Today's word: اول قرنتیان ۹:‏۱-‏۱۴ | Bible Study: مزمور ۱۲۲مزمور ۱۲۸هوشع ۲:‏۲-‏۱۷

در فصل 9، این نامه شروع تازه‌ای به خود می‌گیرد، زیرا پولس با شور و اشتیاق، در مورد آزادی‌های پرجلال زندگی مسیحی به بحث می پردازد (ر.ک. رومیان 8:‏21). در فصل گذشته، مشکلی که پولس کوشید به آن بپردازد، بح‌ثهای شرم‌آوری بود، برخاسته از عقاید مختلف در مورد خوراک قربانیِ بتها. آیا ایمانداران باید آزادی جدید خود در مسیح را به رخ دیگران بکشند، آن‌هم با بی‌تفاوت‌بودن در مورد مسائلی که از دیرباز در مورد پاکی و ناپاکی مطرح بوده است؟ یا اینکه اتحاد کلیسا مهم‌تر شمرده شود و به‌خاطر آن، افرادی که وجدان ضعیفی دارند و ممکن است این مسائل برای آنها عمیقاً باعث تفرقه و جدایی تلقی شود، باید مورد ملاحظه قرار گیرد؟ ممکن است امروز نیز متوجه وجود نیروهایی مشابه در مورد مسائلی حل‌نشده میان مسیحیان معاصر شده باشیم، مسائلی که به‌راحتی نمی‌توان در مورد آنها تصمیم گرفت. پولس رسول، با ارائهٔ مثالی شجاعانه در مورد زندگی خودش، این مباحثه را حل و فصل می‌کند. درست یا غلط، پولس تصمیم گرفته بود خود را در مورد مسائل خیلی شخصیِ زندگی‌اش، محدود سازد. او می‌توانست حق رسالتش را به رخ بکشد، و از این طریق، کمکهای مالی برای خدمت انجیل، و همین‌طور تأمین مخارج نگهداری یک همسر را مطالبه کند. به‌جای آن، او روش مناقشه‌‌برانگیزی را برگزید تا از نظر مالی، متکی به خود باشد. این امر موجب تمجید پیام انجیل می‌شد، چرا که انتظار برای دریافت پاداش مالی از ایمانداران، از دوش ایشان برداشته می‌شد. سؤالاتی برای ایمانداران وجود دارد که تنها در چارچوب روابط صادقانه، مهرآمیز و سخاوتمندانه به راه حل می‌رسند. شاید این همان چیزی باشد که پولس با دقت و نکته‌بینی احساس کرده بود، و به همین دلیل اصرار داشت که «شما ثمرۀ کار من در خداوند هستید.»

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
که پسرت از طریق آیات و معجزات،
شگفتی حضور نجات‌بخش تو را آشکار فرمود:
با فیض آسمانی خود، قومت را احیا فرما،
و در تمام ضعف‌های ما،
ما را با قدرت عظیمت نگاه دار؛
به‌واسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اول قرنتیان ۹:‏۱-‏۱۴

آیا آزاد نیستم؟ آیا رسول نیستم؟ آیا خداوندمان عیسی را ندیدم؟ آیا شما ثمرۀ کار من در خداوند نیستید؟ حتی اگر برای دیگران رسول نباشم، دست‌کم برای شما هستم؛ زیرا شما مُهر تأییدِ رسالت من در خداوند هستید. من در برابر آنان که دربارۀ من به قضاوت می‌نشینند، این چنین از خود دفاع می‌کنم. آیا حق نداریم همچون سایر رسولان و برادرانِ خداوند و کیفا، همسر ایمانداری را همراه خود داشته باشیم؟ و آیا تنها من و برنابا هستیم که باید برای تأمین معاش خود کار کنیم؟ کیست که با خرج خود سربازی کند؟ کیست که تاکستانی غَرْس کند و از میوه‌اش نخورد؟ کیست که گله‌ای را شبانی کند و از شیر آن بهره‌مند نشود؟ آیا این سخنم سخنی صرفاً انسانی است؟ آیا شریعت نیز چنین نمی‌گوید؟ زیرا در شریعت موسی آمده که «گاوی را که خرمن می‌کوبد، دهان مَبَند.» آیا خدا در فکر گاوهاست؟ آیا این را دربارۀ ما نمی‌گوید؟ بله، به‌یقین، این کلام برای ما نوشته شده است، زیرا هنگامی که کسی زمین را شخم می‌زند، و یا خرمن می‌کوبد، باید امیدوار باشد که از محصول بهره‌ای بَرَد. اگر ما بذر روحانی در میان شما کاشتیم، آیا امر بزرگی است که محصولی مادی از میان شما برداشت کنیم؟ اگر دیگران حق دارند که به لحاظ مادی حمایتشان کنید، آیا ما بیشتر حق نداریم؟ امّا ما از این حق بهره نجستیم، بلکه به هر چیز تن دردادیم تا مانعی بر سر راه انجیل مسیح ننهاده باشیم. آیا نمی‌دانید آنان که در معبد کار می‌کنند، خوراکشان از معبد تأمین می‌شود، و نیز خادمان مذبح از آنچه بر مذبح تقدیم می‌شود، نصیبی می‌یابند؟ به همین‌سان، خداوند حکم کرده است که معاش واعظان انجیل، از انجیل تأمین شود.

مزمور ۱۲۲

شادمان می‌شدم آنگاه که مرا می‌گفتند: «به خانۀ خداوند برویم!» پاهای ما ایستاده است بر دروازه‌هایت، ای اورشلیم! اورشلیم بسان شهری بنا شده است که یکسره به هم پیوسته است. بدان‌جا قبیله‌ها برمی‌آیند، قبیله‌های خداوند؛ تا نام خداوند را بستایند، بنا بر شهادتی که به اسرائیل سپرده شد. آنجا تختهای داوری بر پاست، تختهایِ خاندان داوود! برای صلح و سلامت اورشلیم دعا کنید: «باشد که دوستدارانت در آسایش باشند! در میان برجهایت امنیت حکمفرما باشد، و در میان باروهایت، صلح و سلامت!» به‌خاطر برادران و یارانم می‌گویم: «صلح و سلامت بر تو باد!» به‌خاطرِ خانۀ یهوه خدای ما، بهروزی تو ر‌ا خواهانم!

مزمور ۱۲۸

خوشا به حال هر آن که از خداوند می‌ترسد، و در راههای او گام می‌زند. تو از دسترنجِ خود خواهی خورد، و مبارک و سعادتمند خواهی بود! زن تو چون تاکی بارآور در اندرون خانه‌ات خواهد بود، و پسرانت چون نهالهای زیتون گِرداگرد سفره‌ات. آری، این چنین مبارک خواهد بود مردی که از خداوند می‌ترسد. باشد که خداوند تو را از صَهیون برکت دهد. باشد که در همۀ روزهای زندگی، سعادت اورشلیم را شاهد باشی. باشد که فرزندانِ فرزندانت را به چشم ببینی! صلح و سلامت باد بر اسرائیل!

هوشع ۲:‏۲-‏۱۷

«بر مادر خود حجت بیاورید؛ آری، حجت بیاورید! چراکه او زن من نیست، و من شوهر او نیستم. بگذار فاحشگی‌اش را از چهرۀ خویش بزداید، و زناکاری‌اش را از میان سینه‌های خود؛ مبادا جامه از تنش به در کنم و او را همچون زادروزش برهنه سازم، و بسان بیابانش گردانم، چونان سرزمین بی‌حاصل، و او را از تشنگی از پا درافکنم. بر فرزندانش رحم نخواهم کرد، زیرا فرزندان فَحشا هستند، چراکه مادرشان فاحشگی کرده، و آن که بدیشان آبستن گردید، بی‌شرمی نموده است؛ چراکه گفت: ”از پی عاشقانم خواهم رفت، که نان و آب و پشم و کتان و روغن و شربت به من می‌دهند.“ پس راه او را با خار‌ها خواهم بست و گرداگردش دیواری خواهم کشید تا طریقهای خود را نیابد. از پی عاشقان خود خواهد شتافت، ولی بدیشان نخواهد رسید؛ آنان را خواهد جُست، اما نخواهد یافت. پس خواهد گفت: ”نزد شوهر نخستین خود باز خواهم گشت زیرا آن زمان مرا خوش‌تر می‌بود.“ او نمی‌دانست من بودم که گندم و شراب و روغن به او می‌دادم، و سیم و زری را که برای بَعَل صرف می‌کرد برایش افزون می‌گردانیدم. پس من گندم خود را در فصلش و شراب خویش را در موسمش از او باز خواهم ستانید، و نیز پشم و کتان خود را که برای پوشاندن برهنگی‌اش بود، از او خواهم گرفت. اکنون قباحت وی را در نظر عاشقانش آشکار خواهم ساخت، و هیچ‌کس او را از دست من رهایی نتواند داد. به تمامی جشنهایش پایان خواهم بخشید، و عیدها و ماه‌های نو و شَبّاتها و همۀ موسم‌هایش را متوقف خواهم ساخت. و تاکها و درختان انجیرش را که می‌گفت: ”این مزدی است که عاشقانم به من داده‌اند“، تباه خواهم ساخت. آنها را به جنگل بدل خواهم کرد، و جانوران وحشی میوه‌هایش را خواهند خورد. او را به سبب روزهایی که برای بَعَلها بخور می‌سوزانید مجازات خواهم کرد، به سبب روزهایی که خود را به گوشواره‌ها و جواهرات خویش می‌آراست، و در پی عاشقان خود می‌رفت و مرا به فراموشی می‌سپرد؛ این است فرمودۀ خداوند. «پس اینک او را مجذوب کرده، به بیابان خواهم آورد و سخنان دلاویز به او خواهم گفت. و در آنجا تاکستانهایش را به وی باز خواهم داد و وادی عَخور را به دروازۀ امید بدل خواهم ساخت. و در آنجا همچون روزهای جوانی‌اش خواهد سرایید، مانند روزهای بیرون آمدنش از سرزمین مصر. «و خداوند می‌فرماید: در آن روز مرا ’شوهرِ من‘ خواهی خواند، و دیگر مرا ’بَعَلِ من‘ نخواهی گفت. در آن روز به جهت ایشان با وحوش صحرا و پرندگان آسمان و خزندگان زمین عهد خواهم بست. کمان و شمشیر و جنگ را از زمین محو خواهم ساخت و ایشان را در امنیت خواهم خوابانید. زیرا نام بَعَلها را از لبان او دور خواهم کرد، و نام آنها دیگر بر زبان رانده نخواهد شد. و تو را تا به ابد نامزد خود خواهم ساخت؛ آری، تو را در عدالت و انصاف و محبت و رحمت نامزد خود خواهم ساخت. تو را در وفاداری نامزد خود خواهم ساخت. و تو خداوند را خواهی شناخت. «و خداوند می‌فرماید: در آن روز من پاسخ خواهم داد، و آسمانها را خطاب خواهم کرد، و آنها زمین را خطاب خواهند کرد، و زمین گندم و شراب و روغن را خطاب خواهد کرد، و آنها یِزرِعیل را خطاب خواهند کرد، و من او را برای خود در زمین خواهم کاشت. بر آن که رحمت نیافته، رحم خواهم کرد؛ و به آن که قوم من نیست، خواهم گفت: ”تو قوم منی“؛ و او نیز خواهد گفت: ”تو خدای منی.“»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *