ایام عید پاک
یادبود مَتیاس رسول
من همیشه دربارهٔ مَتیاس احساس تأسف میکنم. او فقط یکبار، هنگام اقدام رسولان برای انتخاب جایگزینی برای رسول منصوب، در کتابمقدس ظاهر میشود. در روایت انتخاب او (اعمال ۱:۱۵-۲۶) خیلی بیشتر از آن که دربارهٔ مَتیاس گفته شود، که فقط نام او را میدانیم، دربارهٔ عاقبت خفتبار یهودا سخن به میان میآید. زیرا لوقا این واقعه را بین صعود و پنتیکاست جای میدهد. در این موقعیت، روحالقدس حضور ندارد تا انتخاب یازده رسول را که به قرعهکشی متوسل شدند، مستقیماً هدایت کند. پس از انتخاب، چیز دیگری دربارهٔ مَتیاس نمیشنویم.
همچنین ممکن است بهنظر برسد که امروزه خواندن این متن، تصویر مَتیاس را بهعنوان بازیگری فرعی برای جبران شکست در رهبری مذهبی پُررنگ میکند. نبوت مربوط به خلع خانوادهٔ عیلی از کهانت نیز احتمالاً بهمثابه پیشنمادی از خلع رسالت یهوداست؛ اما تفاوتها نیز به اندازهٔ شباهتها اهمیت دارند. مقام عیلی موروثی بود، اما مقام یهودا با انتصاب به او عطا شده بود (لوقا ۶:۱۶). خلع خاندان عیلی مجازاتی بر اساس حکم خداست، اما ماجرای یهودا پیامد اعمالی است که خوش مرتکب شده است (اعمال ۱:۲۵). درحالی که عهدجدید آشکارا دربارهٔ گناه یهودا سخن میگوید، در مورد عیلی مقصران اصلی پسرانش هستند، نه خودش.
با وجود این، امروز یادبود مَتیاس است، نه یهودا. از اینرو، شاید در این متن باید بر وعدهٔ آیهٔ ۳۵ متمرکز شویم. همانطور که ما دربارهٔ مَتیاس چیز اندکی میدانیم، او نیز جای اندکِ کاهنی امین را پُر کرد، و ما بهخاطر او از خدا سپاسگزاریم.
Today's Prayer
ای خدای قادر!
که بهجای یهودای خائن
خادم وفادارت مَتیاس را برگزیدی
تا یکی از دوازده تن باشد؛
کلیسایت را از رسولان دروغین در امان نگاه دار
و با خدمت شبانان و معلمان امین
ما را در حقیقت خودت پایدار نگاه دار؛
در پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
او که زنده است و با تو پادشاهی میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
۱سموئیل ۲:۲۷-۳۵
مرد خدایی نزد عیلی آمد و به او گفت: «خداوند چنین میفرماید: ”آیا براستی خود را بر خاندان پدرت ظاهر نساختم، آنگاه که در مصر زیر سلطۀ خاندان فرعون بودند؟ آیا از میان تمام قبایل اسرائیل، پدرت را برنگزیدم تا کاهن من باشد و به مذبح من برآمده، بخور بسوزانَد و در حضور من ایفود بپوشد؟ و آیا همۀ هدایای اختصاصی را که بنیاسرائیل به من تقدیم میکنند، به خاندان پدرت نبخشیدم؟ پس چرا قربانیها و هدایای مرا که برای مسکن خود حکم کردهام، پایمال میکنید و با فربه ساختن خود از نیکوترین قسمتهای همۀ هدایای قوم من اسرائیل، پسرانت را بیش از من حرمت مینهی؟“ بنابراین یهوه خدای اسرائیل چنین میفرماید: ”براستی گفته بودم که خاندان تو و خاندان پدرت تا ابد در حضور من سلوک خواهند کرد،“ ولی اکنون خداوند میفرماید: ”حاشا از من! زیرا هر که مرا حرمت نَهَد، او را حرمت خواهم نهاد، ولی آنان که مرا حقیر شمارند، خوار خواهند شد. اینک ایامی میآید که قوّت تو و قوّت خاندان پدرت را قطع خواهم کرد، چندان که در خاندان تو حتی یک مرد پیر نیز یافت نشود. آنگاه اندوهگین و با چشمانی حسرتزده بر تمامی احسانی که به اسرائیل خواهد شد خواهی نگریست، ولی در خاندان تو تا به ابد حتی یک مرد پیر نخواهد بود. و از تو هر کس که او را از مذبح خود منقطع نسازم، زنده میماند تا زار بگرید و در جانش محزون شود، و تمامی نسل خاندان تو در ایام شکوفایی خود خواهند مرد. آنچه بر سر دو پسرت حُفنی و فینِحاس میآید، برای تو نشانهای خواهد بود: هر دوی ایشان در یک روز خواهند مرد. و من برای خود کاهنی امین بر پا خواهم داشت که موافق دل و جان من رفتار کند، و برایش خانهای مستحکم بنا خواهم کرد، و او همیشه در حضور مسیح من سلوک خواهد نمود.
مزامیر ۱۶
خدایا، مرا محافظت فرما، زیرا که در تو پناه جُستهام. خداوند را گفتم: «تویی خداوندگار من؛ جز تو مرا چیز نیکویی نیست!» و اما مقدسینی که بر زمینند، آنانند والامرتبگانی که همۀ خوشی من در ایشان است. غمهای کسانی که در پی خدایی دیگر میشتابند، بسیار خواهد شد؛ هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت و نامشان را بر زبان نخواهم آورد. خداوندا، تویی نصیبِ مقرر و پیالۀ من؛ تو سهم مرا نگاه میداری. حدود من به جاهای دلپذیر افتاده است؛ میراثی دلانگیز به من رسیده. خداوند را که به من مشورت میدهد، متبارک میخوانم؛ شبانگاه نیز دلم مرا تأدیب میکند. خداوند را همواره پیش روی خود میدارم. چون بر دست راست من است، جنبش نخواهم خورد. از این رو دلم شادمان است و تمام وجودم در وجد؛ پیکرم نیز در امنیت ساکن خواهد بود. زیرا جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد، و نخواهی گذاشت سرسپردۀ تو فساد را ببیند. تو راه حیات را به من خواهی آموخت؛ در حضور تو کمال شادی است، و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد!
مزامیر ۱۴۷:۱-۱۲
هللویاه، زیرا خدای ما را سرائیدن نیکوست و دلپذیر و شایسته است ستایش او. خداوند اورشلیم را بنا میکند، و راندهشدگان اسرائیل را گرد میآورد. دلشکستگان را التیام میبخشد، و زخمهایشان را میبندد. شمار ستارگان را تعیین میکند، و هر یک از آنها را به نام میخواند. بزرگ است خداوندگار ما و بسیار نیرومند، درک او نامتناهی است. خداوند فروتنان را برمیافرازد، اما شریران را بر زمین میافکند. خداوند را با شکرگزاری بسرایید، با چنگ برای خدای ما بنوازید. او آسمان را به ابرها میپوشاند، و برای زمین باران مهیا میکند، و سبزه را بر کوهها میرویاند. او حیوانات را خوراک میدهد، زاغچهها را، که فریاد برمیآورند. از نیروی اسب خشنود نمیگردد، و ساقهای انسان پسندیدۀ او نیست. خشنودی خداوند در ترسندگان اوست، در آنان که به محبت او امیدوارند. ای اورشلیم، خداوند را بستا! ای صَهیون، خدای خود را ستایش کن! زیرا او پشتبندهای دروازههایت را مستحکم میگرداند، و فرزندانت را در اندرونت برکت میدهد. او صلح را بر مرزهایت حکمفرما میسازد، و تو را به مغز گندم سیر میگرداند. فرمان خود را بر زمین میفرستد، و کلام او بهسرعت میدود. برف را چون پشم ارزانی میدارد، و ژاله را همچون خاکستر میپراکند. تگرگ را چون خُردهنانها فرو میریزد، کیست که در برابر سرمای او تواند ایستاد؟ او کلام خود را میفرستد و آنها را آب میکند، باد خویش را میوزاند و آبها روان میشود. کلام خود را به یعقوب بیان میدارد، و فرایض و قوانین خود را به اسرائیل. او با هیچ قومی چنین نکرده است، و قوانین او را نشناختهاند. هللویاه!
اعمال ۲:۳۷ تا آخر
چون این را شنیدند، دلریش گشته، به پطرس و سایر رسولان گفتند: «ای برادران، چه کنیم؟» پطرس بدیشان گفت: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روحالقدس را خواهید یافت. زیرا این وعده برای شما و فرزندانتان و همۀ کسانی است که دورند، یعنی هر که خداوندْ خدای ما او را فرا خوانَد.» پطرس با سخنان بسیار دیگر شهادت داد و ترغیبشان کرده، گفت: «خود را از این نسل منحرف برهانید!» پس پیام او را پذیرفتند و تعمید گرفتند. در همان روز حدود سه هزار تن بدیشان پیوستند. آنان خود را وقف تعلیم یافتن از رسولان و رفاقت و پاره کردن نان و دعا کردند. امّا بهت و حیرت بر همه مستولی شده بود، و عجایب و آیات بسیار به دست رسولان به ظهور میرسید. مؤمنان همه با هم به سر میبردند و در همه چیز شریک بودند. املاک و اموال خود را میفروختند و بهای آن را بر حسب نیاز هر کس بین همه تقسیم میکردند. ایشان هر روز، یکدل در معبد گرد میآمدند و در خانههای خود نیز نان را پاره میکردند و با خوشی و صفای دل با هم خوراک میخوردند و خدا را حمد میگفتند. تمامی خلقْ ایشان را عزیز میداشتند؛ و خداوند هر روزه نجاتیافتگان را به جمعشان میافزود.