برای اینکه مسیحی باشید، چقدر باید بدانید؟ و برای شروع خدمت چقدر باید بدانید؟ برای بسیاری از مردم، مسیحیت فعالیتی فکری است. اعمال ما براساس اموری است که به آنها ایمان داریم یا ایمان نداریم. افکاری را کشف میکنیم، به نتایجی میرسیم، و منتظر میمانیم تا پیش از آنکه وارد گود شویم، اطمینان خاطر یابیم و بدانیم دربارهٔ چه صحبت میکنیم.
پایان انجیل متی این رویکرد را به چالش میکشد. هنگامی که شاگردان عیسی را دیدند، او را پرستش کردند، اما بعضی شک کردند. متن نمیگوید که برخی پرستش و برخی شک کردند. گرچه هنوز همه از آنچه دربارهٔ عیسای برخاسته از مرگ میاندیشند، مطمئن نبودند، با وجود این او را پرستش کردند. عیسی نیز به همین شیوه شاگردان را میفرستد تا قومها را شاگرد سازند: تعمید دهند و تعلیم دهند (نه آنطور که احتمالاً ما انتظار داریم، تعلیم دهند و سپس تعمید دهند).
بهنظر میرسد این ماجرا به ما یادآوری میکند که ایمان مسیحی امری رو به رشد است: ما درحالیکه شک داریم، پرستش میکنیم. تعمید میدهیم و تعلیم میدهیم، اما مردم را مجبور نمیکنیم بنشینند و امتحان دهند تا معلوم شود که شایستهٔ تعمیدند. ایمان مسیحی نه مستلزم آن است که همهٔ پاسخها را داشته باشیم، نه میخواهد که همواره دربارهٔ تکتک آموزهها مطمئن باشیم، بلکه از ما دعوت میکند تا وارد گود شویم، پیروی کنیم و پرستش کنیم؛ و بعد، تا جایی که میتوانیم، به ایمانمان جامهٔ عمل بپوشانیم.
Bible Study
متی ۲۸:۱۶-۲۰
آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل، بر کوهی که عیسی به ایشان فرموده بود، رفتند. چون در آنجا عیسی را دیدند، او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند. آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روحالقدس تعمید دهید و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان دادهام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»
مزامیر ۸
ای یهوه، خداوندگار ما، چه شکوهمند است نام تو در سرتاسر زمین! تو جلال خویش را بر فراز آسمانها گسترانیدهای. از زبان کودکان و شیرخوارگان به سبب دشمنانت ستایش را بنیان نهادی، تا خَصم و انتقامگیرنده را خاموش گردانی. چون به آسمانهای تو بنگرم، که صنعت انگشتان توست، و به ماه و ستارگان که تو بر قرار داشتهای، گویم: انسان چیست که در اندیشهاش باشی، و بنیآدم، که به او روی نمایی؟ او را اندکی کمتر از فرشتگان ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سرش نهادی. بر کارهای دستت، او را چیرگی بخشیدی و همه چیز را زیر پاهای او نهادی: گوسفندان و گاوان را، به تمامی، و جانوران صحرا را؛ پرندگان آسمان، و ماهیان دریا را؛ و هرآنچه را که از راه دریاها میگذرد. ای یهوه، خداوندگار ما، چه شکوهمند است نام تو در سرتاسر زمین!
۲ قرنتیان ۱۳:۱۱ تا آخر
در خاتمه، ای برادران، شاد باشید؛ احیا شوید؛ پند گیرید؛ همرأی باشید؛ و در صلح و صفا زندگی کنید، که خدای محبت و صلح و صفا با شما خواهد بود. یکدیگر را به بوسهای مقدّس سلام گویید. همۀ مقدسین، شما را سلام میفرستند. فیض خداوندْ عیسی مسیح، محبت خدا و رفاقتِ روحالقدس با همۀ شما باد.
اشعیا ۴۰:۱۲-۱۷، ۲۷ تا آخر
کیست که آبها را به کف دست خود پیموده، و آسمانها را به وجب اندازه گرفته باشد؟ کیست که غبار زمین را در پیمانه گنجانیده، و کوهها را به قَپّان و تپهها را به ترازو وزن کرده باشد؟ کیست که روح خداوند را هدایت کرده، و یا چون مشاورش به او تعلیم داده باشد؟ او از که مشورت خواست تا به او فهم ببخشد و طریق عدالت را به وی تعلیم دهد؟ یا او را معرفت بیاموزد و طریق فهم را بر وی بنمایاند؟ براستی که قومها همچون قطرهای در دَلوَند، و همچون غباری بر کفۀ ترازو محسوب میشوند. بهواقع که او سواحل دوردست را همچون گَرد برمیگیرد! لبنان به جهت هیزم کافی نیست، و حیواناتش برای قربانی تمامسوز کفایت نمیکنند. قومها جملگی در برابر او هیچند؛ در نظرش بطالتند و از هیچ هم کمتر مینمایند. ای یعقوب، چرا با خود میاندیشی، و ای اسرائیل، چرا میگویی: «طریق من از خداوند پنهان است، و خدایم دادرسی مرا به فراموشی سپرده است»؟ آیا ندانستهای؟ آیا نشنیدهای؟ که یهوه خدای سرمدی است، آفرینندۀ کرانهای زمین؟ او هرگز درمانده و خسته نمیشود، و فَهمِ او را تفحص نتوان کرد. ضعیفان را قوّت میبخشد، و ناتوانان را نیروی بیشتر عطا میکند. حتی جوانان نیز خسته و درمانده میشوند، و جوانمردان از پا میافتند. اما آنان که برای خداوند انتظار میکشند، نیروی تازه خواهند یافت و با بالهایی همچون عقاب اوج خواهند گرفت؛ خواهند دوید و خسته نخواهند شد؛ خواهند خرامید و درمانده نخواهند گردید.