حقیقت خدا، اساس محبت کلیسا
«امّا حال، بانوی گرامی، از تو درخواستی دارم. نه آنکه حکمی تازه به تو بنویسم، بلکه همان که از آغاز داشتهایم، که یکدیگر را محبت کنیم. و محبت این است که بنا بر احکام او سلوک نماییم. آری، همانگونه که از آغاز شنیدهاید، حکم او این است که در محبت سلوک کنید.» دوم یوحنا ۵-۶
یوحنا را رسول محبت میخوانند. در انجیل و نامههای یوحنا، واژۀ محبت در اشکال مختلف آن جمعاً ۱۰۷ بار بکار گرفته شده است، که این حاکی از اهمیت خاصی است که یوحنا برای مفهوم حقیقی این واژه قائل بوده است. در طی سه سال و نیمی که یوحنا با سایر شاگردانْ عیسی را همراهی میکرد، او نه تنها معنای حقیقی محبت را از زبان عیسی شنید، بلکه مهمتر از آن او تجسم کامل محبت را در شخص عیسی مسیح مشاهده کرد. یوحنا از معدود شاگردانی بود که در بسیاری از رویدادهای پنهانتر زندگی عیسی، همچون دگرگونی سیمای عیسی در بالای کوه (مرقس ۹: ۲) و دعای عیسی در باغ جتسیمانی (مرقس ۱۴: ۳۳) حضور داشت، و در رویداد شام آخر نیز نزدیک به سینۀ عیسی تکیه زده بود (یوحنا ۱۳:۲۳). در نهایت او تنها فردی از ۱۲ رسول عیسی بود که در پای صلیب حاضر بود، که بخاطر این میزان از وفاداری، عیسی مادر خود را به دست او سپرد (یوحنا ۱۹: ۲۷). بدین ترتیب، تماس نزدیک یوحنا با عیسی شناخت و درک عمیقی از محبت حقیقی خدا را به او بخشید.
امّا اکنون بخاطر وجود بعضی از معلمین دروغین و تعالیم اشتباه آنان، یوحنا در نامۀ دوّم خود سعی بر این دارد که چارچوب مشخص و روشنی را برای محبت حقیقی خدا تعیین و تعریف کند. او با مشاهدۀ ترفندهای فریبکارانۀ دشمنان انجیل که اساسیترین تعلیم کلام خدا یعنی واقعیت تجسم الهی در عهد جدید او با انسان را مورد حمله قرار داده بودند، کلیسا را دعوت میکند تا حقیقت و راستی خدا را اساس کار خود قرار دهد. بدنبال این دعوت، او هر عمل به ظاهر محبت آمیزی را که تجسم پسر خدا را نادیده گرفته و یا کوچک شمارد، محبت بشمار نیاورده، آن را بنوعی ریختن آب به آسیاب دشمن میبیند (آیات ۱۰ – ۱۱).
محبت کامل و حقیقی، تنها در شناخت و اطاعت از خدای پدر و پسرش عیسای مسیح امکان پذیر است. بدون شناخت حقیقت خدا محبت ما به دیگران محدود بوده، دچار سویه و جهتی اشتباه میشود. در عین حال، عدم اطاعت از فرمان عیسی مبنی بر محبت به دیگران حاکی از شناخت محدود ما از واقعیت ظهور و حضور جسمانی پسر خدا در میان آدمیان است.
Bible Study
دوم یوحنا ۵-۶
5امّا حال، بانوی گرامی، از تو درخواستی دارم. نه آنکه حکمی تازه به تو بنویسم، بلکه همان که از آغاز داشتهایم، که یکدیگر را محبت کنیم. 6و محبت این است که بنا بر احکام او سلوک نماییم. آری، همانگونه که از آغاز شنیدهاید، حکم او این است که در محبت سلوک کنید.