خدا را شکر برای کنیسههایی که هر کسی را میپذیرفتند! یکی از چشمگیرترین نکات در خصوص این آیات، اینست که مردی با روحی پلید از همان آغاز در آنجا حضور داشت. شخصی که در نظر مردمان همعصرش «لکهدار» بود، شخصی که ما قاعدتاً او را بیمار روانی میخواندیم، شخصی که به هر حال، مزاحم و اخلالگر بود، و در وسط جلسهای مذهبی، بیمقدمه فریاد میزد، کماکان اجازه داشت در آن جلسه حضور داشته باشد، کماکان بهنوعی جزو جماعت شمرده میشد. هیچکس مانع حضور او نشده بود، یا به خانواده یا پرستارانش نگفته بود که بهتر است او را در شبّات بعدی با خود نیاورند، زیرا «حواس بقیه را پرت میکند». نه، او آنجا بود، و در نتیجه، به همان دلیل، عیسی نیز آنجا بود! بعد از اتفاقاتی که طبق قرائت دیروزمان، در ناصره افتاده بود، مشایخ کنیسه ممکن بود وسوسه شده باشند که عذر عیسی را بخواهند، چرا که «عقاید الاهیاتی درستی» نداشت. اما او در آنجا حضور داشت، و آزاد بود مطالبی بر زبان براند که میتوانست جماعتی خوابآلود را شوکه و حیرتزده کند، تا آنجا که به خود آمدند و گفتند، «این چه کلامی است؟»
آیا ما نیز میتوانیم همین را بگوییم؟ چنین شخص رنجدیده یا چنین پیامبر رُکگویی چگونه ممکن بود با ما ارتباط برقرار سازند؟ آیا افرادی که در جامعۀ ما دچار مشکلات روانی هستند، در کلیساهای ما جایی دارند، حتی اگر با صدای بلند فریاد بزنند؟ آیا هرگز امکان دارد به تازهواردی اجازه دهیم بالای منبر برود و ما را به چالش بگیرد، یا افکارمان را تغییر دهد، یا با دعوت ما به توبه، ما را شوکه کند؟
Today's Prayer
ای مسیحِ قیامکرده،
ای شبان وفادارِ گلۀ پدرت:
ما را بیاموز تا صدایت را بشنویم
و از احکامت پیروی کنیم،
تا تمامی قومت در یک گله گرد آیند،
برای جلال خدای پدر.
Bible Study
لوقا ۴:۳۱-۳۷
سپس عیسی به کَفَرناحوم، شهری در جلیل، فرود شد و در روز شَبّات به تعلیم مردم پرداخت. آنان از تعلیم او در شگفت شدند، زیرا در کلامش اقتدار بود. امّا در کنیسه، مردی دیوزده بود که روح پلید داشت. او به آواز بلند فریاد برآورد: «ای عیسای ناصری، تو را با ما چه کار است؟ آیا آمدهای نابودمان کنی؟ میدانم کیستی؛ تو آن قدوس خدایی!» عیسی روح پلید را نهیب زد و گفت: «خاموش باش و از او بیرون بیا!» آنگاه دیو، آن مرد را در حضور همگان بر زمین زد و بیآنکه آسیبی به او برساند، از او بیرون آمد. مردم همه شگفتزده به یکدیگر میگفتند: «این چه کلامی است؟ او با اقتدار و قدرت به ارواح پلید فرمان میدهد و بیرون میآیند!» بدینگونه خبر کارهای او در سرتاسر آن نواحی پیچید.
مزمور ۳۴
خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند؛ ستایش وی همواره بر زبان من خواهد بود. جان من در خداوند فخر خواهد کرد؛ مسکینان بشنوند و شادی کنند. خداوند را با من تجلیل کنید، نام او را با یکدیگر برافرازیم. خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛ او مرا از همۀ ترسهایم رهانید. آنان که نگاهشان بر اوست، میدرخشند؛ روی ایشان هرگز شرمسار نمیشود. این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید و او را از همۀ تنگیهایش نجات بخشید. فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو میزند، و آنان را میرهاند. بچشید و ببینید که خداوند نیکوست؛ خوشا به حال آن که در او پناه گیرد. ای مقدسین خداوند، از او بترسید، زیرا ترسندگان او را هیچ کمی نیست. شیران ژیان، محتاج و گرسنه میشوند، اما جویندگان خداوند هیچ چیزِ نیکو کم نخواهند داشت. ای فرزندان، بیایید و به من گوش فرا دهید، تا ترس خداوند را به شما بیاموزم. کیست آن که آرزومند حیات باشد و دوستدار روزهای بسیار، تا نیکویی ببیند؟ زبان از بدی نگاه دار و لبان از فریب فرو بند؛ از بدی روی بگردان و نیکویی پیشه کن، آرام بجوی و در پی صلح باش. چشمان خداوند، بر پارسایان است و گوشهایش به فریاد کمک ایشان؛ روی خداوند بر ضد بدکاران است، تا یاد ایشان را از روی زمین برچیند. پارسایان فریاد برمیآورند، و خداوند آنان را میشنود؛ او ایشان را از همۀ تنگیهایشان میرهاند. خداوند نزدیک شکستهدلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات میبخشد. پارسا را مشقت بسیار است، اما خداوند او را از همۀ آنها خواهد رهانید؛ همۀ استخوانهای او را حفظ خواهد کرد، که یکی از آنها نیز نخواهد شکست. شریر را شرارت از پا در خواهد آورد، و دشمنان مرد پارسا محکوم خواهند شد. خداوند جان خادمان خود را فدیه میدهد؛ هر که به وی پناه بَرَد، هرگز محکوم نخواهد شد.
خروج ۴۰:۱۷ تا آخر
بدینسان مسکن در نخستین روزِ ماهِ نخست از سالِ دوّم بر پا شد. موسی مسکن را بر پا کرده، پایههای آن را بنهاد، تختههایش را بر پا داشت، و پشتبندها را در جای خود قرار داده، ستونهای آن را بر پا نمود. آنگاه چادر را بر روی مسکن گسترانید و پوششِ چادر را، همانگونه که خداوند به او فرمان داده بود، بر آن کشید. سپس شهادت را برگرفته، درون صندوق قرار داد، و تیرکها را به صندوق متصل کرده، جایگاه کفّاره را بر آن نهاد. آنگاه صندوق را به درون مسکن برد و حجاب حائل را آویخت به گونهای که صندوق شهادت پشت پرده قرار گرفت، همانگونه که خداوند به موسی فرمان داده بود. او میز را نیز در خیمۀ ملاقات، بیرون حجاب، در ضلع شمالی مسکن قرار داد و همانگونه که خداوند به او فرمان داده بود نان را بر آن به حضور خداوند نهاد. چراغدان را در خیمۀ ملاقات، مقابل میز، در ضلع جنوبی مسکن قرار داد و همانگونه که خداوند به او فرمان داده بود، چراغها را به حضور خداوند بر پا داشت. سپس مذبح زرین را در خیمۀ ملاقات جلوی حجاب نهاد و همانگونه که خداوند به او فرمان داده بود، بر آن بخورِ خوشبو سوزانید. مذبح قربانی تمامسوز را نزدیک دَرِ مسکن، یعنی خیمۀ ملاقات، قرار داد و بر آن قربانی تمامسوز و هدیۀ آردی تقدیم کرد، همانگونه که خداوند به او فرمان داده بود. آنگاه پردۀ دَرِ مسکن را آویخت. حوض برنجین را میان خیمۀ ملاقات و مذبح قرار داد و در آن آب برای شستشو ریخت. موسی و هارون و پسرانش از آن آب برای شستن دست و پایشان استفاده میکردند. آنان به هنگام ورود به خیمۀ ملاقات یا نزدیک شدن به مذبح، همانگونه که خداوند به موسی فرمان داده بود، شستشو میکردند. آنگاه موسی صحن را گرداگرد مسکن و مذبح بر پا داشت و پرده را جلوی مدخلِ صحن آویخت. بدینسان موسی کار را به پایان رسانید. آنگاه ابر، خیمۀ ملاقات را پوشانید و جلال خداوند مسکن را پر ساخت. و موسی نتوانست به خیمۀ ملاقات درآید، زیرا ابر بر آن ساکن بود و جلال خداوند مسکن را پر ساخته بود. در همۀ سفرهای بنیاسرائیل، چون ابر از بالای مسکن برمیخاست، آنان عزیمت میکردند، و اگر برنمیخاست، آنان نیز عزیمت نمیکردند تا روزی که ابر برخیزد. بدینسان، در همۀ سفرهای خاندان اسرائیل، در برابر دیدگان همۀ آنان، هنگام روز ابرِ خداوند بر روی مسکن بود و هنگام شب، آتش در ابر.