ایام روزه
ایام عید پاک
«نیمهشب، خداوند همهٔ نخستزادگان سرزمین مصر را… زد.» (آیهٔ ۲۹)
دادههای تاریخی هرچه باشد، چنان که نوشته شده است، این فاجعهای غیرقابل توصیف برای مصریان بود. فرعون بهطرز نامعقولی کندذهن بود که درخواست موسی برای رها کردن اسرائیلیان را رد کرد، اما مرگ نخستزادگان مصریان و چارپایانشان بهشکلی وصفناشدنی هولناک بود. بیان آیات ۲۹-۳۲ بهقدر کافی صریح است، اما اگر کمی از قوهٔ تخیلمان استفاده کنیم، ما نیز در سکوت خواهیم رفت.
مرگ کودکان بیگناه، بیش از هر فاجعهٔ دیگری احساسات را برمیانگیزد. در سال ۲۰۱۵ تصویر پیکر کودک سوری سهسالهای منتشر شد که بیجان بر یکی از سواحل ترکیه افتاده بود. خانوادهاش هنگام فرار از خشونتی که کشورشان را پارهپاره کرده بود، از خستگی او را رها کرده بودند. این تصویر بیش از همهٔ آمار و ارقام، توجه جهانیان را به پناهندگان جلب کرد. در واقع، آسیبپذیری و وابستگی کودکان بیگناه، بهطرز تحملناپذیری جانگداز است.
داستان پُرشکوه خروج اسرائیل از اسارت بهسوی آزادی، بهحق شهرت یافته و به خاطر سپرده شده است، اما پسزمینهٔ مرگبار داستان، غمانگیز است. خداوندِ قیامکرده نگران شکوفایی همهٔ فرزندان خدا، از هر نژاد، مذهب و ملیتی است. هنگامی که به جهان پارهپاره با برنامههای نوین ملیگرایانهاش مینگریم، توجه و نگرانی ما چقدر فراگیر است؟ آیا فراسوی تقسیمبندی میان «آنان» و «ما»، و «برندگان» و «بازندگان» فکر کردهایم؟ آیا توانستهایم این را اثبات کنیم؟
Today's Prayer
ای خدای جلال
که با برخیزاندن پسرت
زنجیرهای مرگ و دوزخ را از هم گسستهای!
کلیسایت را از ایمان و امید پُساز؛
برای روز تازهای که طلوع کرده
و راهی که به سوی حیات گشوده شده است
در نجاتدهندهمان عیسای مسیح.
Bible Study
خروج ۱۲:۱۴-۳۶
«این روز برای شما روز یادبود باشد؛ در آن برای خداوند عیدی نگاه دارید. نسل اندر نسل آن را به عنوان فریضهای ابدی جشن بگیرید. تا هفت روز نانِ بیخمیرمایه بخورید. همان روز اوّل خمیرمایه را از خانههایتان بزدایید، زیرا از روز اوّل تا روز هفتم هر که چیزی با خمیرمایه بخورد، باید از میان اسرائیل منقطع شود. در روز اوّل، محفل مقدّس تشکیل دهید، و نیز در روز هفتم. در آنها به هیچ وجه کار نکنید، مگر برای تهیه غذایی که هر کس باید بخورد؛ این تنها کاری است که میتوانید انجام دهید. عید فطیر را نگاه دارید، زیرا در این روز بود که لشکرهای شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم. این روز را به عنوان فریضۀ ابدی، نسل اندر نسل نگاه دارید. در ماه اوّل، از شامگاهِ روز چهاردهم تا شامگاهِ روز بیست و یکم، نانِ بیخمیرمایه بخورید. تا هفت روز نباید در خانههای شما اثری از خمیرمایه باشد. هر که چیزی با خمیرمایه بخورد باید از جماعت اسرائیل منقطع شود، خواه غریب باشد، خواه بومی. هیچ چیز که با خمیرمایه تهیه شده باشد، نخورید. هر جا که زندگی میکنید، نانِ بیخمیرمایه بخورید.» آنگاه موسی همۀ مشایخ اسرائیل را گرد آورد و گفت: «بروید و برههایی برای خود، بر حسب خانوادههای خود بگیرید و پِسَخ را ذبح نمایید. دستهای از گیاهِ زوفا گرفته، در خونی که در تشت است فرو برید و بر سردر و دو تیر عمودی دَرِ خانههای خود بمالید. هیچیک از شما تا صبح از درِ خانۀ خود بیرون نرود. هنگامی که خداوند میگذرد تا مصریان را هلاک کند، خونی را که بر سردر و دو تیر عمودی در است خواهد دید و از دَرِ آن خانه خواهد گذشت، و اجازه نخواهد داد که هلاککننده به خانههایتان درآید و شما را بزند. بر شماست که این آیین را به عنوان فریضهای برای خود و فرزندانتان تا به ابد نگاه دارید. چون وارد سرزمینی شدید که خداوند آن را به شما وعده داده است، این عبادت را به جا آورید. اگر فرزندانتان از شما بپرسند که، ”معنای این عبادت شما چیست؟“ بگویید: ”این قربانی پِسَخ برای خداوند است که در مصر از خانههای بنیاسرائیل حفاظت کرد، آنگاه که مصریان را زد ولی خانههای ما را رهایی بخشید.“» آنگاه قوم خم شده، سَجده کردند. بنیاسرائیل هرآنچه را خداوند به موسی و هارون فرمان داده بود، به تمامی به جا آوردند. نیمهشب، خداوند همۀ نخستزادگان سرزمین مصر را، از نخستزادۀ فرعون که بر تخت مینشست تا نخستزادگان زندانیانی که در سیاهچالها بودند و نیز نخستزادههای همۀ چارپایان را زد. فرعون و همۀ خادمان و تمامی مصریان شبهنگام بیدار شدند و صدای شیونی بلند در سرتاسر مصر برخاست، زیرا خانهای نبود که کسی در آن نمرده باشد. شبانه، فرعون موسی و هارون را فرا خواند و گفت: «برخیزید و از میان قوم من بیرون روید! هم شما و هم جملۀ بنیاسرائیل. بروید و خداوند را همانگونه که گفتید عبادت کنید. گلهها و رمههایتان را هم بردارید و بروید. برای من نیز برکت بطلبید!» مصریان نیز به اصرار از قوم اسرائیل خواستند که سرزمینشان را هر چه زودتر ترک کنند. زیرا میگفتند: «اگر نه، همه خواهیم مرد!» پس قوم خمیر نانهایشان را بیآنکه بر آن خمیرمایه بیفزایند، در تُغارهایی گذاشتند و در پارچه پیچیده، بر دوش خود حمل کردند. بنیاسرائیل همانگونه که موسی گفته بود، از مصریان آلات نقره و طلا و لباس خواستند. و خداوند نظر لطف مصریان را نسبت به قوم برانگیخته بود به گونهای که هر چه خواستند، بدیشان دادند. پس، بنیاسرائیل مصریان را غارت کردند.
مزمور ۱۱۲
هَلِلویاه! خوشا به حال کسی که از خداوند میترسد، و از انجام فرمانهای او لذت بسیار میبرَد. فرزندانش از دلاوران زمین خواهند بود، نسل صالحان مبارک خواهد بود. دولت و توانگری در خانۀ اوست، و پارساییاش جاودانه پایدار است. در تاریکی، نور برای صالحان طلوع میکند، برای شخص فیاض و رحیم و پارسا. فرخنده است شخص سخاوتمند و قرضدهنده، که در کارهای خویش با انصاف است. زیرا پارسا هرگز جنبش نخواهد خورد؛ او تا به ابد در یادها میماند. از خبر بد نخواهد ترسید؛ دلش مستحکم است و بر خداوند توکل دارد. دل او پایدار است و نخواهد ترسید، تا آن هنگام که پیروزمندانه بر خصمانش بنگرد. با گشادهدستی به نیازمندان بخشیده، پارساییاش جاودانه پاینده است؛ شاخش با عزّت برافراشته خواهد شد. شریر این را میبیند و به خشم میآید، و دندان بر هم ساییده، تباه میگردد؛ آرزوی شریران نقش بر آب خواهد شد!
مزمور ۱۴۷:۱-۱۲
هللویاه، زیرا خدای ما را سرائیدن نیکوست و دلپذیر و شایسته است ستایش او. خداوند اورشلیم را بنا میکند، و راندهشدگان اسرائیل را گرد میآورد. دلشکستگان را التیام میبخشد، و زخمهایشان را میبندد. شمار ستارگان را تعیین میکند، و هر یک از آنها را به نام میخواند. بزرگ است خداوندگار ما و بسیار نیرومند، درک او نامتناهی است. خداوند فروتنان را برمیافرازد، اما شریران را بر زمین میافکند. خداوند را با شکرگزاری بسرایید، با چنگ برای خدای ما بنوازید. او آسمان را به ابرها میپوشاند، و برای زمین باران مهیا میکند، و سبزه را بر کوهها میرویاند. او حیوانات را خوراک میدهد، زاغچهها را، که فریاد برمیآورند. از نیروی اسب خشنود نمیگردد، و ساقهای انسان پسندیدۀ او نیست. خشنودی خداوند در ترسندگان اوست، در آنان که به محبت او امیدوارند. ای اورشلیم، خداوند را بستا! ای صَهیون، خدای خود را ستایش کن!
۱ قرنتیان ۱۵:۱۲-۱۹
امّا اگر موعظه میشود که مسیح از مردگان برخاست، چگونه است که بعضی از شما میگویند مردگان را رستاخیزی نیست؟ اگر مردگان برنمیخیزند، پس مسیح نیز برنخاسته است. و اگر مسیح برنخاسته، هم وعظ ما باطل است، هم ایمان شما. بهعلاوه، برای خدا شاهدان دروغین محسوب میشویم، زیرا دربارۀ او شهادت دادهایم که مسیح را از مردگان برخیزانید، حال آنکه اگر مردگان برنمیخیزند، پس خدا او را برنخیزانیده است. زیرا اگر مردگان برنمیخیزند، پس مسیح نیز برنخاسته است. و اگر مسیح برنخاسته، ایمان شما باطل است و شما همچنان در گناهان خود هستید. اگر تنها در این زندگی به مسیح امیدواریم، حالِ ما از همۀ دیگر آدمیان رقّتانگیزتر است. بلکه آنان نیز که در مسیح خفتهاند، از دست رفتهاند.