سالروز برنابای رسولمن روی یخچالم یک مَگنِت دارم که روی آن نوشته: «اگر نمیتوانی الگوی خوبی باشی، مجبوری هشدار هولناکی باشی.» برنابا نمونهای است از یک الگوی خوب که هم باعث تشویق یکایک افراد بود و هم باعث تشویق جماعتهای بزرگتری از مسیحیان.
آنچه در کانون تشویقهای او قرار داشت، آمادگیاش برای استوار ایستادن بر هدفش و اقدام به عمل بود. او حاضر بود قدمی به جلو بردارد- شاید هم قدم اول را- و کار را به جریان بیندازد.
این نکته را در این آیات مشاهده میکنیم، که در آنها از او بهخاطر فروش مزرعهاش و تقدیم عواید آن به رسولان تحسین بهعمل آمده است. در بخشهای بعدی کتاب اعمال، میخوانیم که چگونه پولس پس از ایمان آوردن، به اورشلیم آمد و «خواست به شاگردان ملحق شود، اما همه از او میترسیدند، زیرا باور نمیکردند که بهراستی شاگرد شده باشد.» اما برنابا شهامت این را داشت که او را جستجو کند و سپس با بازگو کردن ماجرای او از طرف وی، او را به جمع ایشان بیاورد (اعمال ۹:۲۶-۲۷).
شهامت لازم است که برای شروع کاری، نفر اول باشیم، اما این امر چه از طریق یک عمل و یا حرف، اغلب میتواند تبدیل به مجرایی شود که بهواسطهٔ آن، فیض چشمگیر و خلاق و نجاتبخش خدا جاری گردد. این میتواند الگویی باشد برای دیگران، تا آنچه ناممکن مینمود، اکنون ممکن شود. این میتواند گرههای کور را باز کند و آغازگر کارهای تازهای گردد.
خدا در چه مواردی ممکن است شما را دعوت کند تا بر پایهٔ فیضش، برای هدفی، استوار بایستید، و قدمی به جلو بگذارید، و کار را به جریان بیندازید، و از این طریق، باعث تشویق دیگران شوید؟
Today's Prayer
ای خدای سَخی و بخشندهٔ همهٔ عطایا،
ای که روح خود را بر خدمتگزارت، برنابا فرو ریختی
و او را فیض بخشیدی تا مُشوّق دیگران باشد:
ما را بهواسطهٔ الگوی او مدد فرما
تا در قضاوتهای خود، سخی و بزرگوار باشیم،
و در خدمت خود، ایثارگر؛
بهواسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
اعمال ۴:۳۲ تا آخر
همۀ ایمانداران را یک دل و یک جان بود و هیچکس چیزی از اموالش را از آنِ خود نمیدانست، بلکه در همه چیز با هم شریک بودند. رسولان با نیرویی عظیم به رستاخیز خداوندْ عیسی شهادت میدادند و فیضی عظیم بر همگی ایشان بود. هیچکس در میان آنها محتاج نبود، زیرا هر که زمین یا خانهای داشت، میفروخت و وجه آن را پیش پای رسولان میگذاشت تا بر حسب نیازِ هر کس بین همه تقسیم شود. یوسف نیز که از قبیلۀ لاوی و اهل قپرس بود و رسولان او را برنابا یعنی ’مشوّق‘ لقب داده بودند، مزرعهای را که داشت، فروخت و وجه آن را آورده، پیش پای رسولان گذاشت.
مزمور ۱۰۰
ای تمامی روی زمین، خداوند را بانگ شادمانی دهید! خداوند را با شادی عبادت نمایید، و سرودخوانان به حضور او بیایید! بدانید که یهوه خداست! اوست که ما را آفرید و ما از آنِ اوییم. ما قوم او و گوسفندان چراگاه اوییم. به دروازههای او با شکرگزاری داخل شوید، و به صحنهای او با ستایش! او را سپاس گویید و نامش را متبارک خوانید! زیرا خداوند نیکوست و محبتش جاودانی، و وفاداریش نسل اندر نسل.
مزمور ۱۰۱
محبت و عدالت را خواهم سرایید، و برای تو ای خداوند خواهم نواخت. در طریقِ بیعیب با مراقبت سالک خواهم بود. نزد من کِی خواهی آمد؟ در خانۀ خویش با دلی راست سلوک خواهم کرد. هیچ چیزِ بیمایه را در نظر خویش نخواهم گذاشت. از کجرَوی بیزارم؛ به من نخواهد چسبید. دل منحرف از من به دور خواهد بود، مرا با شرارت کاری نخواهد بود. هر آن کس را که در نهان بر همسایۀ خویش افترا زند، هلاک خواهم کرد؛ و هر آن کس را که چشمان متکبر و دل مغرور دارد تحمل نخواهم کرد. بر وفادارانی که در زمیناند نظر لطف خواهم داشت، تا با من ساکن شوند؛ آن که در طریقِ بیعیب سالک است در خدمت من خواهد بود. فریبکار در خانۀ من ساکن نخواهد شد، و دروغگو در حضورم نخواهد ماند. هر بامداد، شریرانِ زمین را جملگی هلاک خواهم کرد، تا همۀ بدکاران را از شهر خداوند برکَنَم.
ارمیا ۹:۲۳-۲۴
خداوند چنین میفرماید: «حکیم به حکمت خویش فخر نکند و مرد نیرومند به نیروی خود نَنازد و دولتمند به دولت خویش نبالد. بلکه هر که فخر میکند، به این فخر کند که فهم دارد و مرا میشناسد و میداند که من یهوه هستم که محبت و انصاف و عدالت را در جهان به جا میآورم. زیرا از این چیزها لذت میبرم؛» این است فرمودۀ خداوند.