نشسته بر دست راست خدا
«امّا این کاهن، چون برای همیشه یک قربانی به جهت گناهان تقدیم کرد، به دست راست خدا بنشست.» عبرانیان ۱۰: ۱۲
در این رساله، در خصوص عیسی مسیح عناوین یک قربانی، یک مرتبه و نشستن به دفعات تکرار شدهاند. در تقابل با آن، قربانیهای مکرر و ایستادن برای کاهنان در عهدعتیق.
برای درک بهتر این عناوین، نیاز داریم از یک آیه قبل از آن شروع کنیم که میفرماید: «هر کاهن هر روزه به خدمت مشغول بوده، میایستد و همان قربانیها را مکرراً میگذراند که هرگز رفع گناهان را نمیتواند کرد.»
«هر کاهن» چه هارون و چه کاهنان بعد از او. «هر روزه» به این معنا که نه فقط برای قربانی «روز کفاره» که سالی یک بار برگزار میشد، بلکه برای قربانیهای هر روزهای که قوم میگذرانید. «به خدمت مشغول بوده، میایستد»، یعنی هیچ جایی برای نشستن کاهن در معبد تعبیه نشده بود؛ زیرا یک کاهن اجازه نشستن در حضور خدا را نداشت، پس باید که میایستاد. «و همان قربانیها را مکرراً میگذراند»، یعنی این که ایستادن کاهن به وقت خدمت و آن تکرار قربانیها همه بیانگر این واقعیت بودند که قربانیها کامل نبوده و هرگز رفع گناهان را نمیتوانند بکنند.
در مقابل، عیسی خداوند، آن برهٔ بیعیب و داغ، یک مرتبه خود را چون یگانه قربانی گذرانید و سپس به دست راست خدا بنشست تا ابدالآباد. عیسی، تنها کاهن اعظمی است که محض کهانت بیزوال و قربانی کامل خود اجازه دارد که نه در معبد، بلکه به دست راست خدا بنشیند. نشستن عیسی به دست راست خدا در این آیه با مکاشفهٔ استیفان در اعمال ۷: ۵۶ که پسر انسان را به دست راست خدا نه نشسته، بلکه ایستاده میبیند، هیچ منافاتی ندارد. چرا که فعل ایستادن در اینجا بهطور عمومی به معنی قرا گرفتن است و الزاماً نباید حاوی مفهوم حالت عمودی باشد. همچنین، لازم به ذکر است که این نشستن بیانگر حالتی نیست، بلکه نمایانگر امری است که به اتمام رسیده. نشستن کاهن اعظم ما عیسی حامل این پیغام خوش است که امر کهانت به انجام و قربانی به کمال رسیده است و محض این تماموکمال بودن است که خداوند میفرماید: «گناهان و خطایای ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.» (۱۰: ۱۷)
Bible Study
عبرانیان ۱۰: ۱۲
در نظر من، رنجهای زمان حاضر در قیاس با جلالی که در ما آشکار خواهد شد، هیچ است. زیرا خلقت با اشتیاق تمام در انتظار ظهور پسران خداست. زیرا خلقت تسلیم بطالت شد، نه به خواست خود، بلکه به ارادۀ او که آن را تسلیم کرد، با این امید که خودِ خلقت نیز از بندگی فساد رهایی خواهد یافت و در آزادی پرجلال فرزندان خدا سهیم خواهد شد. ما میدانیم که تمام خلقت تا هماکنون از دردی همچون درد زایمان مینالد. و نه تنها خلقت، بلکه خود ما نیز که از نوبر روح برخورداریم، در درون خویش ناله برمیآوریم، در همان حال که مشتاقانه در انتظار پسرخواندگی، یعنی رهایی بدنهای خویش هستیم. زیرا با همین امید نجات یافتیم. امّا امیدی که به دست آمد، دیگر امید نیست. چگونه کسی میتواند به امید چیزی باشد که آن را یافته است؟ امّا اگر به چیزی امیدواریم که هنوز ندیدهایم، بردبارانه انتظارش را میکشیم. و روح نیز در ضعف ما به یاریمان میآید، زیرا نمیدانیم چگونه باید دعا کنیم. امّا روح با نالههایی بیانناشدنی، برای ما شفاعت میکند. و او که کاوشگر دلهاست، فکر روح را میداند، زیرا روح مطابق با ارادۀ خدا برای مقدسین شفاعت میکند. میدانیم در حق آنان که خدا را دوست میدارند و بر طبق ارادۀ او فرا خوانده شدهاند، همۀ چیزها با هم برای خیریت در کار است. زیرا آنان را که از پیش شناخت، ایشان را همچنین از پیش معین فرمود تا به شکل پسرش درآیند، تا او فرزند ارشد از برادران بسیار باشد. و آنان را که از پیش معین فرمود، همچنین فرا خواند؛ و آنان را که فرا خواند، همچنین پارسا شمرد؛ و آنان را که پارسا شمرد، همچنین جلال بخشید.