رومیان 28:1

و همان‌گونه که برای آنان شناخت خدا ارزشی نداشت، خدا نیز آنان را به ذهنی فرومایه واگذاشت تا مرتکب اعمال ناشایست شوند

لی آن

برادری را به‌خاطر ایمانش به خداوند محاکمه می‌کردند. هنگام بازجویی، بازپرس از آن برادر پرسید: «تو که به خدا ایمان داری، بگو ببینم خدای تو کجاست؟» برادر در جواب گفت: «او در قلب من زندگی می‌کند.» «ثابت کن. ما به عوالم روحانی اعتقادی نداریم.» بنابراین برادر ما شهادت زندگی‌اش را داد. وقتی سخنانش به پایان رسید، بازپرس با عصبانیت گفت: «تو یک مشت پرت‌و‌پلا سر هم کرده‌ای. همه اینها دروغ است.» برادر پاسخ داد: «می‌توانید خودتان بروید و تحقیق کنید.» دو سال بعد برادر را از زندان به دادگاه احضار کردند. او در کمال شگفتی از بازپرس شنید که می‌گوید: «چیزهایی را که گفته بودی با دقت بررسی و درموردشان تحقیق کردیم؛ 80درصد آنها راست بود، اما ما هنوز باور نمی‌کنیم که خدا وجود داشته باشد.»
برادر ما پرسید: «پس آن 80درصد را چگونه توجیه می‌کنید؟»
«ما نیازی به توجیه نداریم. آنقدر شواهد کافی در اختیار داریم که نتیجه بگیریم که تو آدمی مرموز و جادوگر هستی.» پس این برادر را دوباره به سلولش بازگرداندند…

از این مطالب چه می‌توان آموخت؟
• این‌که هرگز نباید سازش کنیم. باید آماده پرداخت بها، هر بهایی، برای ایمانمان باشیم.
• این‌که چون برای مردم شناخت خدا ارزشی نداشت، خدا نیز آنان را به ذهنی فرومایه واگذاشت تا در ظلمتی عمیق‌تر از گذشته فرو بروند.
آیا شما هرگز خدا را در حال عمل کردن دیده‌اید؟ آیا واکنشی نشان داده‌اید؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *