ایوب 4:6

تیرهای قادر مطلق در اندرون من است و روح من زهر آنها را می‌آشامد و ترس‌های خدا بر من صف آرایی می‌کند

شبان سموئیل لمب

وقتی رنج می‌کشیم، هرگز نباید به خدا شکایت کنیم. خیلی‌ها توان تحمل رنج را ندارند. اینان همه وقت غرغر و گلایه می‌کنند. ایوب رنج بسیاری را تجربه کرده بود. او در آغاز مصائب از لحاظ روحانی قوی بود. حتی زن خودش را توبیخ کرد: «…آیا نیکویی را از خدا بیابیم و بدی را نیابیم؟ (ایوب 10:2). متأسفانه، پس از گذشت مدتی ایوب به جایی رسید که حتی روز تولد خودش را نیز لعنت کرد. آری، او حتی به خدا لب به غرغر و شکایت گشود. بعضی‌ها وقتی گرفتار رنج می‌شوند، شهامت ندارند به خدا مستقیماً شکایت کنند. از این رو ناراحتی خود را سر اطرافیان خویش خالی می‌نمایند.
این اتفاق در زندگی ایوب، هنگامی که 21 سال به‌خاطر ایمانم در زندان بودم برایم مفهوم پیدا کرد. من می‌توانم پیروزی‌ها و شکست‌های ایوب را درک کنم. به من آموخت که غرغر کردن هیچ کمکی نه به خدا، نه به آزاردهندگان و نه به رفع مشکل، می‌کند. زمانی که در زندان بودم، همسر عزیزم از دنیا رفت. حتی به من اجازه ندادند در مراسم تدفین او شرکت کنم. این مثل یکی از تیرهای قادر مطلق بود تا این‌که فهمیدم: «خدا اجازه می‌دهد که ما درد و فقدان و شکنجه را تحمل کنیم، اما این ما هستیم که باید از طریق آنها رشد نماییم.»
«برای کسانی که به شما آزار می‌رسانند، برکت بطلبید؛ برکت بطلبید و لعن نکنید» (رومیان 14:12). «خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد» (متی 6:11). باشد که خدا به ما لذت بردن در شرایط ناگوار را با علم به این‌که در حق آنان که خدا را دوست می‌دارند…، همه چیزها با هم برای خیریت در کار است (رومیان 28:8)، بیاموزد.

One Response

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *