Today's word: اول تیموتائوس ۶:‏۶-‏۱۹ | Bible Study: مزمور ۳۸دانیال ۹:‏۳-‏۶ و ۱۷-‏۱۹

چهارشنبهٔ خاکستر
پول، پول، پول. آنچه غالباً مایهٔ سیه‌روزی حیات کلیسا و علت اکثر اختلاف‌های خشونت‌بار ما انسان‌هاست، همین پول است. بسیاری از خادمین کلیسا و واعظان غیراستخدامی، از موعظه دربارهٔ پول احساس خجالت می‌کنند، حال آنکه واقعیت این است که ما برای تأمین هزینه‌های فعالیت‌های بشارتی و خدمات کلیسایی نیاز به پول داریم، و هم عیسی و هم پولس با شهامت تعلیم داده‌اند که آنچه نشانهٔ بیماری روحانی است، اندوختن پول است و نه دادن آن.

من، هم در مقام معاون اسقف و هم در مقام اسقف، هر‌بار که از کلیساهای محلی تقاضا کرده‌ام هدیهٔ بیشتری برای صندوق مالی مشترکمان بدهند، در معرض خشم‌ها و هر نوع اتهامی قرار گرفته‌ام- صندوقی که امکان آن را فراهم می‌سازد تا آنانی که بیشتر دارند، به آنانی که کمتر دارند، کمک کنند. این امر کاملاً با تعلیم کتاب‌مقدس منطبق است، اما سخن‌گفتن دربارهٔ پول به‌نوعی سبب می‌شود بسیاری از افراد حالت تدافعی به خود بگیرند و احساس تهدید کنند، گرچه باید دانست که مشکل در پو‌‌ل‌دوستی است، نه در خود پول. به‌نظر من، چنین حالت‌هایی به اشتیاق طبیعی انسان به برخورداری از امنیت مربوط می‌شود، اما کتاب ‌مقدس تعلیم می‌دهد که در نهایت، امنیت حقیقی در پول یافت نمی‌شود. در واقع، عکس این نکته صدق می‌کند. هرچه بیشتر پول داشته باشیم، باخت ما می‌تواند بیشتر باشد، و به این ترتیب، موجب بروز اضطرابی عظیم می‌گردد. شاید به همین دلیل باشد که کلیساهای فقیرتر بیش از بقیه پول خود را می‌بخشند.

ممکن است لازم باشد در این «چهارشنبهٔ خاکستر»، بار دیگر بیندیشیم که چه مقدار پول باید برای فعالیت‌های بشارتی و خدمات کلیسایی هدیه بدهیم. این امر آشکار می‌سازد که اولویت‌های ما در کجا قرار دارند.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق و ابدی،
تو از هیچ‌یک از سرشته‌های خود نفرت نداری،
و گناهان همهٔ توبه‌کاران را می‌بخشایی:
در ما دلی نو و پشیمان بیافرین،
تا با سوگی سزاوار برای گناهانمان،
و پذیرش فلاکت و تیره‌بختی خود،
از تو، ای خدای همهٔ رحمت‌ها، بخشایش کامل را دریافت کنیم؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اول تیموتائوس ۶:‏۶-‏۱۹

امّا دینداری با قناعت، سودی عظیم است. پس اگر خوراک و پوشاک و سرپناهی داریم، قانع خواهیم بود. چرا که به این جهان هیچ نیاورده‌ایم و از آن نیز هیچ نخواهیم برد. امّا آنان که سودای ثروتمند شدن دارند، دچار وسوسه می‌شوند و به دام امیال پوچ و زیانباری گرفتار می‌آیند که موجب تباهی و نابودی انسان می‌گردد. زیرا پولدوستی ریشه‌ای است که همه گونه بدی از آن به بار می‌آید، و بعضی در آرزوی ثروت، از ایمان منحرف گشته، خود را به دردهای بسیار مجروح ساخته‌اند. امّا تو ای مرد خدا، از اینها همه بگریز، و در پی پارسایی و دینداری و ایمان و محبت و پایداری و ملایمت باش. در نبرد نیکوی ایمان پیکار کن و به دست آور آن حیات جاویدان را که بدان فرا خوانده شدی، آن هنگام که در برابر شهود بسیار، اعتراف نیکو را کردی. در برابر خدایی که به همه چیز زندگی می‌بخشد، و در حضور مسیحْ عیسی که در شهادت خود نزد پُنتیوس پیلاتُس اعتراف نیکو را کرد، تو را سفارش می‌کنم که این حکم را تا زمان ظهور خداوندمان عیسی مسیح، بی‌لکه و به دور از ملامت نگاه داری، که خدا این را در وقت خود به انجام خواهد رسانید، همان خدای متبارک که حاکم یکتا و شاه شاهان و ربِ ارباب است. او را که تنها وجود فناناپذیر است و در نوری سکونت دارد که نتوان به آن نزدیک شد، او را که هیچ‌کس ندیده و نتواند دید، تا ابد حرمت و توانایی باد. آمین. ثروتمندانِ این دنیا را حکم نما که متکبّر نباشند و بر مال ناپایدار دنیا امید مبندند. بلکه امیدشان بر خدا باشد که همه چیز را به‌فراوانی برای ما فراهم می‌سازد تا از آنها لذت ببریم. آنان را امر کن که نیکویی کنند و در کارهای خیر دولتمند بوده، سخاوتمند و گشاده‌دست باشند. بدین‌سان، گنجی برای خود خواهند اندوخت که پی استوار زندگی آیندۀ ایشان خواهد بود و آن حیات را که حیات واقعی است، به دست خواهند آورد.

مزمور ۳۸

خداوندا، در خشم خویش توبیخم مکن و در غضبت، تأدیبم مفرما. زیرا که تیرهای تو در من نشسته، و دستت بر من فرود آمده است. در تن من به سبب خشم تو، صحتی نیست؛ و نه سلامتی در استخوانهایم، به سبب گناه. تقصیراتم از سَرَم گذشته، همچون باری گران از طاقتم سنگینتر است. زخمهایم به سبب حماقتم به چرک نشسته و نفرت‌انگیز شده است. به خود می‌پیچم و بسیار خم گشته‌ام؛ همۀ روز ماتم‌کنان می‌گردم. کمرم از سوزش پر گشته، و در تن من صحتی نیست. رمقی در من نمانده و سخت کوفته شده‌ام؛ از سوز دل، ناله برمی‌آورم. خداوندگارا، آرزوهایم همه در برابر توست؛ ناله‌هایم از تو پنهان نیست. دلم در سینه به تندی می‌تپد، توانم از من رخت برکشیده، نورِ دیدگانم تباه شده است. دوستان و رفیقانم از زخمهایم کناره می‌جویند؛ نزدیکانم دور می‌ایستند. آنان که قصد جانم دارند، دام می‌گسترند، بدخواهانم از هلاکتم سخن می‌گویند؛ و همۀ روز خیانت را تدبیر می‌کنند. اما من همچون کَرانم و نمی‌شنوم، و چون گنگان، که دهان نتوانند گشود؛ آری، من همچون کسی گشته‌ام که نمی‌شنود، و در دهانش پاسخی نیست. در انتظار توام، خداوندا؛ تو ای خداوندگارْ خدایم، پاسخ خواهی داد. چراکه گفتم: «چون پایم بلغزد، مگذار بر من شادی کنند و فخر فروشند.» زیرا که نزدیک است بیفتم، و دردم همیشه با من است. به تقصیر خود معترفم، و از گناه خود رنج می‌برم. دشمنانم سرزنده و بسیارند؛ پر شمارند آنان که بی‌سبب از من بیزارند. آنان که به تلافی نیکی، بدی بر من روا می‌دارند، چون در پی نیکویی‌ام، بر من اتهام می‌زنند. خداوندا، ترکم مکن؛ ای خدای من، از من دور مباش. به یاری‌ام بشتاب، ای خداوندگار، که نجات من هستی.

دانیال ۹:‏۳-‏۶ و ۱۷-‏۱۹

پس روی خود را به سوی خداوندگارْ خدا متوجه ساختم تا با دعا و التماس و روزه و پلاس و خاکستر مسئلت نمایم. نزد یهوه خدایم دعا و اعتراف کردم و گفتم: «خداوندا، ای خدای عظیم و مَهیب که عهد و محبت خود را با آنان که تو را دوست می‌دارند و فرمانهایت را به جا می‌آورند، نگاه می‌داری، ما گناه کرده و عِصیان ورزیده‌ایم؛ شرارت پیشه کرده و سرکشی نموده‌ایم و از فرمانها و قوانین تو روی گردانیده‌ایم. به خادمانت، انبیا، که به نام تو با پادشاهان و سروران و پدران ما، و با همۀ مردم سرزمین ما سخن گفتند، گوش نسپرده‌ایم. پس اکنون ای خدای ما، دعا و التماس خدمتگزار خویش را بشنو و محض خداوندی‌ات، نور چهرۀ خویش را بر قُدسِ ویران شده‌ات تابان ساز. ای خدای من، گوش خود را فرا دار و بشنو؛ دیدگانت را بگشا و بر ویرانیهای ما و شهری که نام تو را بر خود دارد، بنگر. زیرا تمناهای خویش را نه بر پایۀ پارسایی خود، بلکه بر پایۀ رحمت عظیم تو، به درگاهت بیان می‌داریم. خداوندگارا، بشنو؛ خداوندگارا، بیامرز. خداوندگارا، گوش فرا ده و عمل فرما. ای خدای من، محضِ خاطر خودت تأخیر منما، زیرا که شهر و قوم تو نام تو را بر خود دارند.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *