عملاً به نظر میرسد که این آن نوع موعظهای نبود که مناسب چنین موقعیتی باشد. استدلال نسبتاً پیچیده از ماجرای داوود، بهنوعی غامض به نظر میرسد، حال آنکه دعوتی شورانگیز به عمل بر اساس زندگی عیسی، میتوانست مناسبتر باشد. اما لوقا از این موعظه استفاده میکند تا به خواننده بگوید در نظر او چه اتفاقی در آستانۀ وقوع بود، و استفاده از مزمور ۱۶ و اشاره به پیشدانی خدا، بیانگر اینست که کتب مقدس قطعاً به عیسی اشاره میکنند، و اینکه روحالقدس نیز کنترل امور را در دست دارد. منبع و سرچشمۀ این اطمینان و اعتماد چیزی جز رستاخیز مسیح نیست، نکتهای که هم در آغاز خطابه به آن اشاره شده، و هم در انتهای آن. «خدا او را از دردهای مرگ رهانیده، برخیزانید، زیرا محال بود که مرگ بتواند او را در چنگال خود نگاه دارد.» و نیز «خدا همین عیسی را برخیزانید و ما همگی شاهد برآنیم.». رستاخیز عیسی تار و پود کلیسای اولیه را درمینوردید، و به همۀ امور طراوت و امید میبخشید. ترسی که در روز جمعۀ صلیب شاگردان را فراگرفته بود، اکنون رخت بربسته، و دیگر چیزی ناممکن به نظر نمیرسید. آیا ما نیز امروز به چنین اطمینانی نیاز نداریم، اینکه مسیحیت در اثر گذر زمان و کاربرد نادرست از آن، فرسوده نشده، بلکه تر و تازه، در دسترس این نسل، و هر نسل دیگری قرار دارد؟ و آیا این راه خوبی برای آغاز روزمان نیست- اینکه در هر سختی و موقعیتی که بر سر راهمان قرار میگیرد، در آرامش و با خاطری آسوده، به حضور زندۀ خدا اعتماد و توکل کنیم؟
Today's Prayer
ای پدر پر از فیض،
کلیسای خود را در این روزگار احیا فرما،
و آن را مقدس، نیرومند و وفادار بساز،
بخاطر جلال خودت
در عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
اعمال ۲:۲۲-۳۶
«ای قوم اسرائیل، این را بشنوید: چنانکه خود آگاهید، عیسای ناصری مردی بود که خدا با معجزات و عجایب و آیاتی که به دست او در میان شما ظاهر ساخت، بر حقانیتش گواهی داد. آن مرد بنا بر مشیّت و پیشدانی خدا به شما تسلیم کرده شد و شما به دست بیدینان بر صلیبش کشیده، کشتید. ولی خدا او را از دردهای مرگ رهانیده، برخیزانید، زیرا محال بود مرگ بتواند او را در چنگال خود نگاه دارد. چنانکه داوود دربارۀ او میفرماید: «”خداوند را همواره پیش روی خود دیدهام، چه او بر دست راست من است تا جنبش نخورم. از این رو دلم شادمان است و زبانم در وجد؛ پیکرم نیز در امید ساکن خواهد بود. زیرا جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد، و نخواهی گذاشت سرسپردۀ تو فساد ببیند. تو راههای حیات را به من آموختهای، و با حضور خود مرا از شادی لبریز خواهی کرد.“ «ای برادران، میتوانم با اطمینان به شما بگویم که داوودِ پاتْریارْک وفات یافت و دفن شد و مقبرهاش نیز تا به امروز نزد ما باقی است. امّا او نبی بود و میدانست خدا برایش سوگند خورده است که کسی را از ثمرۀ صُلْبِ او بر تخت سلطنت وی خواهد نشانید. پس آینده را پیشاپیش دیده، دربارۀ رستاخیز مسیح گفت که جان او در هاویه وانهاده نشود و پیکرش نیز فساد نبیند. خدا همین عیسی را برخیزانید و ما همگی شاهد بر آنیم. او به دست راست خدا بالا برده شد و از پدر، روحالقدسِ موعود را دریافت کرده، این را که اکنون میبینید و میشنوید، فرو ریخته است. زیرا داوود خود به آسمان صعود نکرد، و با این همه گفت: «”خداوند به خداوند من گفت: ’به دست راست من بنشین تا آن هنگام که دشمنانت را کرسی زیر پایت سازم.“‘ «پس قوم اسرائیل، جملگی بهیقین بدانند که خدا این عیسی را که شما بر صلیب کشیدید، خداوند و مسیح ساخته است.»
مزمور ۵۶
خدایا، مرا فیض عطا فرما، زیرا انسان بر من پا میگذارد! همۀ روز، مهاجمان بر من ستم روا میدارند. تمام روز، مخالفان مرا لگدمال میکنند، زیرا بسیاری متکبرانه با من میجنگند. آنگاه که ترسان شوم، بر تو توکل خواهم کرد. آری، بر خدا توکل خواهم کرد، بر خدایی که کلامش را میستایم. و ترسان نخواهم شد؛ انسان خاکی به من چه تواند کرد؟ همۀ روز سخنان مرا تحریف میکنند، و همۀ تدبیرهایشان برای آزار من است. دسیسه میکنند، در کمین مینشینند، و گامهایم را میپایند، زیرا قصد جان من دارند! با این همه شرارت، آیا جان سالم به در خواهند برد؟ خدایا، در خشمِ خود قومها را سرنگون ساز! تو شمار آوارگیهایم را نگاه میداری، و اشکهایم را در مَشک خود مینهی! آیا آنها در دفترِ تو نیست؟ پس آنگاه که یاری بخواهم، دشمنانم واپس خواهند نشست. این را نیک میدانم که خدا با من است. آری، بر خدا توکل میدارم، بر خدایی که کلامش را میستایم، بر خداوندی که کلامش را میستایم. و ترسان نخواهم شد؛ آدمی به من چه تواند کرد؟ خدایا، نذرهایم را به تو باید ادا کنم؛ قربانیهای شکرگزاری به تو تقدیم خواهم کرد. زیرا که تو خدایا، جانم را از مرگ رهانیدی، و پاهایم را از لغزش بازداشتی، تا در نور زندگی در حضور خدا سالک باشم.
مزمور ۵۷
مرا فیض عطا فرما، خدایا، مرا فیض عطا فرما! زیرا جان من در تو پناه میجوید؛ زیر سایۀ بالهایت پناه میگیرم، تا این بلایا بگذرد. نزد خدای متعال فریاد برمیآورم، نزد خدایی که مقصودش را برای من به انجام میرساند. از آسمان فرستاده، مرا نجات خواهد داد؛ و آنان را که بر من پا میگذارند توبیخ خواهد کرد؛ سِلاه خدا محبت و وفاداری خود را خواهد فرستاد. جانم در میان شیران است، در میان آتشافروزان میخوابم؛ در میان آدمیانی که دندانهایشان نیزهها و تیرهاست، و زبانشان شمشیرِ برّان. خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد! در برابر پاهایم دام گستردند، و جانم خم گردید! بر سر راهم چاه کندند، اما خود بدان فرو افتادند. سِلاه دل من مستحکم است، خدایا، دل من مستحکم است؛ سرود خواهم خواند و خواهم نواخت. ای جان من، بیدار شو! ای چنگ و بربط بیدار شوید! من سپیدهدم را بیدار خواهم کرد! خداوندگارا، تو را در میان ملتها خواهم ستود، و از بهر تو در میان طوایف خواهم سرایید. زیرا محبت تو عظیم است، تا به آسمانها، و وفاداریت تا به ابرها! خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد!
اول سموئیل ۲۱:۱ تا ۲۲:۵
داوود به نوب نزد اَخیمِلِکِ کاهن رفت. اَخیمِلِک لرزان به استقبالش آمد و پرسید: «چرا تنهایی و کسی با تو نیست؟» داوود به او گفت: «پادشاه مرا به کاری مأمور کرده و به من گفته است: ”مگذار کسی از آنچه تو را به انجامش مأمور کرده، میفرستم، چیزی بداند.“ با افرادم نیز در فلان جا وعدۀ ملاقات گذاشتهام.