پولس محبتی عمیق در دلش برای این جماعت نوپای مسیحی در شهر قرنتس دارد. او به خود اجازه میدهد تا حالت مالکیت یا متکبرانه در قبال این کلیسای لرزان نشان دهد، کلیسایی که خودش بنیان گذاشته بود. اما این حالت را میتوان بر او بخشید. ولیکن او در مقابل تفرقهگرایی زیانبار ایشان، بر آن میشود تا قدمی به عقب بردارد و یادآوری کند که رابطۀ ایشان در وهلۀ اول با خداست.
در اینجا برای هر کس که با منازعات یا تفرقهها مواجه است، الگوی خوبی وجود دارد. احمقانه است که رهبران را به عرش اعلیٰ رساند یا اینکه داد و بیداد راه انداخت و وارد رقابت شد و توانآزمایی کرد. آخرالامر باید پرسید آپولُس چیست؟ یا پولس چیست؟ کاری پوچ است که رفاقت در میان قوم خدا را تنها بهخاطر اعلام وفاداری ایشان به انسانها، سست و متزلزل ساخت.
بهجای آن، پولس دیدگاه وسیعتری را ارائه میدهد و تصویری زنده از کلیسا ترسیم میکند، کلیسایی که در اثر عمل فعالانۀ خودِ خدا به وجود آمده است. کارگر میآید و میرود، مانند تمام کارگران در کشتزارها یا عمارتها. اما کار خدا، بر اساس طرح و هدف عظیم او برای نجات بشریت، به جلو میرود. هیچ کارگری، هرچقدر هم بااستعداد یا تأثیرگذار باشد، نمیتواند جلالی را که تنها به خدا تعلق دارد، برباید.
وقتی با مشکلات دائمی ناشی از عدم بلوغ و منازعات در درون خانوادۀ خدا، دست و پنجه نرم میکنم این چشمانداز بسیار موجب دلگرمیام میگردد. همۀ ما، چه رهبر باشیم و چه رهبریشونده، بخشی از کار پیشروندۀ خدا هستیم. تنها خداست که منبع حیات ما در مسیحْ عیسی میباشد (اول قرنتیان ۱:۳۰).
Today's Prayer
ای پدر آسمانی،
در کنار رود اردن، مکشوف ساختی که عیسی پسر توست:
باشد که ما او را ارباب و خداوندگارمان بدانیم،
و خود را نیز فرزندان محبوب تو به شمار آوریم؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، نجاتدهندۀ ما.
Bible Study
اول قرنتیان، فصل ۳
امّا من، ای برادران، نتوانستم با شما همچون اشخاص روحانی سخن بگویم بلکه همچون اشخاص نفسانی، یعنی مانند کسانی که در مسیح، کودکِ نوزادند. من به شما شیر دادم نه گوشت، زیرا آمادگی آن را نداشتید و هنوز هم ندارید، چرا که هنوز نفسانی هستید. وقتی در میان شما حسد و جدال هست، آیا نشان آن نیست که نفسانی هستید و مانند انسانهای معمولی رفتار میکنید؟ زیرا وقتی یکی میگوید: «من به پولس تعلق دارم،» و دیگری میگوید: «من متعلق به آپولس هستم،» آیا انسانهای معمولی نیستید؟ مگر آپولس کیست؟ پولس کیست؟ آنان فقط خادمانی هستند که خدا به هر کدام وظیفهای سپرده تا شما به واسطۀ ایشان ایمان آورید. من بذر را کاشتم و آپولس آن را آبیاری کرد، امّا خدا بود که موجب رویش آن شد. پس نه کارنده چیزی است و نه آبیاریکننده، بلکه فقط خدا که رویاننده است. آن که میکارد و آن که آبیاری میکند، هر دو یکی هستند و هر یک به فراخور محنتی که میکشند، پاداش خواهند یافت. ما فقط همکارانی هستیم متعلق به خدا، و شما مزرعه و ساختمانی متعلق به خدایید. با فیضی که خدا به من بخشیده است، همچون معماری ماهر پِی افکندم و دیگری بر آن پِی، ساختمان میسازد. امّا هر کس باید آگاه باشد که چگونه میسازد. زیرا هیچکس نمیتواند جز آن پِی که نهاده شده است، پِیِ دیگری بگذارد، و آن پیْ همانا خود عیسی مسیح است. اگر کسی بر این پِی ساختمانی از طلا یا نقره یا سنگهای گرانبها یا چوب یا علف یا کاه بسازد، کار هر کس آشکار خواهد شد، چرا که آن ’روز‘ همه چیز را ظاهر خواهد ساخت. زیرا آتش نتیجۀ کار را آشکار کرده، کیفیت کار هر کس را خواهد آزمود. اگر کاری که کسی بر آن پِی بنا کرده است باقی بماند، پاداش خواهد یافت. امّا اگر کار کسی بسوزد، زیان خواهد دید؛ و هرچند خودْ نجات خواهد یافت، امّا همچون کسی خواهد بود که از میان شعلههای آتش جان به در برده باشد. آیا نمیدانید که معبد خدایید و روح خدا در شما ساکن است؟ اگر کسی معبد خدا را خراب کند، خدا او را هلاک خواهد کرد؛ زیرا معبد خدا مقدّس است و شما آن معبد هستید. خود را فریب مدهید. اگر کسی از شما خود را با معیارهای این عصر حکیم میپندارد، برای اینکه حکیم باشد، باید جاهل گردد. زیرا حکمت این دنیا در نظر خدا جهالت است. چنانکه نوشته شده: «حکیمان را به تَرفند خودشان گرفتار میسازد.» و باز نوشته شده است: «خداوند از اندیشهورزیهای حکیمان آگاه است و میداند که آنها بطالت محض است.» پس دیگر کسی به انسانها فخر نکند. زیرا همه چیز متعلق به شماست، خواه پولس، خواه آپولس، خواه کیفا، خواه دنیا، خواه زندگی، خواه مرگ، خواه زمان حال و خواه زمان آینده، همه و همه از آنِ شماست و شما از آنِ مسیحاید و مسیح از آنِ خداست.
مزمور ۲۱
خداوندا، در قوّت تو پادشاه شادی میکند، و در نجات تو چه بسیار به وجد میآید! تو آرزوی دلِ او را برآوردهای و خواهش لبانش را از وی دریغ نداشتهای. سِلاه زیرا که با برکات فراوان بر مراد او سبقت جستی و تاجی از زر ناب بر سرش نهادی! حیات را از تو خواست، و بدو بخشیدی، و طول ایام را تا ابدالآباد! جلال او به سبب نجات تو عظیم گشته! فرّ و شکوه به وی ارزانی داشتهای. براستی که برکات جاودانی به وی عطا کردهای و به شادی حضور خویش، شادمانش گردانیدهای. زیرا که پادشاه بر خداوند توکل میدارد؛ و از محبت آن متعال جنبش نخواهد خورد. دست تو همۀ دشمنانت را در خواهد یافت؛ دست راست تو به بدخواهانت خواهد رسید. زمانی که حضور به هم رسانی ایشان را چون تنور آتش خواهی ساخت. خداوند در خشم خود ایشان را فرو خواهد بُرد، و آتش، ایشان را خواهد خورد. نسلشان را از زمین نابود خواهی کرد، و اولادشان را از میان بنیآدم! هرچند بر ضد تو نقشههای پلید کِشند و تدابیر بد اندیشند، کامیاب نخواهند شد؛ زیرا به سبب تو برگشته خواهند گریخت، آنگاه که به کمانِ برکشیدهات به سویشان نشانه بگیری. خداوندا، در قوّت خویش متعال شو! دلاوری تو را میسراییم و میستاییم.
مزمور ۲۴
زمین و هرآنچه در آن است از آن خداوند است، جهان و همۀ ساکنانش. زیرا که او اساسِ آن را بر دریاها نهاد و بر آبها آن را استوار ساخت. کیست که به کوه خداوند برآید؟ و کیست که در مکان مقدس او بایستد؟ آن که پاکدست و صافدل باشد، که جان خود را به سوی آنچه باطل است، برنیفرازد، و قسم دروغ نخورد. او برکت را از خداوند خواهد یافت، و عدالت را از خدای نجات خویش. اینچنیناند مردمان جویندۀ او، جویندگان روی تو، ای خدای یعقوب. سِلاه ای دروازهها، سرهای خود را برافرازید! ای درهای قدیمی، برافراشته شوید، تا شاه جلال داخل شود! این شاه جلال کیست؟ خداوندِ نیرومند و دلاور، خداوند که در جنگ، دلاور است! ای دروازهها، سرهای خود را برافرازید؛ ای درهای قدیمی، برافراشته شوید، تا شاه جلال داخل شود. این شاه جلال کیست؟ خداوندِ لشکرها، اوست شاه جلال! سِلاه
عاموس، فصل ۴
«ای گاوان باشان که بر کوههای سامِرِه به سر میبرید، این کلام را بشنوید؛ ای که بر بینوایان ستم روا میدارید، و نیازمندان را لِه میکنید، و به شوهران خود میگویید: ”بیاورید تا بنوشیم!“ خداوندگارْ یهوه به قدوسیت خود قسم خورده است که، هان ایامی بر شما میآید که شما را به قلابها خواهند برد، و آخرینِ شما را به قلابهای ماهی. هر یک از شما مستقیم از شکاف بیرون خواهید رفت، و به هَرمون افکنده خواهید شد؛» این است فرمودۀ خداوند. «به بِیتئیل بیایید و عِصیان بورزید؛ به جِلجال بیایید و بر عِصیان بیفزایید. هر بامداد قربانیهای خود را بیاورید، و هر سه روز، دهیکهای خویش را. قربانی تشکر را با خمیرمایه تقدیم کنید، و هدایای اختیاری را اعلان کرده، آنها را جار بزنید؛ زیرا ای بنیاسرائیل، شما همین را دوست میدارید!» این است فرمودۀ خداوندگارْ یهوه. «من در همۀ شهرهایتان دندانهای تمیز به شما دادم، و در همۀ مکانهایتان، فقدان نان؛ با این حال، خداوند میفرماید، به سوی من بازگشت نکردید. «نیز هنگامی که هنوز سه ماه تا درو مانده بود، باران را از شما بازداشتم؛ بر یک شهر باران میفرستادم، اما از شهر دیگر آن را دریغ میکردم؛ بر یک قطعه زمین باران میبارید، اما قطعۀ دیگر که باران نمیدید خشک میشد؛ پس مردمِ دو یا سه شهر به سوی شهر دیگر برای نوشیدن آب آواره میشدند، اما آبِ کافی نمییافتند؛ با این حال، خداوند میفرماید، به سوی من بازگشت نکردید. «بلای آفت و خوره بر شما فرستادم؛ ملخها باغها و تاکستانهای بسیار و درختان انجیر و زیتون شما را خوردند. با این حال، خداوند میفرماید، به سوی من بازگشت نکردید. «به شیوۀ مصر، بر شما طاعون فرستادم، و جوانانتان را به شمشیر کشتم؛ اسبان شما را به اسیری دادم، و بوی تعفنِ اردوهای شما را به بینیتان برآوردم. با این حال، خداوند میفرماید، به سوی من بازگشت نکردید. «برخی از شما را سرنگون ساختم، همانگونه که با سُدوم و عَمورَه کردم؛ همچون تکه چوبی مشتعل بودید که از میان آتش برگرفته شده باشد. با این حال، خداوند میفرماید، به سوی من بازگشت نکردید. «پس ای اسرائیل، با تو بدین منوال عمل خواهم کرد؛ و چون با تو بدین منوال عمل خواهم کرد، پس ای اسرائیل، آماده شو تا با خدای خود ملاقات کنی!» زیرا اینک آن که به کوهها شکل میدهد و باد را میآفریند، و افکار خویش را بر انسان اعلام میدارد، آن که سپیدۀ سحر را به ظلمت بدل میکند، و بر بلندیهای زمین میخرامد، نامش یهوه خدای لشکرهاست.