Today's word: اول سموئیل ۳: ۱۹ | Bible Study: اول سموئیل ۲: ۱- ۱۰اول سموئیل ۷: ۳ - ۱۷

سموئیل، آغاز یک تغییر

«سموئیل بزرگ می‌شد و خداوند با او می‌‌بود و نمی‌گذاشت هیچ‌یک از سخنانش بر زمین افتد.»

اول سموئیل ۳: ۱۹

مشیت الهی بر این بود که توسط دعای زنی به نام حنّا که از طعنه و ملامت اطرافیان صدمۀ فراوان دیده بود، سرنوشت ملتی به‌کلی تغییر کند. نتیجۀ این دعا تولد پسری به نام سموئیل بود که از همان ابتدای کودکی، پس از گرفته شدن از شیر مادر، به خدا تقدیم و به خدمت در خانۀ خدا مشغول شد. بر اساس سخن یوسفوس، مورخ یهودی قرن اول میلادی، کلام خدا برای اولین بار در سن دوازده سالگی، یعنی سنی که بر اساس سنت یهودیان پسران به دوران مردانگی وارد می‌شدند، بر سموئیل نازل شد و او را از نقشۀ خدا برای ایجاد تغییری اساسی در اسرائیل باخبر ساخت:

«اینک من کاری در اسرائیل خواهم کرد که هرکه بشنود، گوش‌هایش صدا کند.» اول سموئیل ۳: ۱۱

بدین‌ترتیب، سموئیل در آغاز نوجوانی از طرف خدا برای خدمت نبوت برگزیده شد؛ مسئولیتی که وظیفۀ کهانتی او را که برای آن زیر‌نظر عیلی کاهن آموزش می‌دید، تحت‌الشعاع خود قرار داد. دعوت خدا از سموئیل پایانی بود بر دوران قحطی کلام خدا (۳: ۱). پس از حدود دو تا سه قرن آشفتگی و به‌هم‌ریختگی، خدا شخصی را برگزیده بود تا توسط او قوم خود را متحد ساخته، آنان را به ترک بت‌پرستی دعوت کند (۷: ۳).

لذا، احترام و اعتباری که سموئیل به‌عنوان مرد خدا نزد قوم به‌دست آورده بود، سبب شد که مردم برای پایان یافتن آشفتگی سیاسی و بی‌توجه به وضعیت روحانی خود از سموئیل درخواست کنند تا از جانب خدا پادشاهی را بر آنان بگمارد.

بدین‌گونه توسط دعای زنی ضعیف و ستمدیده، خداوند شخصی را به اسرائیل بخشید که سرآغاز تغییری اساسی در زندگی قوم اسرائیل شد. یکی از بزرگ‌ترین تغییرات در زمان سموئیل، برپا کردن سیستم سیاسی یکپارچه در تمام اسرائیل بود. هرچند انگیزۀ قوم خدا برای داشتن پادشاه، به‌عوضِ دوری از سنن اقوام بت‌پرست، تقلید از روش‌های آنها بود، ولی حضور خداوند و نظارت سموئیل سبب شد که اوضاع آشفتۀ اسرائیل تا اندازه‌ای سامان یابد. بدین‌ترتیب، تأثیر تغییرات مثبتی که خدا توسط سموئیل در زندگی قوم خود ایجاد کرد، مسیر تاریخ آنان را به‌کلی تغییر داد.

شایسته است که همواره به اراده و مشیت نیکو و پنهان خدا برای سرنوشت قوم خود اعتماد کرده، همواره با دعا انتظار تغییراتی اساسی را بکشیم.

Bible Study

اول سموئیل ۳: ۱۹

19سموئیل بزرگ می‌شد و خداوند با او می‌بود و نمی‌گذاشت هیچ‌یک از سخنانش بر زمین افتد.

اول سموئیل ۲: ۱- ۱۰

دعای حَنّا
1حَنّا دعا کرده، گفت:
«دل من در خداوند به وجد می‌آید،
و شاخ من در خداوند برافراشته شده است.
دهانم بر دشمنانم فخر می‌کند،
زیرا که در نجات تو شادمانم.
2«قدّوسی همچون یهوه نیست،
زیرا غیر از تو دیگری نیست،
و نه صخره‌ای همچون خدای ما.
3«سخنان کِبرآمیز دیگر مگویید،
و غرور از دهانتان بیرون میاید؛
زیرا یهوه، خدای دانا است،
و اعمال به او سنجیده می‌شود.
4کمانِ زورآوران شکسته شده،
اما لغزش‌خوردگان کمر خود را به قوّت بسته‌اند.
5آنان که سیر بودند خویشتن را برای لقمه نانی اجیر ساخته‌اند،
اما گرسنگان اکنون بی‌‌‌نیازند.
زن نازا هفت فرزند زاده است،
اما آن که فرزندان بسیار داشت، تنها مانده است.
6خداوند می‌میراند و زنده می‌کند؛
به گور فرو می‌برد و برمی‌خیزاند.
7خداوند فقیر می‌سازد و غنی می‌گرداند؛
پست می‌سازد و برمی‌افرازد.
8بینوا را از خاک بر پا می‌دارد،
و نیازمند را از مَزبَله برمی‌گیرد
تا آنان را با امیران نشانَد،
و وارث کُرسی جلال گردانَد.
زیرا ستونهای زمین از آنِ خداوند است،
و جهان را بر آنها قرار داده است.
9«او قدمهای سرسپردگانِ خود را پاس می‌دارد،
اما شریران در تاریکی خاموش خواهند شد،
زیرا انسان به نیروی خود چیره نخواهد گشت.
10آنان که با خداوند دشمنی می‌ورزند، در هم خواهند شکست؛
او از آسمان بر ایشان رعد خواهد فرستاد.
خداوند بر کَرانهای زمین داوری خواهد کرد؛
او پادشاهِ خود را نیرو خواهد بخشید
و شاخ مسیح خود را بر خواهد افراشت.»

اول سموئیل ۷: ۳ - ۱۷

داوری سموئیل بر اسرائیل
3سموئیل به همۀ خاندان اسرائیل گفت: «اگر به تمامی دل خویش به سوی خداوند بازمی‌گردید، پس خدایان بیگانه و عَشتاروت را از میان خود دور کرده، دلهای خود را به خداوند معطوف کنید و تنها او را عبادت نمایید. آنگاه او شما را از دست فلسطینیان خواهد رهانید.» 4پس بنی‌اسرائیل بتهای بَعَل و عَشتاروت را دور کردند و تنها خداوند را عبادت نمودند.
5آنگاه سموئیل گفت: «تمامی اسرائیل را در مِصفَه گرد آورید و من برایتان نزد خداوند دعا خواهم کرد.» 6پس آنان در مِصفَه گرد آمدند و از چاه آب برکشیدند و آن را به حضور خداوند ریختند. و در آن روز، روزه گرفته، در آنجا گفتند: «ما به خداوند گناه ورزیده‌ایم.» و سموئیل بنی‌اسرائیل را در مِصفَه داوری کرد.
7چون فلسطینیان شنیدند که بنی‌اسرائیل در مِصفَه گرد آمده‌اند، حاکمان فلسطینیان بر ضد اسرائیل برآمدند. چون بنی‌اسرائیل این را شنیدند، از فلسطینیان به هراس افتادند 8و به سموئیل گفتند: «از بلند کردن فریاد التماس برای ما به درگاه خدایمان یهوه باز مایست، تا ما را از دست فلسطینیان نجات بخشد.» 9پس سموئیل برۀ شیرخواره‌ای برگرفت و آن را به عنوان قربانی تمام‌سوز به خداوند تقدیم کرد و نزد خداوند برای اسرائیل فریاد التماس برآورد و خداوند او را اجابت فرمود. 10هنگامی که سموئیل قربانی تمام‌سوز را تقدیم می‌کرد، فلسطینیان نزدیک آمدند تا به اسرائیل حمله کنند. ولی خداوند در آن روز به غرش عظیم بر فلسطینیان رعد کرد و آنان را آشفته ساخت، و از حضور اسرائیل شکست خوردند. 11مردان اسرائیل از مِصفَه بیرون آمدند و از پی فلسطینیان رفته، آنان را تا زیر بِیت‌کار می‌کشتند.
12آنگاه سموئیل سنگی برگرفته، آن را بین مِصفَه و شِن بر پا داشت و آن را اِبِن‌عِزِر نامید و گفت: «خداوند ما را تا بدین‌جا یاری کرده است.» 13پس فلسطینیان مغلوب شده، دیگر به قلمرو اسرائیل داخل نشدند. و دست خداوند در تمامی روزهای سموئیل بر ضد فلسطینیان بود. 14شهرهایی که فلسطینیان از عِقرون تا جَت از اسرائیل گرفته بودند، بدیشان بازپس داده شد و اسرائیل قلمرو خود را از دست ایشان رهانیدند. میان اسرائیل و اَموریان نیز صلح برقرار بود.
15سموئیل در همۀ ایام زندگی خود بر اسرائیل داوری می‌کرد. 16او همه ساله مسیر بِیت‌ئیل، جِلجال و مِصفَه را دور می‌زد و در تمامی این جاها بر اسرائیل داوری می‌کرد. 17سپس به رامَه بازمی‌گشت، زیرا خانه‌اش آنجا بود، و آنجا نیز بر اسرائیل داوری می‌کرد. او در رامَه مذبحی برای خداوند ساخت.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *