Today's word: مکاشفه ۳: ۱۵ | Bible Study: مکاشفه ۳: ۱۴ – ۲۲

نامه به کلیسای لائودکیه – صمیمیت

«اعمال تو را می‌دانم؛ می‌دانم که نه سردی و نه گرم. و کاش یا این بودی یا آن.» مکاشفه ۳: ۱۵

لائودکیه، نام باستانی برای چندین شهر در غرب آسیای صغیر است. این شهرها بیشتر در قرن سوم پیش از میلاد توسط حکام سلوکی تأسیس یا بازسازی شدند. نام لائودکیه احتمالاً به افتخار مادر سلوکوس یکم نیکاتور (Seleucus I Nicator)، یا دختر (یا شاید برادرزاده) آنتیوخوس یکم سوتر (Antiochus I Soter) و همسر آنتیوخوس دوم تئوس (Antiochus II Theos) نامگذاری شده است. این شهرها به‌عنوان مراکز تجاری در مسیرهای تجاری تازه تأسیس یا بازسازی شده قرار داشتند. همچنین، این شهرها در فرایند هلنیزاسیون (اندیشه و فرهنگ و غیره یونان باستان) غرب آسیا و سپس در گسترش مسیحیت در این منطقه نقش داشته‌اند.

مهم‌ترین شهر از این مجموعه شهرها، لائودکیه نزدیک لایکوم حوالی دنیزلی در ترکیه امروزی بود که مخاطب مسیح در نامه به این کلیساست.

این نامه به‌طرز شگفت‌انگیزی زیبا و قوی و پر از محبت و شفقت خدا نسبت به کلیسای خویش است. این رساله از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت نخست آیات ۱۴ تا ۱۹ را در‌بَر می‌گیرد و در آن مسیح کلیسای خود را توبیخ می‌کند. قسمت دوم از آیات ۲۰ تا ۲۲ پر از محبت و شفقت آن را به‌سوی خود فرا می‌خواند.

« اعمال تو را می‌دانم که نه سرد و نه گرم هستی. کاشکه سرد بودی یا گرم.» به‌نظر می‌رسد مسیحیان این شهر از نظر مادی دولتمند، اما از لحاظ دیدگاه روحانی فقیر بودند و متأسفانه آنها فقر درونی خویش را فراموش کرده بودند. بنابراین، مسیح می‌فرماید: «لهذا چون فاتر هستی یعنی نه گرم و نه سرد، تو را از دهان خود قی خواهم کرد.» (آیه ۱۶) اهالی لائودکیه معنی این عبارت را به‌خوبی درک می‌کردند؛ زیرا چشمه‌های آبگرمی که از کوهپایه‌های نزدیک شهر جاری بود، وقتی به شهر می‌رسید نه گرم بود و نه سرد و بدین دلیل غیر‌‌قابل آشامیدن بود. زندگی مسیحی به معنای شراکتِ تمامیت شئون زندگی در راز مسیح است. لذا، نسبت به این راز نمی‌توان مخیّر و فاطر ماند. «امروز آسمان و زمین را بر شما شاهد می‌آورم که حیات و موت و برکت و لعنت را پیش روی تو گذاشتم؛ پس حیات را برگزین تا تو با ذریتت زنده بمانی.» (تثنیه ۳۰: ۱۹)

Bible Study

مکاشفه ۳: ۱۵

اعمال تو را می‌دانم؛ می‌دانم که نه سردی و نه گرم. و کاش یا این بودی یا آن.

مکاشفه ۳: ۱۴ – ۲۲

پیام به کلیسای لائودیکیه
14«به فرشتۀ کلیسای لائودیکیه بنویس:
«آن آمین، آن شاهد امین و راست، آن که مبدأ آفرینش خداست، چنین می‌گوید: 15اعمال تو را می‌دانم؛ می‌دانم که نه سردی و نه گرم. و کاش یا این بودی یا آن. 16امّا چون ولرمی، نه گرم و نه سرد، چیزی نمانده که تو را چون تف از دهان بیرون بیندازم. 17می‌گویی: ”دولتمندم؛ مال اندوخته‌ام و به چیزی محتاج نیستم.“ و غافلی که تیره‌بخت و اسف‌انگیز و مستمند و کور و عریانی. 18تو را پند می‌دهم که زرِ نابِ گذشته از آتش از من بخری تا دولتمند شوی؛ و جامه‌های سفید، تا به تن کنی و عریانی شرم‌آورت دیده نشود؛ و مرهم، تا بر چشمان خود بگذاری و بینا شوی.
19«من کسانی را توبیخ و تأدیب می‌کنم که دوستشان می‌دارم. پس به غیرت بیا و توبه کن. 20هان بر در ایستاده می‌کوبم. کسی اگر صدای مرا بشنود و در به رویم بگشاید، به درون خواهم آمد و با او همسفره خواهم شد و او با من.
21«هر که غالب آید، او را حق نشستن با من بر تخت خودم خواهم بخشید، همان‌گونه که من غالب آمدم و با پدرم بر تخت او نشستم. 22آن که گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *