ایام عید پاک
برخی از جوامع ایمانی در انتقال ایمانشان به نسل بعدی تیزهوشی ویژهای دارند. کاتولیکهای رومی و مدارسشان، مسلمانان و آموزش قرآن، و یهودیان و وفاداری همیشگیشان به روایتِ محوری خروج را در نظر بگیرید. در متن امروز میتوانید این امر را ببینید: «در آن روز به پسرت بگو…» و «در آینده اگر پسرت از تو بپرسد: ”معنی این کارها چیست؟“ بگو…» این سنتهای ایمانی از اهمیت این روند حکایت دارند. میگویند تربیت پسران و دختران بسیار آسانتر از بازسازی مردان و زنان است. هر چه در سالهای آغازین زندگی میآموزیم، تا دیرباز به یادمان میماند. از اینرو، گفتوگوهای میان کودک و بزرگسال دربارهٔ پِسَخ، زندگی کودک را حول محور وقایع بنیادین یهودیت شکل میدهد. همچنین مشارکت در شام خداوند از سنین کودکی، میتواند زندگی کودک را شکل دهد؛ زیرا محور این خدمت، صلیب، رستاخیز و نزول روحالقدس است. و این پیش از آنکه کودک بتواند مفهوم بزرگسالانهٔ ایمان را درک کند، آغاز میشود. حتی اگر این نکته هم سودمند نیفتد، اما هنوز امید باقی است. پدری نزد کشیش اعتراف کرد که پسرش خدا را رها کرده است و پرسید: «باید چه کار کنم؟» کشیش پاسخ داد: «بیش از همیشه به او محبت کن.»
Today's Prayer
ای خدای جلال
که با برخیزاندن پسرت
زنجیرهای مرگ و دوزخ را از هم گسستهای!
کلیسایت را از ایمان و امید پر ساز؛
برای روز تازهای که طلوع کرده
و راهی که بهسوی حیات گشوده شده است
در نجاتدهندهمان عیسای مسیح.
Bible Study
خروج ۱۳:۱-۱۶
"خداوند به موسی گفت: «هر نخستزادهای را وقف من کن. نخستین ثمرۀ هر رَحِمی در اسرائیل، خواه انسان و خواه چارپا، از آنِ من است.» آنگاه موسی به مردم گفت: «یاد این روز را گرامی بدارید، روزی که از مصر، از خانۀ بندگی بیرون آمدید. زیرا خداوند با دست توانا شما را از مصر به در آورد. هیچ چیز را با خمیرمایه مخورید. امروز، در این ماه اَبیب، بیرون میروید. آنگاه که خداوند تو را به سرزمین کنعانیان، حیتّیان، اَموریان، حِویان و یِبوسیان بَرَد - سرزمینی که به پدرانتان سوگند یاد کرد که آن را به تو خواهد بخشید، سرزمینی که شیر و شهد در آن جاری است - آنگاه باید در این ماه این عبادت را به جا آوری: هفت روز نانِ بیخمیرمایه بخور و روز هفتم عیدی برای خداوند خواهد بود. در آن هفت روز، نانِ بیخمیرمایه بخور؛ نزد تو و نیز در سرتاسر حدود تو، اثری از خمیرمایه یافت نشود. در آن روز به پسرت بگو: ”این بهخاطر کاری است که خداوند، آنگاه که از مصر بیرون آمدم، برای من انجام داد.“ این همچون نشان بر دست تو و یادگار بر پیشانیتو خواهد بود تا به یاد آری که شریعت خداوند باید بر لبانت باشد. زیرا خداوند با دست توانای خویش تو را از مصر بیرون آورد. این فریضه را باید همهساله در موعد مقرر به جا آوری. «آنگاه که خداوند طبق سوگندی که برای تو و اجدادت یاد کرد، تو را به سرزمین کنعانیان ببرد و آن را به تو ببخشد، باید نخستین ثمرۀ هر رَحمی را تقدیم خداوند کنی. از چارپایان تو نیز همۀ نخستزادههای نَرینه از آنِ خداوند است. نخستزادۀ الاغ را با برهای فدیه بده، ولی اگر فدیه نمیدهی، گردنش را بشکن. هر نخستزادۀ آدم را از میان پسران خود فدیه بده. در آینده اگر پسرت از تو بپرسد: ”معنی این کارها چیست؟“ بگو: ”خداوند با دستی توانا، ما را از مصر، از خانۀ بندگی بیرون آورد. هنگامی که فرعون سرسختانه از رها کردن ما اِبا کرد، خداوند همۀ نخستزادگان مصر را، از انسان و چارپا، کشت. به همین خاطر است که نخستین ثمرۀ هر رَحِمی را برای خداوند قربانی میکنم و همۀ نخستزادگان پسر خود را فدیه میدهم.“ و این همچون نشانی بر دست و علامتی بر پیشانی تو خواهد بود از این که خداوند با دست توانای خویش ما را از مصر به در آورد.»
"
مزامیر ۱۱۴
آنگاه که اسرائیل از مصر بیرون آمد، و خاندان یعقوب از میان قوم غریبزبان، یهودا قُدسِ خدا شد، و اسرائیل قلمرو او. دریا بدید و بگریخت، و اردن به عقب بازگشت؛ کوهها همچون قوچ به جَست و خیز درآمدند، و تپهها همچون بره! ای دریا، تو را چه شد که گریختی؟ و ای اردن، که به عقب بازگشتی؟ ای کوهها، که همچون قوچ به جست و خیز درآمدید؟ و ای تپهها، که همچون بره برجهیدید؟ ای زمین، بلرز! از حضور خداوندگار، از حضور خدای یعقوب؛ که صخره را حوض آب گردانید، و سنگ خارا را چشمۀ آب!
مزامیر ۱۴۸
هللویاه! خداوند را از آسمان بستایید، در عرش برین او را بستایید. ای همۀ فرشتگانش او را بستایید، ای همۀ لشکریانش، او را بستایید. ای خورشید و ماه، او را بستایید، ای همۀ ستارگان درخشان، او را بستایید. ای فلکالافلاک، او را بستایید، و ای آبهایی که فوق آسمانهایید. اینان همه نام خداوند را بستایند، زیرا که او امر فرمود، و آفریده شدند. و آنها را بر پا داشت، تا ابدالآباد، و فریضهای قرار داد که از آن در نتوان گذشت. خداوند را از زمین بستایید، ای جانداران بزرگ دریایی و همۀ ژرفاها؛ ای آذرخش و تگرگ و برف و ابر، و ای بادهای توفانی که امر او را به جا میآورید! ای کوهها و همۀ تپهها، ای درختان میوه و همۀ سروها؛ ای وحوش و همۀ چارپایان، ای خزندگان و پرندگان بالدار؛ ای شاهان زمین و تمامی قومها، ای امیران و همۀ حکام جهان؛ ای مردان جوان و دوشیزگان، ای پیران و ای جوانان. اینان همه، نام خداوند را بستایند، زیرا تنها نام او متعال است؛ شکوه او فوق زمین و آسمان است. او شاخی برای قوم خود برافراشته است، ستایش برای همۀ سرسپردگانش، برای بنیاسرائیل که قومی نزدیک به اویند. هللویاه!
اولقرنتیان ۱۵:۲۹- ۳۴
اگر مردگان برنمیخیزند، آنان که به نیابت از ایشان تعمید میگیرند، چه کنند؟ اگر مردگان برنمیخیزند، چرا به نیابت از ایشان تعمید میگیرند؟ به فخری که در خداوندمان مسیحْ عیسی در مورد شما دارم قَسَم که من هر روز به کام مرگ میروم. اگر جنگ من با وحوش در اَفِسُس تنها به دلایل بشری بوده است، چه سودی از آن بردهام؟ اگر مردگان برنمیخیزند، «بیایید بخوریم و بنوشیم زیرا فردا میمیریم.» و یا چرا ما هر ساعت جان خود را به خطر میاندازیم؟ فریب مخورید: «معاشِر بد، اخلاق خوب را فاسد میسازد.» سَرِ عقل بیایید و دیگر گناه مکنید؛ زیرا هستند بعضی که خدا را نمیشناسند. این را میگویم تا شرمنده شوید.