ایام عید پاک
ششمین یکشنبهٔ عید پاک
پولس در آتن کاری کرد که پیش از آن نکرده بود. البته او به کنیسه رفت و با یهودیان شهر دربارهٔ کتب مقدس عبری (عهدعتیق ما) صحبت کرد. اما بعد به بازار رفت و با هر کسی که گذرش به آنجا افتاده بود، سخن گفت. او در بحثهایش برای معرفی عیسی هیچ اشارهای به کتابمقدس نمیکرد. چون در آن صورت، یونانیان نمیفهمیدند او دربارهٔ چه صحبت میکند. در عوض، او گفتوگو را از فرهنگ عصر آنان، شاعران، مجسمهها و افکار رایج آغاز کرد. آنان در ابتدا با طعنه وارد مکالمه شدند، ولی بعد با علاقه به گفتوگو پیوستند. دلیل علاقمندیشان این بود که پولس آرزوهای آنان را بیارزش نشمرد. در عوض، به آنان گفت که در پی آرزوهایشان باشند، زیرا عیسی همهٔ آن امیدها را تحقق بخشیده است.
این که اگر پولس امروز در میان ما بود، چطور میتوانست با کسی که هرگز به کلیسا نرفته است، گفتوگو را شروع کند، مرا به فکر فرو میبرد. مطمئنم که نمیپرسید: «تا حالا چیزی از اعمال رسولان شنیدهای؟» اما شاید میپرسید: «تا حالا چیزی دربارهٔ بازی تاجوتخت شنیدهای؟» (هرچه باشد، از پُربییندهترین سریالهای تلویزیونی دنیا با بیشترین پخش و تکثیر جهانی است). میتوانم تصور کنم که بعد میگفت: «دیدی که شخصیتهای فیلم چطور از خدای مرگ حرف میزنند؟ خوب، من یک کشف سرنوشتساز کردهام؛ یک خدای حیات هم وجود دارد.»
آیا تا بهحال چیزی در تلویزیون دیدهاید که مشتاق باشید دربارهاش صحبت کنید؟ امتحان کنید! ببینید آیا خدا در این گفتوگو خود را آشکار میکند یا نه.
Bible Study
اعمال ۱۷:۲۲-۳۱
پس پولس در میان مجمع ’آریوپاگوس‘ برخاست و گفت: «ای مردان آتنی، من شما را از هر لحاظ بسیار دیندار یافتهام. زیرا هنگامی که در شهر سیر میکردم و آنچه را که شما میپرستید نظاره مینمودم، مذبحی یافتم که بر آن نوشته شده بود: ”تقدیم به خدای ناشناخته“. حال، آنچه را شما ناشناخته میپرستید، من به شما اعلام میکنم. «خدایی که جهان و هرآنچه را در آن است آفرید، مالکِ آسمان و زمین است و در معابد ساختۀ دست بشر ساکن نمیشود. دستان بشری نمیتواند خدمتی به او بکند، چنانکه گویی به چیزی محتاج باشد، زیرا خودْ بخشندۀ حیات و نَفَس و هر چیز دیگر به جمیع آدمیان است. او همۀ اقوام بشری را از یک انسان پدید آورد تا در سرتاسر زمین ساکن شوند؛ و زمانهای تعیین شده برای ایشان و حدود محل سکونتشان را مقرر فرمود. تا مردمان او را بجویند و چهبسا که در پیاش گشته، او را بیابند، هرچند از هیچیک از ما دور نیست. زیرا در اوست که زندگی و حرکت و هستی داریم؛ چنانکه برخی از شاعران خود شما نیز گفتهاند که از نسل اوییم. «پس چون نسل خداییم، شایسته نیست چنین بیندیشیم که الوهیت همانند زر یا سیم یا سنگی است که با هنر و خلاقیت آدمی به صورت تمثالی تراشیده شده باشد. در گذشته، خدا از چنین جهالتی چشم میپوشید. امّا اکنون به همۀ مردمان در هر جا حکم میکند که توبه کنند. زیرا روزی را مقرر کرده که در آن به واسطۀ مردی که تعیین کرده است، جهان را عادلانه داوری خواهد کرد، و با برخیزانیدنش از مردگان، همه را از این امر مطمئن ساخته است.»
مزامیر ۶۶:۷ تا آخر
در او که به قدرت خود جاودانه فرمان میراند، و چشمانش مراقب قومهاست. پس طغیانگران خویشتن را برنیفرازند. سِلاه ای قومها، خدای ما را متبارک خوانید؛ آوای ستایش او را بشنوانید. زیرا جانهای ما را در میان زندگان نگاه داشته و پاهایمان را از لغزش باز داشته است. زیرا تو، خدایا، ما را آزمودهای؛ تو ما را همچون نقره در بوتۀ آزمایش گذاشتهای. ما را به دام درآوردی و باری بس گران بر پشت ما نهادی. مردمان را بر سر ما سوار کردی و از آب و آتش گذشتیم، لیکن ما را به جای خُرَّم درآوردی. با قربانیهای تمامسوز به خانهات در خواهم آمد و نذرهایم را به تو ادا خواهم کرد، که لبهای خویش را بدانها گشودم و در زمان تنگی بر زبانشان آوردم. قربانیهای تمامسوزِ پروار به تو تقدیم خواهم کرد با رایحۀ قربانی قوچها؛ گوسالهها و بزها به تو پیشکش خواهم کرد. سِلاه ای همۀ خداترسان، بیایید و بشنوید؛ بگذارید آنچه را برای جان من کرده است، بازگویم. به دهان خویش نزد او فریاد برآوردم؛ و ستایش او بر زبان من بود. اگر بدی را در دل خود منظور میداشتم، خداوندگار نمیشنید. اما خدا براستی شنیده و به آواز دعای من گوش فرا داده است. متبارک باد خدا که دعای مرا رد نکرده و محبت خویش را از من دریغ نداشته است.
مزامیر ۶۶:۷ تا آخر
در او که به قدرت خود جاودانه فرمان میراند، و چشمانش مراقب قومهاست. پس طغیانگران خویشتن را برنیفرازند. سِلاه ای قومها، خدای ما را متبارک خوانید؛ آوای ستایش او را بشنوانید. زیرا جانهای ما را در میان زندگان نگاه داشته و پاهایمان را از لغزش باز داشته است. زیرا تو، خدایا، ما را آزمودهای؛ تو ما را همچون نقره در بوتۀ آزمایش گذاشتهای. ما را به دام درآوردی و باری بس گران بر پشت ما نهادی. مردمان را بر سر ما سوار کردی و از آب و آتش گذشتیم، لیکن ما را به جای خُرَّم درآوردی. با قربانیهای تمامسوز به خانهات در خواهم آمد و نذرهایم را به تو ادا خواهم کرد، که لبهای خویش را بدانها گشودم و در زمان تنگی بر زبانشان آوردم. قربانیهای تمامسوزِ پروار به تو تقدیم خواهم کرد با رایحۀ قربانی قوچها؛ گوسالهها و بزها به تو پیشکش خواهم کرد. سِلاه ای همۀ خداترسان، بیایید و بشنوید؛ بگذارید آنچه را برای جان من کرده است، بازگویم. به دهان خویش نزد او فریاد برآوردم؛ و ستایش او بر زبان من بود. اگر بدی را در دل خود منظور میداشتم، خداوندگار نمیشنید. اما خدا براستی شنیده و به آواز دعای من گوش فرا داده است. متبارک باد خدا که دعای مرا رد نکرده و محبت خویش را از من دریغ نداشته است.
یوحنا ۱۴:۱۵-۲۱
«اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت. و من از پدر خواهم خواست و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، یعنی روحِ راستی که جهان نمیتواند او را بپذیرد، زیرا نه او را میبیند و نه میشناسد؛ امّا شما او را میشناسید، چرا که نزد شما مسکن میگزیند و در شما خواهد بود. «شما را بیکس نمیگذارم؛ نزد شما میآیم. پس از اندک زمانی جهان دیگر مرا نخواهد دید، امّا شما خواهید دید، و چون من زندهام، شما نیز خواهید زیست. در آن روز، خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما. آن که احکام مرا دارد و از آنها پیروی میکند، اوست که مرا دوست میدارد؛ و آن که مرا دوست میدارد، پدرم او را دوست خواهد داشت و من نیز او را دوست داشته، خود را بر او ظاهر خواهم ساخت.»