Today's word: لوقا ۱۲:‏۲۲‏-۳۱ | Bible Study: مزامیر ۳۴یوشع ۲۲:‏۹ تا آخر

این سخنان که بارها نقل شده‌اند، مرا به یادآوری تدارک سخاوتمندانه و وفادارانهٔ خدا فرا می‌خوانند. وقتی اوضاع خوب است، طبیعی است که به ظرافت گل‌ها و رنگ‌های خارق‌العادهٔ بال پرندگان توجه کنیم. من از دیدن خورشید هنگامی که بال پرنده‌ای از پایین آن را می‌پوشاند، یا دیدن غیرمنتظرهٔ پروانه‌ای در صبحگاه دسامبر به وجد می‌آیم. مظاهر زمینی و یادآورِ آفرینندگی و محافظت الهی، به‌سادگی توکل و شکرگزاری را برمی‌انگیزند. با این‌حال… مسیر زندگی سرراست نیست و گاهی نگرانی‌های ما بسیار واقعی‌اند. اضطراب می‌تواند همه‌گیر باشد و باعث شود که احساس انزوا و وحشت کنیم. این که در میان ترس‌ها، چه واقعی چه خیالی، به خود بگوییم که «باید» بتوانیم اعتماد کنیم، همیشه چندان مؤثر نمی‌افتد.
ممکن است در مورد این حقیقت که اهمیت من برای خدا کمتر از کوچک‌ترین پرنده نیست، بگومگو نکنم، اما شاید قلبم همچنان احساس گم‌شدگی و سنگینی کند. پس نیاز دارم درمیان گل‌ها و پرندگان باشم و در آغوش زیبایی خارق‌العاده و جزئیات شگفت‌انگیز غوطه‌ور شوم. وقتی دعا غیرممکن به‌نظر می‌رسد، کُتم را می‌پوشم و به طبیعت می‌روم. ندای عیسی مبنی بر این که «سوسن‌ها را بنگرید»، صرفاً رهنمودی در مورد اندیشیدن به پرندگان و گل‌ها و دریافت پیامی امیدبخش از آنها نیست. این می‌تواند یک تمرین ذهنی مؤثر، اما محدود باشد. دعوت عیسی به بودن با سوسن‌ها، خیره‌شدن به آنها و مجذوب منظره و حس و شکل و عطر آنها شدن با تمام حواس است. نگریستن به سوسن‌ها دعایی است که صرفاً با حضور در آفرینش شکل می‌گیرد.

Today's Prayer

ای خدا!
ای قوت همهٔ آنان که بر تو توکل دارند!
رحیمانه دعاهای ما را بپذیر
و از آنجا که به دلیل ضعف طبیعت فانی‌مان
بی‌تو نمی‌توانیم کار نیکویی کنیم،
یاری فیضت را به ما عطا کن،
تا با نگهداری احکامت
باشد که هم در نیّت و هم در عمل تو را خشنود کنیم؛
در پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
او که زنده است و با تو پادشاهی می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.

Bible Study

لوقا ۱۲:‏۲۲‏-۳۱

آنگاه عیسی خطاب به شاگردان خود گفت: «پس به شما می‌گویم، نگران زندگی خود مباشید که چه بخورید، و نه نگران بدن خود که چه بپوشید. زندگی از خوراک و بدن از پوشاک مهمتر است. کلاغها را بنگرید: نه می‌کارند و نه می‌دروند، نه کاهدان دارند و نه انبار؛ با این همه خدا به آنها روزی می‌دهد. و شما چقدر باارزشتر از پرندگانید! کیست از شما که بتواند با نگرانی، ذِراعی بر قامت خود بیفزاید؟ پس، اگر از انجام چنین کار کوچکی ناتوانید، از چه سبب نگران مابقی هستید؟ سوسنها را بنگرید که چگونه نمو می‌کنند؛ نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند. به شما می‌گویم که حتی سلیمان نیز با همۀ شکوه و جلالش همچون یکی از آنها آراسته نشد. پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده می‌شود، چنین می‌پوشانَد، چقدر بیشتر شما را، ای سست‌ایمانان! پس در پی این مباشید که چه بخورید یا چه بنوشید؛ نگران اینها مباشید. زیرا اقوام خداناشناسِ این دنیا در پی این‌گونه چیزهایند، امّا پدر شما می‌داند که به این همه نیاز دارید. بلکه شما، در پی پادشاهی او باشید، که همۀ اینها نیز به شما داده خواهد شد.

مزامیر ۳۴

خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند؛ ستایش وی همواره بر زبان من خواهد بود. جان من در خداوند فخر خواهد کرد؛ مسکینان بشنوند و شادی کنند. خداوند را با من تجلیل کنید، نام او را با یکدیگر برافرازیم. خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛ او مرا از همۀ ترسهایم رهانید. آنان که نگاهشان بر اوست، می‌درخشند؛ روی ایشان هرگز شرمسار نمی‌شود. این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید و او را از همۀ تنگیهایش نجات بخشید. فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو می‌زند، و آنان را می‌رهاند. بچشید و ببینید که خداوند نیکوست؛ خوشا به حال آن که در او پناه گیرد. ای مقدسین خداوند، از او بترسید، زیرا ترسندگان او را هیچ کمی نیست. شیران ژیان، محتاج و گرسنه می‌شوند، اما جویندگان خداوند هیچ چیزِ نیکو کم نخواهند داشت. ای فرزندان، بیایید و به من گوش فرا دهید، تا ترس خداوند را به شما بیاموزم. کیست آن که آرزومند حیات باشد و دوستدار روزهای بسیار، تا نیکویی ببیند؟ زبان از بدی نگاه دار و لبان از فریب فرو بند؛ از بدی روی بگردان و نیکویی پیشه کن، آرام بجوی و در پی صلح باش. چشمان خداوند، بر پارسایان است و گوشهایش به فریاد کمک ایشان؛ روی خداوند بر ضد بدکاران است، تا یاد ایشان را از روی زمین برچیند. پارسایان فریاد برمی‌آورند، و خداوند آنان را می‌شنود؛ او ایشان را از همۀ تنگیهایشان می‌رهاند. خداوند نزدیک شکسته‌دلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات می‌بخشد. پارسا را مشقت بسیار است، اما خداوند او را از همۀ آنها خواهد رهانید؛ همۀ استخوانهای او را حفظ خواهد کرد، که یکی از آنها نیز نخواهد شکست. شریر را شرارت از پا در خواهد آورد، و دشمنان مرد پارسا محکوم خواهند شد. خداوند جان خادمان خود را فدیه می‌دهد؛ هر که به وی پناه بَرَد، هرگز محکوم نخواهد شد.

یوشع ۲۲:‏۹ تا آخر

پس رِئوبینیان، جادیان و نیم‌قبیلۀ مَنَسی، از نزد بنی‌اسرائیل در شیلوه واقع در سرزمین کنعان روانه شدند تا به سرزمین ملکیت خویش، جِلعاد بروند که آن را بنا بر فرمان خداوند به واسطۀ موسی تصرف کرده بودند. و چون به حوالی اردن در سرزمین کنعان رسیدند، رِئوبینیان، جادیان و نیم‌قبیلۀ مَنَسی آنجا در کنار اردن مذبحی بنا کردند که عظمتی چشمگیر داشت. و بنی‌اسرائیل شنیدند که: «اینک رِئوبینیان، جادیان و نیم‌قبیلۀ مَنَسی در سرحد کنعان در حوالی اردن، یعنی در کناره‌ای که از آنِ بنی‌اسرائیل است، مذبحی بنا کرده‌اند.» و چون این را شنیدند، تمامی جماعت بنی‌اسرائیل در شیلوه گرد آمدند تا به جنگ ایشان برآیند. پس بنی‌اسرائیل فینِحاس، پسر اِلعازارِ کاهن را به سرزمین جِلعاد نزد رِئوبینیان، جادیان و نیم‌قبیلۀ مَنَسی فرستادند و به همراه وی، ده رهبر نیز بودند، یعنی یک رهبر از هر یک از قبیله‌های اسرائیل، که هر کدام در بین طوایف اسرائیل سَرِ خاندان آبای خود بود. پس ایشان به زمین جِلعاد نزد رِئوبینیان، جادیان و نیم‌قبیلۀ مَنَسی رفتند و بدیشان گفتند: «تمامی جماعت خداوند چنین می‌گویند: ”این چه بی‌وفایی است که امروز با روی گرداندن از پیروی خداوند، نسبت به خدای اسرائیل مرتکب شده‌اید؟ چرا با ساختن مذبحی برای خود، بر ضد خداوند عِصیان ورزیده‌اید؟ آیا گناه فِعور برای ما کافی نبود، گناهی که تا به امروز نیز خود را از آن طاهر نساخته‌ایم و به سبب آن جماعت خداوند به بلا گرفتار آمد؟ و آیا اکنون شما نیز از پیروی خداوند رویگردان می‌شوید؟ اگر امروز شما بر ضد خداوند عِصیان کنید، فردا او بر تمامی جماعت اسرائیل خشم خواهد گرفت. اما حال اگر سرزمین ملکیت شما نجس است، به این سو، به سرزمین خداوند عبور کنید که مسکن خداوند در آن برپاست، و در میان ما زمینی برای خود به ملکیت گیرید. اما با بنای مذبحی برای خود، غیر از مذبح یهوه خدای ما، بر ضد خداوند و بر ضد ما عِصیان مورزید. آیا عَخان، پسر زِراح در چیزهای حرام خیانت نکرد و غضب بر تمامی جماعت اسرائیل نازل نشد؟ تنها او نبود که به سبب گناهش هلاک شد.“» آنگاه رِئوبینیان، جادیان و نیم‌قبیلۀ مَنَسی به سران خاندان اسرائیل چنین پاسخ دادند: «یهوه، خدای خدایان! یهوه، خدای خدایان! او خود می‌داند و اسرائیل نیز بداند، که اگر این کار از سر عِصیان یا بی‌وفایی به خداوند بوده باشد، امروز ما را خلاصی مدهید. اگر مذبحمان را به قصد رویگردانی از پیروی خداوند، و یا برای تقدیم قربانیهای تمام‌سوز یا هدایای آردی، و یا برای تقدیم قربانیهای رفاقت ساخته باشیم، خداوند خود از ما بازخواست کند. بلکه این کار را به‌واقع از بیم آن کردیم که شاید فردا فرزندان شما به فرزندان ما بگویند: ”شما را با یهوه، خدای اسرائیل چه کار است؟ زیرا خداوند اردن را سرحدی بین ما و شما، ای رِئوبینیان و جادیان، قرار داده است! شما را در خداوند نصیبی نیست.“ و بدین‌گونه فرزندان شما، فرزندان ما را از ترسِ خداوند بازدارند. پس گفتیم: ”بیایید برای خود مذبحی بنا کنیم، اما نه برای تقدیم قربانیهای تمام‌سوز یا سایر قربانیها! بلکه تا در میان ما و شما و در میان نسلهای ما پس از ما شاهدی باشد که ما هم با تقدیم قربانیهای تمام‌سوز و دیگرِ قربانیها و قربانیهای رفاقت، خدمت خداوند را در حضور او به جا می‌آوریم، تا در زمان آینده فرزندان شما به فرزندان ما نگویند که: ’شما را در خداوند نصیبی نیست!“‘ و گفتیم که اگر در زمان آینده به ما یا به نسلهای ما چنین گفته شود، پاسخ خواهیم داد که: ”به این نمونه از مذبحِ خداوند بنگرید که پدران ما بنا کردند، نه تا قربانیهای تمام‌سوز یا قربانیهای دیگر بر آن تقدیم شود، بلکه تا شاهدی باشد در میان ما و شما.“ حاشا از ما که بر ضد خداوند عِصیان ورزیم و امروز از پیروی او رویگردان شده، مذبحی برای تقدیم قربانیهای تمام‌سوز، هدایای آردی و قربانیهای دیگر، غیر از مذبح خداوند که در برابر مسکن اوست، بنا کنیم.» چون فینِحاسِ کاهن و رهبران جماعت یعنی سران طوایف اسرائیل که با او بودند، سخنان رِئوبینیان، جادیان و مَنَسیان را شنیدند، خشنود شدند، و فینِحاس، پسر اِلعازارِ کاهن به رِئوبینیان، جادیان و مَنَسیان گفت: «امروز می‌دانیم که خداوند در میان ماست، زیرا شما این بی‌وفایی را به خداوند نورزیده‌اید. پس اکنون بنی‌اسرائیل را از دست خداوند رهانیدید.» آنگاه فینِحاس، پسر اِلعازارِ کاهن و رهبران، از نزد رِئوبینیان و جادیان، از سرزمین جِلعاد، به کنعان بازگشتند و این خبر را به بنی‌اسرائیل رساندند. ایشان از شنیدن این خبر خشنود شدند و خدا را متبارک خواندند و دیگر از جنگ با رِئوبینیان و جادیان به منظور نابود کردن سرزمینی که ایشان در آن سکونت داشتند، سخنی نگفتند. و رِئوبینیان و جادیان آن مذبح را چنین نام نهادند: «شاهدی در میان ما که یهوه خداست.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *