پطرس از عیسی پرسید که آمادهبودن فقط مختص به شاگردان اولیه است یا برای همه است- یعنی برای ما در این زمان. پاسخی که دریافت کرد و بیشتر مَثلگونه بود، روشن است. هر یک از پیروان مسیح اگر در ورطۀ بیتفاوتی افتاده باشد، در واقع دچار سستی شده و نیاز دارد هرچه سریعتر تمرینهای روحانی را شروع کند. کافی نیست که ادعا کنیم نام مسیح بر ماست، و بعد، آن نام را طوری در زندگی خود بهکار نبریم که تغییری در رفتار و گفتار و اولویتها و گشادهدستیمان پدید بیاورد. قرارگرفتن در گاراژ شما را تبدیل به ماشین نمیکند. حتی اگر به کلیسا بروید و با شادی سرود بخوانید و نیایش کنید، نشان نمیدهد که درک کردهاید «مسیحیبودن» واقعاً در زندگیتان به چه معنایی است.
عیسی تعلیم میدهد که «هر که به او بیشتر داده شود»، آنانی هستند که وی انتظار دارد «او را مشغول کار بیند». اگر از ایمان برخوردارید، اگر فیض خدا را دریافت کردهاید، آنگاه باید سخت سرگرم قدرشناسی باشید، و راههایی را بجویید که از طریق آنها شما نیز مانند مسیح، به ناتوانان و درماندگان رحمت و فیض نشان دهید. گاه، ایمانی صرفاً مذهبی، میتواند تعصبات، و حتی بدترین دشمنیها را در زندگیمان استحکام بخشد. در اینجا، عیسی هشدار میدهد که بیاعتنایی و آمادهنبودن، ریشۀ همۀ بدیهاست، و هر که نام او را بر خود دارد، باید پیوسته خود را مورد آزمایش و کاوش قرار دهد تا ببیند آیا صادقانه مشغول کار او هست یا نه، کاری که همانا محبتکردن است، یا اینکه صرفاً از خودستایی که یک بازی فریبکارانه و خطرناک است، لذت میبرد.
Today's Prayer
خدایا،
ای که قوت تمام کسانی هستی که به تو توکل میکنند،
از سرِ رحمت خود، دعاهای ما را بپذیر
و، چون بخاطر ناتوانی طبیعت فانی خود،
هیچ کار نیکی بدون تو نمیتوانیم انجام دهیم،
با فیض خود، ما را مدد فرما
تا با نگاهداشتن احکامت،
بتوانیم خشنودت سازیم، چه در ارادهمان و چه در اعمال خود؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگارِ ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
لوقا ۱۲:۴۱-۴۸
پطرس پرسید: «سرور من، آیا این مَثَل را برای ما آوردی یا برای همه؟» خداوند در پاسخ گفت: «پس آن مباشر امین و دانا کیست که اربابش او را به سرپرستی خادمان خانۀ خود گماشته باشد تا سهم خوراک آنان را به موقع بدهد؟ یقین بدانید که او را بر همۀ مایملک خود خواهد گماشت. امّا اگر آن غلام با خود بیندیشد که ”ارباب در آمدن تأخیر کرده،“ و به آزار خادمان و خادمهها، و خوردن و نوشیدن و میگساری بپردازد، خوشا به حال آن غلام که چون اربابش بازگردد، او را مشغول کار بیند. آنگاه اربابش در روزی که انتظار ندارد و در ساعتی که از آن آگاه نیست خواهد آمد و او را از میان دو پاره کرده، در جایگاه خیانتکاران خواهد افکند. «غلامی که خواستِ اربابش را میداند و با این حال، خود را برای انجام آن آماده نمیکند، تازیانۀ بسیار خواهد خورد. امّا آن که خواست اربابش را نمیداند و کاری میکند که سزاوار تنبیه است، تازیانۀ کمتر خواهد خورد. هر که به او بیشتر داده شود، از او بیشتر نیز مطالبه خواهد شد؛ و هر که مسئولیتش بیشتر باشد، پاسخگوییاش نیز بیشتر خواهد بود.
مزمور ۳۱
در تو، خداوندا، پناه جُستهام، مگذار هرگز سرافکنده شوم؛ در عدل خویش مرا خلاصی ده. گوش خویش به من فرا دار، و بهزودی به رهاییام بیا؛ برایم صخرۀ امنیت باش و دژِ استوار، تا نجاتم بخشی. براستی که صخره و دژ من تویی، پس بهخاطر نام خود مرا هدایت و رهبری کن. مرا از دامی که در راه من گستردهاند، به در آر، چراکه تو پناهگاه منی. روح خود را به دست تو میسپارم؛ تو مرا فدیه کردهای، ای یهوه خدای امین. مرا با پیروان بتهای بیارزش کاری نیست؛ من بر خداوند توکل دارم. محبت تو مایۀ شادی و سرور من خواهد بود، زیرا که مصیبت مرا دیدهای و از تنگیهای جانم نیک آگاهی. مرا به دست دشمن نسپردی بلکه پاهایم را در جای وسیع بر پا داشتی. خداوندا، مرا فیض عطا فرما، زیرا که در تنگی هستم؛ چشمانم از غصه کاهیده شده است، جان و تن من نیز. زیرا زندگیام از غم به سر آمده، و سالهایم از ناله؛ به سبب گناهم نیرویی در من نمانده، استخوانهایم پوسیده است. به سبب همۀ دشمنانم مضحکه شدهام، بخصوص نزد همسایگانم. دوستانم از من میهراسند؛ هر که مرا در بیرون بیند، از من میگریزد. همچون مُرده از خاطرهها رفتهام؛ و چون کوزۀ شکسته گشتهام. زیرا افترا از بسیاری میشنوم، و در هر سو رعب و وحشت است؛ بر من با هم توطئه میچینند و به قصد جانم دسیسه میکنند. و اما من بر تو، ای خداوند، توکل میدارم؛ و میگویم: «خدای من تو هستی.» زمانهای من در دستان توست؛ مرا از چنگ دشمنان و آزاردهندگانم برهان. روی خود را بر خدمتگزارت تابان ساز؛ در محبتت مرا نجات بخش. خداوندا، مگذار سرافکنده شوم، زیرا که تو را میخوانم؛ باشد که شریران سرافکنده شوند و در خاموشی به هاویه فرو روند. باشد که لبهای دروغگویشان خاموش شود، که با غرور و اهانت بر ضد پارسایان سخن به گستاخی میگویند. وه که چه عظیم است احسان تو که برای ترسندگانت ذخیره کردهای، و آن را برای کسانی که در تو پناه میجویند، در برابر چشمان بنیآدم به عمل میآوری. ایشان را در مخفیگاه حضور خود از دسیسههای آدمیان پنهان میکنی؛ آنها را در خیمۀ خود از زبانهای ستیزهگر ایمن میداری. متبارک باد خداوند، زیرا که محبت خود را بهطرز شگفتانگیز بر من آشکار کرد آنگاه که در شهری که در محاصره بود، به سر میبردم. اما من، در دلهرۀ خود گفتم: «از چشمان تو افتادم!» اما چون تو را به یاری خواندم فریاد التماس مرا شنیدی. ای همۀ سرسپردگان خداوند، او را دوست بدارید! خداوند وفاداران را حفظ میکند، اما متکبران را به فراوانی سزا میدهد. نیرومند باشید و دل قوی دارید، ای همۀ کسانی که برای خداوند انتظار میکشید.
یوشع ۲۴:۱-۲۸
آنگاه یوشَع تمامی قبایل اسرائیل را در شِکیم گرد آورد و مشایخ، رؤسا، داوران و صاحبمنصبان اسرائیل را فرا خواند، و آنان در حضور خدا حاضر شدند. آنگاه یوشَع به تمامی قوم گفت: «یهوه خدای اسرائیل چنین میفرماید: ”مدتها پیش، اجداد شما یعنی تارَح و پسرانش ابراهیم و ناحور، در آن سوی رود میزیستند و خدایانِ غیر را میپرستیدند. اما من پدر شما ابراهیم را از آن سوی رود برگرفته، او را در سرتاسر سرزمین کنعان گردانیدم و نوادگان بسیار به او بخشیدم. اسحاق را به او دادم و به اسحاق، یعقوب و عیسو را. نواحی مرتفع سِعیر را به عیسو به ملکیت بخشیدم، اما یعقوب و پسرانش به مصر فرود آمدند. آنگاه موسی و هارون را فرستادم و مصر را با آنچه در میان آن کردم، به بلا گرفتار ساختم و پس از آن شما را از آنجا بیرون آوردم. «”آنگاه پدرانتان را از مصر بیرون آوردم و به دریا رسیدید و مصریان پدرانتان را با ارابهها و سواران تا دریای سرخ تعقیب کردند. اما ایشان نزد خداوند فریاد برآوردند، و او در میان شما و مصریان تاریکی نهاد و دریا را بر ایشان برآورده، آنان را پوشانید؛ پس به چشم دیدید که من در مصر چه کردم. آنگاه روزهای بسیار در بیابان به سر بردید. سپس شما را به سرزمین اَموریان آوردم که در آن سوی اردن سکونت داشتند. آنان با شما جنگیدند، اما من ایشان را به دست شما تسلیم کردم و از پیش رویتان نابودشان ساختم، و شما سرزمین ایشان را تصرف کردید. پس بالاق، پسر صِفّور، پادشاه موآب برخاست تا با اسرائیل بجنگد و از پی بَلعام پسر بِعور فرستاده، او را فرا خواند تا بیاید و شما را لعن کند. اما من نخواستم به بَلعام گوش فرا دهم، پس او برکتتان داد و من شما را از دست وی رهانیدم. آنگاه از اردن عبور کرده، به اَریحا رسیدید و اهالی اَریحا، و نیز اَموریان، فِرِزّیان، کنعانیان، حیتّیان، جِرجاشیان، حِویان و یِبوسیان با شما جنگیدند، اما من ایشان را به دست شما تسلیم کردم. پیشاپیش شما زنبور فرستادم تا آن دو پادشاه اَموری را از حضورتان برانند و این با شمشیر و کمان شما انجام نشد. آنگاه به شما سرزمینی دادم که در آن زحمتی نکشیده بودید و شهرهایی که بنا نکرده بودید، و در آنها به سر میبرید و از تاکستانها و باغهای زیتونی که خود نکاشتهاید، میخورید.“ «پس حال از خداوند بترسید و او را با خلوص و وفاداری عبادت کنید و خدایانی را که پدرانتان در آن سوی رود و در مصر عبادت میکردند، به دور افکنید و خداوند را عبادت کنید. و اگر در نظرتان ناپسند است که خداوند را عبادت کنید، همین امروز برای خود برگزینید کِه را عبادت خواهید کرد، خواه خدایانی را که پدرانتان در آن سوی اردن عبادت میکردند، خواه خدایان اَموریان را که در سرزمینشان به سر میبرید. اما من و خاندانم، یهوه را عبادت خواهیم کرد.» آنگاه قوم در پاسخ گفتند: «حاشا از ما که یهوه را ترک کرده، خدایانِ غیر را عبادت کنیم! زیرا یهوه خدای ما بود که ما و پدرانمان را از سرزمین مصر، از خانۀ بندگی به در آورد و در برابر چشمانمان آیات عظیم به انجام رسانید. او در تمامی راهی که پیمودیم و در بین تمام اقوامی که از میانشان گذشتیم، از ما محافظت کرد. خداوند تمامی قومها، یعنی اَموریان را که در این سرزمین میزیستند، از پیش روی ما بیرون راند، پس ما نیز یهوه را عبادت خواهیم کرد، زیرا اوست خدای ما.» اما یوشَع به قوم گفت: «شما را یارای عبادت یهوه نیست، زیرا او خدایی است قدوس و غیور؛ او نافرمانیها و گناهان شما را نخواهد آمرزید. اگر یهوه را ترک کنید و خدایان بیگانه را عبادت نمایید، او برگشته به شما ضرر خواهد رسانید و پس از احسان در حق شما، هلاکتان خواهد کرد.» اما قوم به یوشَع گفتند: «خیر! بلکه ما یهوه را عبادت خواهیم کرد.» آنگاه یوشَع قوم را گفت: «شما بر خود شاهدید که یهوه را برای خود برگزیدید تا او را عبادت کنید.» پاسخ دادند: «شاهدیم.» یوشَع گفت: «پس اکنون خدایان بیگانه را که در میان شمایند، به دور افکنید و دلهای خود را به یهوه، خدای اسرائیل، مایل سازید.» قوم به یوشَع گفتند: «یهوه خدایمان، هماوست که عبادتش خواهیم کرد و آوازش را اطاعت خواهیم نمود.»