Today's word: لوقا ۱۲:‏۱۳-‏۲۱ | Bible Study: مزمور ۳۲مزمور۳۶یوشع ۲۱:‏۴۳ تا ۲۲:‏۸

گفته شده که در غرب، پولی را که نداریم، صرف چیزهایی می‌کنیم که نمی‌خواهیم تا کسانی را تحت تأثیر قرار دهیم که دوستشان نداریم. گرچه به درست‌بودن این گفته می‌خندیم، اما در حقیقت باید گریه کنیم، زیرا این چرخۀ نارضایتی در نهایت، ما را در میان انبوهی از چیزها رها می‌سازد تا «با» آنها زندگی کنیم، اما بدون اینکه چیزی داشته باشیم تا «بخاطر» آن زندگی خود را سپری کنیم. عیسی می‌دانست که وقتی طمع زندگی‌مان را فرابگیرد، دچار چه ورشکستی عظیمی می‌شویم. او به پیروان خود هشدار داد تا به‌هوش باشند. سپس حکایتی تعریف کرد تا مقصود خود را روشن سازد.

عیسی غالباً با مَثل یا حکایت تعلیم می‌داد. این حکایت‌ها ممکن است باعث آزار و عصبانیت شوند، زیرا درک آنها همیشه راحت نیست. اما هدف دقیقاً همین است. هدف از بیان آنها این نبود که به‌راحتی قابل درک باشند، بلکه از طریق داستانی نسبتاً گیج‌کننده، اما تأثیرگذار که با ایجاد تغییر در ذهن ما، دل‌مان را نیز دگرگون می‌سازد، بتوانند ما را بنا کنند- یا از نو بنا کنند. حکایتی که عیسی دربارۀ مردی بازگو کرد که انبارهایی بزرگتر برای محصولی فراوانتر می‌سازد، به شکلی هراس‌انگیز به زندگی انسان مربوط می‌شود. در پایان آن، این سؤال مطرح می‌گردد که معنای «ثروتمندبودن برای خدا» چیست.

آنچه در این زندگی بیش از همه اهمیت دارد- یعنی عشق و محبت، روابط، اعتماد، دانایی، و عدالت- اینها همه در اثر تقسیم‌کردن با دیگران، فزونی می‌یابند. اگر دیگران برنده شوند، من نیز برنده خواهم شد. برخلاف ثروت و قدرت که اگر شما برنده شوید، من بازنده می‌شوم، خصوصیات پادشاهی خدا که این امکان را می‌دهند که رابطه‌ای عمیق‌تر با او، با خودمان و با دیگران داشته باشیم، چنان غنی هستند که هم دهنده و هم دریافت‌کننده در اثر مبادلۀ آنها به شکلی مقدس، بهره می‌برند. عیسی تعلیم می‌دهد که زندگی‌کردن در بطن این شرایط، به‌منزلۀ زیستن همچون شهروند پادشاهی خداست، نه صرفاً همچون مصرف‌کننده‌ای در جامعۀ مصرفی امروز.

Today's Prayer

ای خدای راستی،
ما را یاری ده تا قانون محبت تو را نگاه داریم
و در طریق‌های حکمت سلوک نماییم،
تا حیات حقیقی را بیابیم،
در عیسای مسیح، پسر تو.

Bible Study

لوقا ۱۲:‏۱۳-‏۲۱

ناگاه کسی از میان جمعیت به او گفت: «استاد، به برادرم بگو میراث پدری را با من قسمت کند.» عیسی پاسخ داد: «ای مرد، چه کسی مرا بین شما داور یا مُقَسِم قرار داده است؟» پس به مردم گفت: «به‌هوش باشید و از هر گونه حرص و آز بپرهیزید، زیرا زندگی انسان به فزونی دارایی‌اش نیست.» سپس این مَثَل را برایشان آورد: «مردی ثروتمند از زراعت خویش محصول فراوان حاصل کرد. سپس گفت: ”دانستم چه باید کرد! انبارهای خود را خراب می‌کنم و انبارهایی بزرگتر می‌سازم، و همۀ گندم و اموال خود را در آنها ذخیره می‌کنم. پس با خود اندیشید، ”چه کنم، زیرا جایی برای انباشتن محصول خود ندارم؟“ آنگاه به خود خواهم گفت: ای جان من، برای سالیان دراز اموال فراوان اندوخته‌ای. حال آسوده بِزی؛ بخور و بنوش و خوش باش.“ امّا خدا به او گفت: ”ای نادان! همین امشب جانت را از تو خواهند ستاند. پس آنچه اندوخته‌ای، از آنِ که خواهد شد؟“ این است فرجام کسی که برای خویشتن ثروت می‌اندوزد، امّا برای خدا ثروتمند نیست.»

مزمور ۳۲

خوشا به حال آن که عِصیانش آمرزیده شد، و گناهش پوشانیده گردید. خوشا به حال آن که خداوند خطایی به حسابش نگذارد و در روحش فریبی نباشد. هنگامی که خاموشی گزیده بودم، استخوانهایم می‌پوسید از ناله‌ای که تمام روز برمی‌کشیدم. زیرا دست تو روز و شب بر من سنگینی می‌کرد؛ طراوتم به تمامی از میان رفته بود، بسان رطوبت در گرمای تابستان. سِلاه آنگاه به گناه خود نزد تو اعتراف کردم و جرمم را پنهان نداشتم. گفتم: «عِصیان خود را نزد خداوند اعتراف خواهم کرد»؛ و تو جرمِ گناهم را عفو کردی. سِلاه از این رو، باشد که هر پیروِ سرسپردۀ تو در زمانی که یافت می‌شوی به درگاهت دعا کند؛ حتی اگر آبهای بسیار سیلان کند، هرگز بدو نخواهد رسید. تو مخفیگاه من هستی؛ تو مرا از تنگی حفظ خواهی کرد، و با غریو رهایی احاطه‌ام خواهی نمود. سِلاه تو را بصیرت خواهم آموخت، و به راهی که باید رفت ارشاد خواهم کرد؛ و در حالی که چشمم بر توست، تو را مشورت خواهم داد. همچون اسب و قاطر بی‌فهم مباش، که تنها به افسار و لگام مهار می‌شوند، وگرنه نزدیکت نمی‌آیند. رنجهای شریران بسیار است، اما هر کس را که بر خداوند توکل دارد محبت احاطه خواهد کرد. ای پارسایان، در خداوند شادی کنید و خوش باشید؛ ای همۀ راست‌دلان، بانگ شادی برآورید.

مزمور۳۶

نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا می‌دهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست. زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق می‌گوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است! سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است. حتی بر بستر خود طرح شرارت می‌ریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمی‌گرداند. خداوندا، محبتت تا به آسمانها می‌رسد و وفاداریت تا به ابرها. عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگری‌ات به‌سان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات می‌بخشی. خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنی‌آدم در سایۀ بالهایت پناه می‌جویند. از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب می‌شوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان می‌نوشانی. زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را می‌بینیم. محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راست‌دلان. مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند. بنگر که شرارت‌پیشگان چگونه فرو افتاده‌اند؛ به خاک افکنده شده‌اند و یارای برخاستنشان نیست!

یوشع ۲۱:‏۴۳ تا ۲۲:‏۸

پس خداوند تمامی آن سرزمینی را که سوگند خورده بود به پدران ایشان بدهد، به اسرائیل بخشید. آنان این سرزمین را به تصرف درآوردند و در آنجا مسکن گزیدند. خداوند طبق هرآنچه برای پدرانشان سوگند خورده بود، از هر سو به آنان آسایش بخشید. هیچ‌یک از دشمنان ایشان نتوانست در برابر آنها بایستد، زیرا خداوند همۀ دشمنان ایشان را به دست آنها تسلیم کرد. از همۀ چیزهای نیکویی که خداوند به خاندان اسرائیل وعده داده بود، حتی یک کلمه بر زمین نیفتاد، بلکه همگی به انجام رسید.
آنگاه یوشَع رِئوبینیان، جادیان و نیم‌قبیلۀ مَنَسی را فرا خواند و بدیشان گفت: «شما هرآنچه را که موسی خدمتگزار خداوند به شما فرموده بود، نگاه داشته‌اید و مرا نیز در تمامی آنچه به شما فرمان دادم، اطاعت کرده‌اید؛ و در این مدت طولانی، تا به امروز، برادرانتان را ترک نکرده‌اید، بلکه مأموریتی را که یهوه خدایتان بر عهدۀ شما گذاشت، به جای آورده‌اید. و حال که یهوه خدای شما بنا بر آنچه به برادرانتان وعده داده بود، آنان را آسایش بخشیده است، پس بازگشته به خیمه‌های خود در سرزمینی بروید که موسی خدمتگزار خداوند در آن سوی اردن به شما به ملکیت داد. فقط بسیار مراقب باشید تا فرمان و شریعتی را که موسی خدمتگزار خداوند به شما امر فرمود، به جای آورید تا یهوه خدایتان را محبت کرده، در تمامی طریقهای او سلوک نمایید و فرمانهای او را نگاه داشته، به او بچسبید، و به تمامی دل و جان خود او را عبادت کنید.» و اما موسی به نیم‌قبیلۀ مَنَسی زمینی در باشان داده بود و یوشَع به نیم دیگر، زمینی در غرب اردن در میان برادرانشان بخشید. و چون یوشَع آنان را به خیمه‌هایشان می‌فرستاد، برکتشان داد پس یوشَع ایشان را برکت داده، مرخص کرد، و آنان به خیمه‌های خود رفتند. و بدیشان گفت: «با ثروتی عظیم، احشام بسیار، نقره و طلا، برنج و آهن، و پوشاک فراوان به خیمه‌هایتان بازگردید، و آنچه را از دشمنانتان به غنیمت گرفته‌اید، با برادران خود تقسیم کنید.» '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *