Today's word: انجیل متی ۲۱‏:‏۳۳ تا آخر | Bible Study: مزمور ۸۰‏:‏۸‏-‏۱۶اشعیا ۵‏:‏۱‏-‏۷فیلیپیان ۳‏:‏۴ب‏-‏۱۴

عیسی سرنخ‌های درک هویت حقیقی‌اش را مانند بذر، همه‌جا پاشیده بود و رهبران مذهبی هنوز هم نمی‌توانستند آن را درک کنند. عیسی در نقطهٔ اوج مَثَل باغبانان شریر، مزمور ۱۱۸‏:‏۲۲‏-‏۲۳ را نقل‌قول کرد که چنین آغاز می‌شود: «سنگی که معماران رد کردند، مهم‌ترین سنگ بنا شده است…» و – در نهایت- می‌خوانیم که: «چون سران کاهنان و فَریسیان مَثَل‌های عیسی را شنیدند، دریافتند که دربارهٔ آنها سخن می‌گوید.» (آیهٔ ۴۵)
اما این تعلیم تنها برای کاهنان اعظم و فریسیان نبود. عیسی در طول خدمت خود، هم با تعلیم و هم در عمل نشان داده بود که ماهیت حقیقی هویت و مأموریتش چه بوده است. با وجود این، بیشتر مردم -و نه فقط رهبران مذهبی که اعتمادبه‌نَفْس و منافعی سرشار داشتند- باز هم این را درست درک نمی‌کردند. عیسی حتی شاگردانش را که از همه به او نزدیک‌تر بودند و می‌خواستند او را باور و درک کنند، به‌خاطر ناتوانی در درک تعالیمش، سرزنش می‌کرد. (متی ۱۵‏:‏۱۶)

اعتقادنامه‌های مسیحی در طول تاریخ، بیاناتی موجز و خلاصه‌هایی فشرده از محتوای ایمان را با استفاده از کلمات، بیان کرده‌اند. اما اگر- مانند رهبران مذهبی زمان عیسی- دانستن آنها، باعث شود تصور کنیم که همه‌چیز را می‌دانیم و چیز دیگری برای کشف کردن دربارهٔ خدا و کار او در زندگی بشر، وجود ندارد، به مشکل بر خواهیم خورد. تعالیم عیسی دائماً مخاطبانش را ترغیب می‌کند که مرزهای تفکر خود را به چالش کشیده و گسترش دهند. ما چقدر آماده‌ایم تا توسط خدا شگفت‌زده شویم؟

Bible Study

انجیل متی ۲۱‏:‏۳۳ تا آخر

«به مَثَل دیگری گوش فرا دهید. صاحب مِلکی تاکستانی غَرْس کرد و گِرد آن دیوار کشید و چَرخُشتی در آن کَند و برجی بنا نهاد. سپس تاکستان را به چند باغبان اجاره داد و خود به سفر رفت. چون موسم برداشت محصول فرا رسید، غلامان خود را نزد باغبانان فرستاد تا میوۀ او را تحویل بگیرند. امّا باغبانان غلامان او را گرفته، یکی را زدند و دیگری را کشتند و سوّمی را سنگسار کردند. دیگر بار، غلامانی بیشتر نزد آنها فرستاد، امّا باغبانان با آنها نیز همان‌گونه رفتار کردند. سرانجام پسر خود را نزد باغبانان فرستاد و با خود گفت: ”پسرم را حرمت خواهند داشت.“ امّا هنگامی که باغبانان پسر را دیدند، به یکدیگر گفتند: ”این وارث است. بیایید او را بکشیم و میراثش را تصاحب کنیم.“ پس او را گرفتند و از تاکستان بیرون افکنده، کشتند. با این اوصاف، وقتی صاحب تاکستان بیاید با این باغبانان چه خواهد کرد؟» پاسخ دادند: «آن افراد بی‌رحم را با بی‌رحمی تمام نابود خواهد ساخت و تاکستان را به باغبانان دیگر اجاره خواهد داد تا میوۀ آن را در فصلش به او بدهند.» آنگاه عیسی به آنان گفت: «آیا تا به حال در کتب مقدّس نخوانده‌اید که، «”سنگی که معماران رد کردند، مهمترین سنگ بنا شده است. خداوند چنین کرده و در نظر ما شگفت می‌نماید“ ؟ پس شما را می‌گویم که پادشاهی خدا از شما گرفته و به قومی داده خواهد شد که میوۀ آن را بدهند. [ هر که بر آن سنگ افتد، خُرد خواهد شد، و هر گاه آن سنگ بر کسی افتد، او را در هم خواهد شکست.]» چون سران کاهنان و فَریسیان مَثَلهای عیسی را شنیدند، دریافتند که دربارۀ آنها سخن می‌گوید. پس بر آن شدند که او را گرفتار کنند، امّا از مردم بیم داشتند زیرا آنها عیسی را پیامبر می‌دانستند.

مزمور ۸۰‏:‏۸‏-‏۱۶

تاکی از مصر برآوردی؛ قومها را بیرون راندی و آن را غرس کردی. زمین را پیش روی آن فراخ ساختی، پس ریشه گرفت و زمین را پر ساخت. کوهها را به سایۀ خود پوشانید، و سروهای تنومند را به شاخه‌هایش! شاخه‌های خود را تا به دریا پهن کرد، و ساقه‌هایش را تا به نهر. پس چرا دیوارهای آن را فرو ریختی تا هر رهگذری انگورهایش را برچیند؟ گرازهای جنگل ویرانش می‌کنند و جانوران صحرا در آن به چَرا مشغولند! ای خدای لشکرها، نزد ما بازگرد! از آسمان بنگر و ببین! به یاری این تاک بیا، به یاری نهالی‌که دست راست تو غرس کرد، و پسری که برای خود توانا ساختی. تاک تو را قطع کرده و به آتش سوزانده‌اند؛ باشد که از توبیخ روی تو هلاک گردند.

اشعیا ۵‏:‏۱‏-‏۷

بگذارید سرود عاشقانۀ خویش را برای محبوبم بسرایم، سرودی در وصف تاکستانش: محبوب مرا تاکستانی بود بر دامن تپه‌ای حاصلخیز. او زمینِ آن را کند و آن را از سنگها زُدود، و بهترین موها را در آن غرس کرد. برجی نیز در میانش ساخت، و چَرخُشتی در آن کَند؛ آنگاه به انتظار نشست تا انگور بیاورد، اما انگورِ تلخ آورد. حال ای ساکنان اورشلیم و مردمان یهودا، میان من و تاکستانم حکم کنید. برای تاکستان من دیگر چه می‌شد کرد، که در آن نکردم؟ پس چرا چون منتظر انگور بودم، انگور تلخ آورد؟ حال به شما می‌گویم با تاکستان خود چه خواهم کرد: پرچینِ آن را بر خواهم داشت تا خورده شود، و دیوارش را فرو خواهم ریخت تا پایمال گردد. آن را ویرانه‌‌ای خواهم ساخت که نه هَرَس خواهد شد و نه علفهای هرز آن کنده خواهد گشت؛ و خار و خس در آن خواهد رویید. ابرها را نیز حکم خواهم کرد که دیگر بر آن باران نبارانند. آری، تاکستانِ خداوندِ لشکرها خاندان اسرائیل است، و مردمان یهودا نهال دلپذیر اویند. او برای انصاف انتظار کشید، و اینک خون‌ریزی بود؛ و برای عدالت، و اینک ناله و فریاد بود!

فیلیپیان ۳‏:‏۴ب‏-‏۱۴

آری، اگر کسی می‌پندارد که دلایل خوبی برای اتکا به این‌گونه افتخارات انسانی دارد، من دلایلی محکمتر دارم: ختنه شده در روز هشتم، از قوم اسرائیل، از قبیلۀ بِنیامین، فرزند عبرانی از والدین عبرانی؛ به لحاظ اجرای شریعت، فَریسی؛ به لحاظ غیرت، آزاردهندۀ کلیسا؛ به لحاظ پارساییِ شریعتی، بی‌عیب. امّا آنچه مرا سود بود، آن را به‌خاطر مسیح زیان شمردم. بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان می‌دانم، که به‌خاطر او همه چیز را از کف داده‌ام. آری، اینها همه را فضله می‌شمارم تا مسیح را به دست آورم و در او یافت شوم، نه با پارسایی خویشتن که از شریعت است، بلکه با آن پارسایی که از راه ایمان به مسیح به دست می‌آید، آن پارسایی که از خداست و بر پایۀ ایمان. می‌خواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم، تا به هر طریق که شده به رستاخیز از مردگان نایل شوم. نمی‌گویم هم‌اکنون به اینها دست یافته‌ام یا کامل شده‌ام، بلکه خود را به پیش می‌رانم تا چیزی را به دست آورم که مسیحْ عیسی برای آن مرا به دست آورد. برادران، گمان نمی‌کنم هنوز آن را به دست آورده باشم؛ امّا یک کار می‌کنم، و آن اینکه آنچه در عقب است به فراموشی می‌سپارم و به سوی آنچه در پیش است خود را به جلو کشانده، برای رسیدن به خط پایان می‌کوشم، تا جایزه‌ای را به دست آورم که خدا برای آن مرا در مسیحْ عیسی به بالا فرا خوانده است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *