را، ای متعال، خواهم سرایید. چون دشمنانم به عقب بازگردند؛ از حضور تو میلغزند و هلاک میشوند. زیرا که تو مرا به انصاف دادرسی کردهای؛ تو بر مسند خود نشسته به عدل داوری کردهای. قومها را عتاب کرده و شریران را نابود کردهای؛ نام ایشان را محو کردهای تا ابدالآباد. دشمن در ویرانههای ابدی نیست گردیده است، شهرهایشان را از بیخ و بُن برکندهای؛ حتی یادِ آنها نیز از میان رفته است. اما خداوند جاودانه جلوس فرموده؛ او تخت خویش را برای داوری استوار داشته است. او خود بر جهان به عدل حکم میراند؛ و بر قومها به انصاف داوری میکند. خداوند برای ستمدیدگان قلعۀ بلند است، قلعۀ بلند در زمانهای تنگی. آنان که نام تو را میشناسند، بر تو توکل میدارند، زیرا تو، خداوندا، هرگز جویندگان خود را وانگذاشتهای. خداوند را که در صَهیون جلوس فرموده است، بسرایید؛ کارهای او را در میان قومها بازگو کنید. زیرا او که انتقامگیرندۀ خون است، ایشان را به یاد میآورد، او فریاد ستمدیدگان را فراموش نمیکند. ای خداوند، مرا فیض عطا فرما و بر آزاری که از دست دشمنانم میبینم نظر کن، ای که برافرازندۀ من از دروازههای مرگ هستی، تا همۀ اوصاف تو را در دروازههای دختر صَهیون برشمارم و در نجات تو شادی کنم. قومها در چاهی که خود کنده بودند، فرو افتادند؛ پای ایشان در دامی که خود نهفته بودند، گرفتار شد. خداوند خود را شناسانیده و داوری را به اجرا گذاشته است؛ شریران از کارهای دست خود به دام میافتند. هِجایون. سِلاه شریران به هاویه باز خواهند گشت؛ نیز همۀ قومهایی که خدا را فراموش میکنند. زیرا نیازمندان همیشه فراموش نخواهند شد، و امید ستمدیدگان تا ابد بر باد نخواهد بود. برخیز، ای خداوند! مگذار انسان چیره شود؛ باشد که قومها در پیشگاه تو داوری شوند. خداوندا، ترس بر جانشان بیفکن، تا قومها دریابند که انسانند و بس. سِلاه
عاموس، فصل ۲
خداوند چنین میگوید: «به سبب سه نافرمانی موآب، بلکه چهار نافرمانیاش، مکافات او را بر نخواهم گردانید، زیرا استخوانهای پادشاه اَدوم را سوزانید، آنسان که چون آهک شد. پس بر موآب آتش خواهم فرستاد، تا دژهای قِریوت را بسوزاند؛ و موآب در میان هنگامۀ جنگ خواهد مرد، در میان فریادها و صدای کَرِنا. و من حکمران را از میانش منقطع خواهم کرد و همۀ صاحبمنصبانش را با وی خواهم کشت؛» این است فرمودۀ خداوند. خداوند چنین میگوید: «به سبب سه نافرمانی یهودا، بلکه چهار نافرمانیاش، مکافاتش را بر نخواهم گردانید، زیرا ایشان شریعت خداوند را رد کردند و فرایض او را نگاه نداشتند. دروغهای آنها ایشان را به گمراهی کشانید، دروغهایی که پدرانشان از آنها پیروی میکردند. پس بر یهودا آتش خواهم فرستاد، تا کاخهای اورشلیم را بسوزاند.» خداوند چنین میگوید: «به سبب سه نافرمانی اسرائیل، بلکه چهار نافرمانیاش، مکافات او را بر نخواهم گردانید، زیرا شخص پارسا را به نقره میفروشند و نیازمند را به یک جفت صندل. سرِ بینوایان را بر خاکِ زمین پایمال میکنند و راه ستمدیدگان را کج میسازند؛ پسر و پدر با یک دختر همبستر میشوند و اینگونه نام قدوس مرا بیحرمت میسازند. بر جامههایی که گرو گرفتهاند، در کنار هر مذبحی میخوابند، و شرابی را که با پولِ جریمهشدگان خریداری شده، در خانۀ خدای خود مینوشند. «حالآنکه من بودم که اَموریان را پیش روی ایشان هلاک کردم، آنان را که همچون سروْ بلندقامت و همچون بلوطْ تنومند بودند. من میوۀ او را از بالا از میان بردم، و ریشههایش را از پایین. و من بودم که شما را از سرزمین مصر برآوردم، و چهل سال در بیابان هدایتتان کردم، تا سرزمین اَموریان را تصرف کنید. برخی از پسرانتان را نبی مقرر داشتم و شماری از جوانانتان را نذیره. ای بنیاسرائیل، آیا چنین نیست؟» این است فرمودۀ خداوند. «اما شما به نذیرهها شراب نوشانیدید و انبیا را نهی کرده، گفتید: ”نبوّت مکنید!“ «اینک من شما را در جایتان زیر فشار قرار میدهم، چنانکه ارابهای پر از بافهها چنین میکند. تیزرو توانِ گریز نخواهد داشت، نیرومند نیروی خویش را حفظ نخواهد کرد، و دلاور جان خویش را نخواهد رهانید. کمانگیر را یارای ایستادگی نخواهد بود، گریزپا جان به در نخواهد برد، و اسبسوار جان خویش را نخواهد رهانید؛ و شجاعترین جنگاوران در آن روز برهنه خواهند گریخت؛» این است فرمودۀ خداوند.