Today's word: یعقوب ۲: ۱۴ | Bible Study: یعقوب ۲: ۱ - ۲۶

اهمیت اعمال نیکوی ایمان

«برادران من، چه سود اگر کسی ادعا کند ایمان دارد، امّا عمل نداشته باشد؟ آیا چنین ایمانی می‌تواند او را نجات بخشد؟» یعقوب ۲: ۱۴

در نامهٔ یعقوب به دو جنبهٔ بسیار مهم دینداری اشاره شده است: مهار زبان و دستگیری از قشر ضعیف جامعه (یعقوب ۱: ۲۶ – ۲۷). ظاهراً افرادی بر این باور بوده‌اند که اعتراف به ایمان تنها شرط نجات است، اما یعقوب در بی‌ثمر بودن یک چنین ایمانی به این‌گونه افراد  هشدار می‌دهد که بیهوده دل خوش ندارند؛ چرا که حتی دیوها نیز از یک چنین ایمانی برخوردارند و حتی از ترس بر خود می‌لرزند (مرقس ۵: ۶ – ۱۳). در مقابل، ایمان حقیقی نه‌تنها رابطهٔ انسان با خدا را احیا می‌کند، بلکه شخص را در ارتباطی سازنده با دیگران قرار می‌دهد. لذا، یعقوب اعلام می‌کند ایمانی که به عمل نیکو منتهی نشود، ایمانی مرده است. به عبارت دیگر، ایمان بی‌عمل، ایمانی نازا و عقیم است که چون نسبت به نیازهای دیگران بی‌تفاوت است، در شناخت شخصیت مهربان خدا نیز قاصر می‌آید.

اما، اکنون سؤال اینجاست که آیا بین این سخن یعقوب که «ایمان بدون اعمال مرده است» و تعلیم پولس که «انسان از راه ایمان و بدون انجام اعمال شریعت، پارسا شمرده می‌شود»، تضادی وجود دارد؟ به‌راستی که این گونه نیست؛ چرا که با اندکی دقت در‌می‌یابیم این دو نفر معنایی متفاوت از اعمال را مد نظر داشته‌اند. پولس با مسیحیانی روبه‌رو بود که به‌خاطر زمینهٔ متعصب یهودی خود، علاوه بر ایمان به مسیح، یهودی شدن و اجرای اعمال مذهبی شریعت را نیز شرط نجات به‌حساب می‌آوردند. وی افزودن هرگونه تلاش انسان به فیض‌نجات بخش خدا را بی ثمر دانسته، باورمندان به یک چنین عقیده‌ای را به‌کلی بی‌نصیب از نجات خدا در مسیح می‌دانست؛ چرا که آنان هدیهٔ فیض خدا برای نجات بشر را ناکافی دانسته، تلاش انسانی را نیز بدان افزوده بودند. در مقابل، یعقوب با افرادی روبه‌رو بود که ایمان را در عالم ذهنیت خود محصور کرده، عقیده و باور را برای نجات کافی قلمداد می‌کردند. لذا، این ایمانِ مطلقاً شخصی، ضرورتی در رفع نیازهای دیگران در خود احساس نمی‌کرد و به حرکتی بیرون از دایرهٔ نیازهای شخصی خود منجر نمی‌شد. به‌همین‌خاطر، یعقوب یک چنین ایمانی را بی‌ثمر می‌دانست؛ چراکه از شناخت شخصیت خدا قاصر می‌آمد.

به‌راستی، انسان تنها از راه ایمان به قربانی مسیح بر صلیب نجات می‌یابد. این ایمان اصالت و حقیقی بودن خود را در اطاعت از خدا ظاهر می‌سازد.

Bible Study

یعقوب ۲: ۱۴

برادرانِ من، چه سود اگر کسی ادعا کند ایمان دارد، امّا عمل نداشته باشد؟ آیا چنین ایمانی می‌تواند او را نجات بخشد؟

یعقوب ۲: ۱ - ۲۶

پرهیز از تبعیض
1برادران من، ایمانِ شما به عیسی مسیح، خداوند پرجلالمان، با تبعیض همراه نباشد. 2اگر کسی با انگشتریِ زرین و جامۀ فاخر به مجلس شما درآید و فقیری نیز با جامۀ ژنده وارد شود، 3و شما به آن که جامۀ فاخر در بر دارد توجه خاص نشان دهید و به او بگویید: «در این جای نیکو بنشین،» امّا فقیر را بگویید: «همان جا بایست!» و یا: «اینجا پیش پاهای من بر زمین بنشین،» 4آیا در میان خود تبعیض قائل نشده و با اندیشۀ بد قضاوت نکرده‌اید؟
5برادران عزیز، گوش فرا دهید! مگر خدا فقیران این جهان را برنگزیده تا در ایمان دولتمند باشند و پادشاهی‌ای را به میراث یابند که او به دوستدارانِ خود وعده فرموده است؟ 6امّا شما به فقیر بی‌حرمتی روا داشته‌اید. آیا دولتمندان نیستند که بر شما ستم روا می‌دارند و شما را به محکمه می‌کشند؟ 7آیا ایشان نیستند که به آن نام شریف که بر شما نهاده شده، کفر می‌گویند؟
8اگر براستی شریعت شاهانه را مطابق با این گفتۀ کتاب به جای آورید که می‌فرماید: «همسایه‌ات را همچون خویشتن محبت کن،» کارِ نیکو کرده‌اید. 9امّا اگر تبعیض قائل شوید، گناه کرده‌اید و شریعت، شما را چون افرادی قانون‌شکن، محکوم می‌کند. 10زیرا اگر کسی تمام شریعت را نگاه دارد امّا در یک مورد بلغزد، مجرم به شکستن تمام شریعت است. 11چه، او که گفت: «زنا مکن،» همچنین گفته است: «قتل مکن.» پس هرچند زنا نکنی، امّا اگر قتل کنی، شریعت را شکسته‌ای.
12پس همچون کسانی سخن گویید و عمل کنید که می‌دانند بر پایۀ شریعتِ آزادی، بر آنها داوری خواهد شد، 13زیرا داوری نسبت به آن که رحم نکرده باشد، بی‌رحم خواهد بود. امّا رحم بر داوری پیروز خواهد شد!
ایمان و اعمال
14برادرانِ من، چه سود اگر کسی ادعا کند ایمان دارد، امّا عمل نداشته باشد؟ آیا چنین ایمانی می‌تواند او را نجات بخشد؟ 15اگر برادر یا خواهری نیازمند پوشاک و خوراک روزانه باشد 16و کسی از شما بدیشان گوید: «بروید به سلامت، و گرم و سیر شوید،» امّا برای رفع نیازهای جسمی ایشان کاری انجام ندهد، چه سود؟ 17پس ایمان به تنهایی و بدون عمل، مرده است.
18حال کسی ممکن است بگوید: «تو ایمان داری و من هم اعمال دارم!» اما تو ایمانت را بدون اعمال به من بنما و من ایمانم را با اعمالم به تو خواهم نمود. 19تو ایمان داری که خدا یکی است. نیکو می‌کنی! حتی دیوها نیز این‌گونه ایمان دارند و از ترس به خود می‌لرزند!
20ای نادان، می‌خواهی بدانی چرا ایمان بدون عمل بی‌ثمر است؟ 21آیا جَد ما ابراهیم به اعمال پارسا شمرده نشد، آنگاه که پسر خود اسحاق را بر مذبح تقدیم نمود؟ 22می‌بینی که ایمان و اعمال او با هم عمل می‌کردند، و ایمان او با اعمالش کامل شد. 23و آن نوشته تحقق یافت که می‌گوید: «ابراهیم به خدا ایمان آورْد و این برای او پارسایی شمرده شد،» و او دوست خدا خوانده شد. 24پس می‌بینید به اعمال است که انسان پارسا شمرده می‌شود، نه با ایمانِ تنها.
25همچنین آیا راحابِ روسپی به اعمال پارسا شمرده نشد، آنگاه که به فرستادگان پناه داد و ایشان را از راهی دیگر روانه کرد؟ 26آری، همان‌گونه که بدن بدون روح مرده است، ایمان نیز بدون عمل مرده است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *