تقدیم عیسی در معبدیسی چهل روز پس از ولادتش، به معبد اورشلیم برده، و طبق شریعت یهود به خدا تقدیم شد. مادرها بعد از زایمان، میبایست خود را بهلحاظ آیینی و از طریق قربانیکردن یک بره یا کبوتر، طاهر سازند (لاویان ۱۲:۱-۸). همزمان با این رسوم، عیسی که پسر نخستزاده بود، طبق مندرجات خروج ۱۳:۲ و ۱۲-۱۶، میبایست به خدا تقدیم گردد. این همان کاری بود که مریم انجام داد. این مراسم به او این فرصت را داد تا خدا را برای وضع حمل سلامت فرزندش شکر کند و عیسی را نیز برای خدمت به خدا تقدیم نماید. او از هدیهای که اخیراً دریافت کرده بود، دست کشید. در ممالکی با سنت مسیحی، درست بعد از کریسمس، خصوصاً در میان کودکانی که به مدرسه میروند، معمولاً این سؤال مطرح میشود که: «برای کریسمس چه هدیهای گرفتی؟» اما تقدیم مسیح در معبد، سؤالی کاملاً متفاوت مطرح میسازد: نه اینکه «چه چیزی دریافت کردی؟»، بلکه «چه چیزی دادی؟» برای مریم، راه برگشتی وجود نداشت، اما اگر چنین راهی وجود داشت، میتوانست وسوسهانگیز باشد، زیرا به او گفته شده بود که عیسی سبب برخاستن و افتادن بسیاری در اسرائیل خواهد شد، و اینکه شمشیری نیز قلب خودِ مریم را خواهد شکافت (لوقا ۲:۳۵). در نظر پولس نیز راه برگشتی برای ایماندارانی وجود ندارد که بهعنوان واکنش به تمام آنچه خدا انجام داده، مایلند زندگی خود را به خدا تقدیم کنند. همانطور که پیش از این گفته شده، قربانیهایی که تقدیم میشد، در شرایطی نبودند که نزد تقدیمکنندۀ قربانی برگردند و خود را «نا-تقدیم» کنند. باشد که امروز، قربانی شما از ته دل باشد.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق و همیشهزنده،
که با کبریا پوشیده شدهای،
و پسرت، در چنین روزی، در ذات جسمانی ما،
در معبد تقدیم شد:
عطا فرما که ما، با دلی خالص و طاهر، به تو تقدیم شویم،
توسط عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
رومیان ۱۲:۱-۵
پس ای برادران، در پرتو رحمتهای خدا، از شما استدعا میکنم که بدنهای خود را همچون قربانی زنده و مقدّس و پسندیدۀ خدا تقدیم کنید که عبادت معقول شما همین است. و دیگر همشکل این عصر مشوید، بلکه با نو شدن ذهن خود دگرگون شوید. آنگاه قادر به تشخیص ارادۀ خدا خواهید بود؛ ارادۀ نیکو، پسندیده و کامل او. زیرا به واسطۀ فیضی که به من عطا شده است، هر یک از شما را میگویم که خود را بیش از آنچه میباید، مپندارید، بلکه هر یک به فراخور میزان ایمانی که خدا به شما بخشیده است، واقعبینانه دربارۀ خود قضاوت کنید. زیرا همانگونه که هر یک از ما را بدنی واحد است که از اعضای بسیار تشکیل شده و کار همۀ این اعضا یکسان نیست، ما نیز که بسیاریم، در مسیح یک بدن را تشکیل میدهیم و هر یک، اعضای یکدیگریم.
مزمور ۴۸
خداوند، بزرگ است و بسیار درخورِ ستایش؛ در شهر خدای ما، در کوه مقدس خویش. کوه صَهیون، زیبا در بلندایش، شادمانی تمامی جهان است. همچون بلندترین ارتفاعات صفون است، آن شهر پادشاهِ بزرگ! خدا در دژهای آن است، او خود را چون قلعۀ بلند شناسانیده. اما چون آن را دیدند، مبهوت گشتند، و هراسان گریختند! هان پادشاهان به هم پیوستند و با هم پیش آمدند؛ لرزه بر ایشان مستولی شد، و درد شدید همچون زنی که میزاید. تو کشتیهای تَرشیش را به باد شرقی در هم شکستی. چنانکه شنیده بودیم، به چشم خود دیدیم، در شهر خداوندِ لشکرها؛ در شهر خدای ما، که خدا تا به ابد استوارش خواهد ساخت. سِلاه خدایا، در اندرون معبد تو در محبتت تأمل میکنیم. ستایش تو، خدایا، همچون آوازۀ نامت، تا به کرانهای زمین میرسد؛ و دست راستت آکنده از عدالت است. کوه صَهیون شادمان باشد و شهرهای یهودا مسرور گردند از داوریهای تو. صَهیون را طواف کنید و گرداگردش گام زنید! بُرجهایش را بشمارید. سنگرهایش را ملاحظه کنید، و در دژهایش تأمل نمایید، تا برای نسل آینده بازگویید! زیرا این است خدا، خدای ما، تا ابدالآباد، او ما را تا به مرگ رهبری خواهد کرد.
مزمور ۱۴۶
هَلِلویاه! ای جان من، خداوند را ستایش کن! تا زندهام خداوند را ستایش خواهم کرد؛ تا وجود دارم برای خدای خود سرود ستایش خواهم خواند. بر امیران توکل مکنید، بر آدمیزاد، که نزد او نجاتی نیست. چون روح او بیرون میرود، او به خاک برمیگردد، و در همان روز تدبیرهایش نابود میشود. خوشا به حال آن که خدای یعقوب یاور اوست، که امیدش بر یهوه خدای اوست؛ بر صانع آسمان و زمین، و دریا و هر چه در آن است، بر او که امانت را تا به ابد نگاه میدارد؛ که مظلومان را دادرسی میکند، و گرسنگان را خوراک میدهد. خداوند زندانیان را آزاد میسازد، خداوند چشمان کوران را میگشاید؛ خداوند خمشدگان را برمیافرازد، خداوند پارسایان را دوست میدارد. خداوند بر غریبان دیدبانی میکند، و حامی یتیمان و بیوهزنان است؛ اما راههای شریران را بیفرجام میگذارد. خداوند جاودانه پادشاهی میکند، خدای تو، ای صَهیون، در همۀ اعصار. هللویاه!
خروج ۱۳:۱-۱۶
خداوند به موسی گفت: آنگاه موسی به مردم گفت: «یاد این روز را گرامی بدارید، روزی که از مصر، از خانۀ بندگی بیرون آمدید. زیرا خداوند با دست توانا شما را از مصر به در آورد. هیچ چیز را با خمیرمایه مخورید. «هر نخستزادهای را وقف من کن. نخستین ثمرۀ هر رَحِمی در اسرائیل، خواه انسان و خواه چارپا، از آنِ من است.» امروز، در این ماه اَبیب، بیرون میروید. آنگاه که خداوند تو را به سرزمین کنعانیان، حیتّیان، اَموریان، حِویان و یِبوسیان بَرَد - سرزمینی که به پدرانتان سوگند یاد کرد که آن را به تو خواهد بخشید، سرزمینی که شیر و شهد در آن جاری است - آنگاه باید در این ماه این عبادت را به جا آوری: در آن هفت روز، نانِ بیخمیرمایه بخور؛ نزد تو و نیز در سرتاسر حدود تو، اثری از خمیرمایه یافت نشود. هفت روز نانِ بیخمیرمایه بخور و روز هفتم عیدی برای خداوند خواهد بود. در آن روز به پسرت بگو: ”این بهخاطر کاری است که خداوند، آنگاه که از مصر بیرون آمدم، برای من انجام داد.“ این همچون نشان بر دست تو و یادگار بر پیشانیتو خواهد بود تا به یاد آری که شریعت خداوند باید بر لبانت باشد. زیرا خداوند با دست توانای خویش تو را از مصر بیرون آورد. این فریضه را باید همهساله در موعد مقرر به جا آوری. «آنگاه که خداوند طبق سوگندی که برای تو و اجدادت یاد کرد، تو را به سرزمین کنعانیان ببرد و آن را به تو ببخشد، باید نخستین ثمرۀ هر رَحمی را تقدیم خداوند کنی. از چارپایان تو نیز همۀ نخستزادههای نَرینه از آنِ خداوند است. نخستزادۀ الاغ را با برهای فدیه بده، ولی اگر فدیه نمیدهی، گردنش را بشکن. هر نخستزادۀ آدم را از میان پسران خود فدیه بده. در آینده اگر پسرت از تو بپرسد: ”معنی این کارها چیست؟“ بگو: ”خداوند با دستی توانا، ما را از مصر، از خانۀ بندگی بیرون آورد. هنگامی که فرعون سرسختانه از رها کردن ما اِبا کرد، خداوند همۀ نخستزادگان مصر را، از انسان و چارپا، کشت. به همین خاطر است که نخستین ثمرۀ هر رَحِمی را برای خداوند قربانی میکنم و همۀ نخستزادگان پسر خود را فدیه میدهم.“ و این همچون نشانی بر دست و علامتی بر پیشانی تو خواهد بود از این که خداوند با دست توانای خویش ما را از مصر به در آورد.» '