Today's word: ارمیا ۱۰:‏۱-‏۱۶ | Bible Study: مزمور ۴۰مزمور ۴۱یوحنا ۷:‏۱۴-‏۲۴

ایلیا بر کوه کرمل ایستاد و انبیای بعل را به باد تمسخر گرفت، زیرا بیهوده نزد خدایشان فریاد بر می‌آوردند، نزد خدایی غایب (اول پادشاهان ۱۸:‏۲۷-‏۲۹). او صحنه را برای خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب آماده ساخت تا با قدرتی عظیم عمل کند. چطور ممکن بود کسی بعل را به‌جای «پادشاه قوم‌ها» برگزیند؟ ارمیا با همین موضوع در نبرد بود. بت‌ها تکه‌ای چوب بیش نیستند که با هنر صنعتگران زیبا شده، و فقط «همچون مترسک در بُستان خیارند». خدا را نمی‌توان با این غاصبان گنگ و بی‌جان مقایسه کرد. خدا قیاس‌ناپذیر است، نامش عظیم و قدرتش عظیم است، «خدای زنده و پادشاه جاودان». ارمیا از زبان و واژگان، با مهارت استفاده می‌کند و استدلال خود را برای اثبات عظمت و خلاقیت خدا در مقابل هیچ‌بودن بت‌ها، یکی پس از دیگری ارائه می‌دهد. چرا کسی باید تکه‌چوبی رنگ‌شده را به‌جای «پادشاه قوم‌ها» برگزیند؟
آنچه در خصوص بت‌ها خطرناک است، این است که می‌توانیم آنچه را که می‌خواهیم، بر زبان او بگذاریم و همان را بشنویم، چیزی شبیه به عروسکی که با تکان‌دادن سرِ خود، افکار ما را تأیید می‌کند. اگر برداشت و تصور خود از خدا را جمع‌و‌جور کنیم، می‌توانیم آن را در جیب عقب شلوار خود جای دهیم، و هروقت که لازم باشد، آن را با یک حرکت سریع، از جیب خود بیرون بیاوریم. انسان بر بت خود تسلط دارد، تسلطی بی‌ارزش و بی‌نتیجه.

سفر ما در ایام روزه و توبه، ما را فرا می‌خواند تا بار دیگر به تصویری که از خدا در ذهن داریم، بنگریم. خدایی کوچک‌شده؛ افق دید ما را کوچک می‌سازد و آمال و آرزوهای‌مان را محدود. خدایی کوچک مترادف و هم‌معنی است با حیاتی کوچک. حال آنکه ما برای هدفی بس فراتر آفریده شده‌ایم.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
تو بر آنانی که راه خطا می‌پیمایند، نورِ حقایق خود را می‌تابانی،
تا به‌سوی طریقت پارسایی بازگردند:
به جمیع آنانی که به شراکت در مذهب مسیح پذیرفته شده‌اند،
عنایت فرما تا اموری را که برخلاف اعترافشان هستند،
از خود دور سازند،
و اموری را پیروی کنند که با این اعتراف‌ همسو هستند؛
به‌واسطهٔ خداوندگار ما، عیسای مسیح،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

ارمیا ۱۰:‏۱-‏۱۶

ای خاندان اسرائیل، کلامی را که خداوند به شما می‌گوید، بشنوید! خداوند چنین می‌فرماید: «راه و رسم دیگرْ قومها را نیاموزید، و از نشانه‌های آسمان مهراسید، هرچند دیگرْ قومها از آنها در هراسند. زیرا رسوم این قومها باطل است: درختی از جنگل می‌بُرند و صنعتگر با قلم خویش به آن شکل می‌دهد. سپس آن را به طلا و نقره می‌آراید، و به میخ و چکش استوار می‌سازد تا تکان نخورد. آنان همچون مَتَرسک در بُستانِ خیارند، که سخن گفتن نتوانند، و آنها را حمل باید کرد، از آن رو که راه رفتن نتوانند. از آنها مهراسید، زیرا نه بدی توانند کرد و نه نیکی!» ای خداوند، چون تو کسی نیست! تو عظیمی، و نامت عظیم در قدرت! ای پادشاه قومها، کیست که از تو نترسد؟ زیرا که این تو را می‌شاید! چراکه در میانِ جملۀ حکیمان قومها و در همۀ ممالک ایشان، چون تو کسی نیست. آنان جملگی ابلهند و نادان، زیرا تعلیم بتها چوب است و بس! نقرۀ چکش‌خورده از تَرشیش می‌آورند، و طلای ناب از اوفاز. این بتها کارِ صنعتگرند، و عمل دستانِ زرگر؛ پوشش آنها لاجورد است و ارغوان، همۀ آنها کار مردانی است چیره‌دست. اما یهوه خدای حقیقی است؛ اوست خدای زنده و پادشاه جاودان. از غضب او زمین به لرزه درمی‌آید، و قومها را در برابرِ قهرش تابِ تحمل نیست. بدیشان چنین بگویید: «خدایانی که زمین و آسمان را نساخته‌اند، از روی زمین و از زیر آسمان نابود خواهند شد.» او زمین را به قوّت خویش ساخت، و جهان را به حکمت خویش استوار کرد، و آسمانها را به فهم خویش گسترانید. چون ندا درمی‌دهد، غوغای آبها در آسمان پدید می‌آید؛ او ابرها را از کَرانهای زمین برمی‌آورَد؛ برقها برای باران می‌سازد، و باد از خزانه‌های خویش بیرون می‌آوَرَد. آدمیان جملگی ابلهند و نادان؛ هر زرگری از تمثالهای تراشیدۀ خویش سرافکنده خواهد شد، زیرا بتهای ریخته‌شده‌اش دروغین است، و هیچ نَفَسی در آنها نیست. آنها بی‌ارزشند و اسباب مسخره، و در روز محاکمه تلف خواهند شد. اما آن که نصیب یعقوب است، مانند آنها نیست، زیرا اوست سازندۀ همۀ موجودات. اسرائیل قبیلۀ میراث اوست، نام او خداوند لشکرهاست.

مزمور ۴۰

انتظارِ بسیار برای خداوند کشیدم، و به من مایل شده، فریادم را شنید. او مرا از چاه هلاکت برآورد و از گل و لای برکشید؛ و پاهایم را بر صخره نهاد و گامهایم را مستحکم فرمود. سرودی تازه در دهانم گذاشت، سرود ستایش خدایمان را. بسیاری این را دیده، خواهند ترسید و بر خداوند توکل خواهند کرد. خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد، و به متکبران روی نمی‌آورد، به کسانی که از پی دروغ گمراه می‌شوند. ای یهوه خدای من، تو کارهای شگفت خود را و تدبیرهای خویش را برای ما، بس کثیر گردانیده‌ای؛ کسی را با تو قیاس نتوان کرد. اگر بخواهم آنها را بازگویم و بیان کنم، بیش از حدِ شمار است. به قربانی و هدیه رغبت نداشتی، اما گوشهای مرا گشودی؛ قربانی تمام‌سوز و قربانی‌گناه را مطالبه نکردی. آنگاه گفتم: «اینک من می‌آیم! در طومار کتاب درباره‌ام نوشته شده است؛ آرزویم، ای خدایم، انجام اراده توست؛ شریعت تو در دل من است.» در جماعت بزرگ به عدالت نجاتبخش تو بشارت داده‌ام؛ من لبان خویش بازنداشته‌ام، چنانکه تو می‌دانی ای خداوند. عدالت نجاتبخش تو را در دل خویش پنهان نداشته‌ام، بلکه از امانت و نجات تو سخن گفته‌ام و محبت و وفاداری تو را از جماعت بزرگ نپوشانیده‌ام. و اما تو خداوندا، رحمتت را از من دریغ نخواهی داشت؛ محبت و وفاداری تو همواره مرا محافظت خواهد کرد. زیرا بلایای بی‌شمار مرا در میان گرفته است؛ تقصیراتم مرا احاطه کرده، که نمی‌توانم دید؛ از شمار مویهای سرم فزونتر است، دل من ضعف به هم رسانده. خداوندا، به لطف خویش رهایی‌ام ده؛ خداوندا، به یاریم بشتاب. آنان که قصد گرفتن جان من دارند، جملگی سرافکنده و شرمسار گردند؛ آنان که تیره‌روزی مرا آرزومندند واپس روند و رسوا شوند. آنان که بر من هَه هَه می‌گویند، از سرافکندگی حیران گردند. اما آنان که تو را می‌جویند همه در تو شادی کنند و به وجد آیند؛ آنان که نجات تو را دوست می‌دارند همواره بگویند: «خداوند بزرگ است!» و اما من، ستمدیده و نیازمندم، لیکن خداوندگار در اندیشۀ من است. تو یاور و رهانندۀ منی؛ ای خدای من، تأخیر مکن.

مزمور ۴۱

خوشا به حال کسی که به فکر بینوایان باشد؛ خداوند او را در روز بلا رهایی خواهد بخشید. خداوند او را محافظت خواهد کرد و زنده نگاه خواهد داشت؛ او در زمین مبارک خواهد بود و او را به آرزوی دشمنانش تسلیم نخواهد کرد. خداوند او را در بستر بیماری قوّت خواهد بخشید و او را از بیماری‌اش شفای کامل خواهد داد. و اما من گفتم: «خداوندا، مرا فیض عطا فرما؛ جان مرا شفا ده، زیرا بر تو گناه ورزیده‌ام.» دشمنانم بدخواهانه دربارۀ من می‌گویند: «کی می‌میرد و نامش محو می‌شود؟» چون به دیدارم می‌آیند سخن باطل می‌گویند، و در دل بدی را می‌پرورند؛ و چون بیرون می‌روند، آن را بر زبان می‌آورند. همۀ بدخواهانم با هم بر ضد من نجوا می‌کنند، و دربارۀ من شرارت را می‌اندیشند. می‌گویند: «لعنتی مرگبار دامنگیر او شده است؛ از جایی که آرمیده، هرگز بر نخواهد خاست.» حتی دوست خالص من که بر او اعتماد می‌داشتم، آن که نان مرا می‌خورَد، با من به دشمنی برخاسته است. و اما تو خداوندا، مرا فیض عطا فرما؛ مرا برخیزان، تا سزایشان دهم. از این می‌دانم که به من رغبت داری، که دشمنم بر من فریاد پیروزی سر نخواهد داد. تو به سبب صداقتم از من حمایت کرده‌ای، و مرا جاودانه در حضور خود برقرار خواهی داشت. یهوه، خدای اسرائیل، متبارک باد، از ازل تا به ابد. آمین و آمین.

یوحنا ۷:‏۱۴-‏۲۴

امّا چون نیمی از عید گذشته بود، عیسی به صحن معبد آمد و به تعلیم دادن آغاز کرد. یهودیان در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد که علمِ دین نیاموخته، چگونه می‌تواند از چنین دانشی برخوردار باشد؟» عیسی در جواب ایشان گفت: «تعالیم من از خودم نیست، بلکه از اوست که مرا فرستاده است. اگر کسی براستی بخواهد ارادۀ او را به عمل آورد، در خواهد یافت که آیا این تعالیم از خداست یا من از خود می‌گویم. آن که از خود می‌گوید، در پی جلال خویشتن است، امّا آن که خواهان جلال فرستندۀ خویش است، راستگوست و در او هیچ ناراستی نیست. آیا موسی شریعت را به شما نداد؟ امّا هیچ‌یک از شما بدان عمل نمی‌کند. از چه رو کمر به قتل من بسته‌اید؟» عیسی در پاسخ ایشان گفت: «من یک معجزه کردم و شما همگی از آن در شگفت شده‌اید. مردم پاسخ دادند: «تو دیوزده‌ای! کیست که در پی کشتن تو باشد؟» موسی حکم ختنه را به شما داد - البته این نه از موسی بلکه از پدران قوم بود - و بر این پایه، در روز شَبّات نیز پسران را ختنه می‌کنید. پس اگر انسان در روز شَبّات نیز ختنه می‌شود تا شریعت موسی شکسته نشود، چرا خشمگینید از اینکه تمام بدن انسانی را در روز شَبّات سلامتی بخشیدم؟ به ظاهر داوری مکنید، بلکه به حق داوری کنید.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *