مکاشفه 11:12
آنان با خون بره و با کلام شهادت خود بر او پیروز شدهاند. زیرا که جان خود را عزیز نشمردند، حتی تا به مرگ.
خواهر چن
آیا ما حاضریم برای خداوند بمیریم؟ سؤالی سخت است. با این حال سؤال دیگری هست که میتوان بدان پاسخ داد: آیا حاضریم برای خداوند زندگی کنیم؟ خواهر سوک وَن چنین ایمانداری بود. او برای خداوند زندگی میکرد، وفادارانه و شجاعانه. او را بهخاطر ایمانش گرفتند و به زندان انداختند و در آنجا وی را زدند و مورد شکنجه قرار دادند. بهطرز وخیمی مریض شد و درخواست کرد تا وی را به میدان شهر ببرند تا برای مردم صحبت کند. اغلب مردم را بهزور به آنجا میآوردند تا در ملأعام ایمان خود را انکار کنند یا در معرض دادگاههای «خود انتقادی» قرار بگیرند. ترتیبدهندگان برنامه متقاعد شده بودند که او میخواهد پیش از مرگ، ایمانش را انکار نماید. دو پلیس کمکش کردند تا بتواند روی سکو قرار بگیرد. بهسختی سرپا ایستاده بود. همة صورتش سیاه و کبود بود. آخرین رمقی را که در تن داشت، جمع کرد و گفت: «جلال از آن خداست. عیسی خداوند من است.» سپس افتاد و جان سپرد. او میتوانست برای خداوند بمیرد، چونکه برای خداوند زندگی کرده بود. «جنگ نیکو را جنگیدهام، مسابقه را به پایان رسانده و ایمان را محفوظ داشتهام. اکنون تاج پارسایی برایم آماده است، تاجی که خداوند، آن داور عادل، در آن روز به من عطا خواهد کرد نه تنها به من، بلکه به همه آنان که مشتاق ظهور او بودهاند» (دوم تیموتاؤس 7:4- 8).