Today's word: یوحنا ۶:‏۲۴-‏۳۵ | Bible Study: دوم سموئیل ۱۱:‏۲۶ تا ۱۲:‏۱۳خروج ۱۶:‏۲-‏۱۴

تداوم‌یابنده

آنگونه که «جان مارش»، دانشمند کتاب‌مقدس گفته، عیسی «خودِ هدیه‌ای است که به‌‌ ‌ارمغان می‌آوَرَد.» آن «نان حیات»، نانی است که سرچشمه‌ی حیات است، و نیز همان «نان زنده». آن ما را تغذیه می‌کند، پُر می‌سازد، احساس رضایت پدید می‌آورد، و حیات می‌بخشد. این نماد هم‌نوا است با آیین عشاء ربانی کلیسا، که طی آن، بدن مسیح وارد وجود ما می‌شود و جزئی از ما می‌گردد، جزئی از حیات ما. در فاصله‌ی زمانی میان عهد قدیم و عهد جدید، آن «منّا در بیابان» را حکمت خدا تعبیر کردند، حکمتی که خودش کلمه‌ی حیات و تحقق شریعت شمرده می‌شد. عیسی با بیان اصطلاح «من هستم»، کلامی را برای خود به‌کار برد که خدا را مکشوف می‌ساخت، و خود را همان عمل خدا معرفی کرد که او، خطاب به موسی، به منظور آشکارسازی خودش به‌کار برده بود. نان، همان عملی است که خدا انجام می‌دهد. آن هدیه‌ای است که گرسنگان را سیر می‌سازد؛ هدیه‌ای که چیزی از ایشان مطالبه نمی‌کند، جز اینکه بپذیرند که آن همانا خوارک است و قطعاً وجودشان را پُر می‌سازد. تنها کاری که باید انجام دهیم- (یا به گفته‌ی بارناباس لیندارس، دانشمند انگلیکن فرانسیسکن)، تنها «کار و زحمت روحانی که این امر را میسر می‌سازد» تا این خوراک را به دست آوریم- اینست که عیسی را بپذیریم و به او اعتماد کنیم. یوحنا و پولس در این زمینه هم‌صدا هستند. برخورداری از این نان به‌منزله‌ی برخورداری از حیات است، حیاتی که هیچ‌گاه از دست نخواهد رفت. «نان خدا آن است که از آسمان نازل شده، به جهان حیات می‌بخشد»؛ نه این نان از میان خواهد رفت و نه کسی که «پسر» به او عطا شده است. چرا؟ چون این سیراب‌شدن و پُرشدن، این شکوفایی، همان است که مقصود خداست- و آن را تضمین می‌کند.

Today's Prayer

پس من که به‌خاطر خداوند در بندم، از شما تمنا دارم به شایستگی دعوتی که از شما به عمل آمده است، رفتار کنید، در کمال فروتنی و ملایمت؛ و با بردباری و محبت یکدیگر را تحمل کنید. به سعی تمام بکوشید تا آن یگانگی را که از روح است، به مدد رشتۀ صلح حفظ کنید. زیرا یک بدن هست و یک روح، چنانکه فرا خوانده شده‌اید به یک امیدِ دعوت خویش؛ یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید؛ و یک خدا و پدر همه که فوق همه، از طریق همه، و در همه است. امّا به هر یک از ما به فراخور اندازۀ بخشش مسیح، فیض بخشیده شده است. از این رو می‌گوید: «هنگامی که به عرش برین صعود کرد، اسیران را به اسیری برد و هدایا به مردم داد.» عبارت ’صعود کرد‘، حاکی از چیست، جز آن که به جایهای پست‌تر زمینی نیز نزول کرد؟ او که نزول کرد، همان است که از همۀ آسمانها بسی فراتر رفت، تا همه چیز را پر سازد. و اوست که بخشید برخی را به عنوان رسول، برخی را به عنوان نبی، برخی را به عنوان مبشر، و برخی را به عنوان شبان و معلّم، تا مقدسین را برای کار خدمت آماده سازند، برای بنای بدن مسیح، تا زمانی که همه به یگانگی ایمان و شناخت پسر خدا دست یابیم و بالغ شده، به بلندای کامل قامت مسیح برسیم. آنگاه دیگر همچون کودکان نخواهیم بود تا در اثر امواج به هر سو پرتاب شویم و باد تعالیمِ گوناگون و مکر و حیلۀ آدمیان در نقشه‌هایی که برای گمراهی می‌کشند، ما را به این سو و آن سو براند. بلکه با بیان محبت‌آمیز حقیقت، از هر‌حیث تا به حدّ او که سر است، یعنی مسیح، رشد خواهیم کرد. او منشاء رشد تمامی بدن است، بدنی که به وسیلۀ همۀ مفاصلِ نگاهدارندۀ خود، به هم پیوند و اتصال می‌یابد و در اثر عمل متناسبِ هر عضو رشد می‌کند و خود را در محبت بنا می‌نماید.

Bible Study

یوحنا ۶:‏۲۴-‏۳۵

چون مردم دریافتند که نه عیسی آنجاست و نه شاگردانش، بر آن قایقها سوار شدند و در جستجوی عیسی به کَفَرناحوم رفتند. چون او را آن سوی دریا یافتند، به وی گفتند: «استاد، کِی به اینجا آمدی؟» عیسی پاسخ داد: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، مرا می‌جویید نه به سبب آیاتی که دیدید، بلکه به سبب آن نان که خوردید و سیر شدید. کار کنید، امّا نه برای خوراک فانی، بلکه برای خوراکی که تا حیات جاویدان باقی است، خوراکی که پسر انسان به شما خواهد داد. زیرا بر اوست که خدای پدر مُهر تأیید زده است.» آنگاه از او پرسیدند: «چه کنیم تا کارهای پسندیدۀ خدا را انجام داده باشیم؟» عیسی در پاسخ گفت: «کار پسندیدۀ خدا آن است که به فرستادۀ او ایمان آورید.» گفتند: «چه آیتی به ما می‌نمایانی تا با دیدن آن به تو ایمان آوریم؟ چه می‌کنی؟ پدران ما در بیابان مَنّا خوردند، چنانکه نوشته شده است: ”او از آسمان به آنها نان داد تا بخورند.“ » عیسی پاسخ داد: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، موسی نبود که آن نان را از آسمان به شما داد، بلکه پدر من است که نان حقیقی را از آسمان به شما می‌دهد. زیرا نان خدا آن است که از آسمان نازل شده، به جهان حیات می‌بخشد.» عیسی به آنها گفت: «نان حیات من هستم. هر که نزد من آید، هرگز گرسنه نشود، و هر که به من ایمان آوَرَد هرگز تشنه نگردد. پس گفتند: «این نان را همواره به ما بده.»

دوم سموئیل ۱۱:‏۲۶ تا ۱۲:‏۱۳

چون زن اوریا شنید که شوهرش اوریا مرده است، برای او سوگواری کرد. پس از پایان ایام سوگواری، داوود فرستاده، او را به خانۀ خود آورد، و او زن وی شده، پسری برایش بزاد. اما آنچه داوود کرده بود، در نظر خداوند بد بود.
و اما خداوند ناتان را نزد داوود فرستاد. پس نزد وی آمده، او را گفت: «در شهری دو مرد بودند؛ یکی ثروتمند بود و دیگری فقیر. مرد ثروتمند گوسفندان و گاوان بسیار زیاد داشت، اما فقیر را چیزی نبود مگر ماده بره‌ای کوچک که آن را خریده و پرورش داده بود و در کنار او و فرزندانش بزرگ شده بود. بره از طعام او می‌خورد، از پیاله‌اش می‌نوشید، در آغوشش می‌خفت و او را همچون دختری بود.

خروج ۱۶:‏۲-‏۱۴

در آن صحرا، جماعتِ بنی‌اسرائیل جملگی بر ضد موسی و هارون زبان به شکایت گشودند. بنی‌اسرائیل بدیشان گفتند: «کاش در همان سرزمینِ مصر به دست خداوند مرده بودیم! آنجا گِرد دیگهای گوشت می‌نشستیم و نانِ سیر می‌خوردیم؛ ولی ما را به این بیابان آورده‌اید تا همگیِ این جماعت را از گرسنگی بکشید.» آنگاه خداوند به موسی گفت: «همانا من از آسمان برای شما نان می‌بارانم، و قوم هر روز بروند و به اندازۀ نیاز همان روز، نان گرد آورند. بدین‌سان ایشان را خواهم آزمود که آیا مطابق شریعت من رفتار می‌کنند یا نه. در روز ششم، وقتی آنچه را که می‌آورند، آماده کنند، باید دو برابر مقداری باشد که روزهای دیگر گرد می‌آورند.» پس موسی و هارون به همۀ بنی‌اسرائیل گفتند: «شامگاهان خواهید دانست که این خداوند بود که شما را از سرزمین مصر بیرون آورد، و بامدادان جلال خداوند را خواهید دید، چونکه او شکایت شما را از خداوند شنیده است. زیرا ما چیستیم که از ما شکایت کنید؟» و موسی گفت: «چون خداوند شامگاهان به شما گوشت دهد تا بخورید و بامدادان نان دهد تا سیر شوید، این را خواهید دانست. زیرا خداوند شکایتی را که از او کرده‌اید شنیده است. ما چیستیم؟ شما نه از ما، بلکه از خداوند شکایت کرده‌اید.» سپس موسی به هارون گفت: «به تمامی جماعت بنی‌اسرائیل بگو: ”به حضور خداوند نزدیک آیید زیرا شکایت شما را شنیده است.“» پس در همان حال که هارون با تمامی جماعت بنی‌اسرائیل سخن می‌گفت، ایشان به سوی صحرا می‌نگریستند که هان، جلال خداوند در ابر ظاهر شد! «شکایت بنی‌اسرائیل را شنیده‌ام. بدیشان بگو: ”هنگام عصر گوشت خواهید خورد و بامدادان از نان سیر خواهید شد تا بدانید که من یهوه خدای شما هستم.“» شامگاهان، بِلدرچین‌ها برآمدند و اردوگاه را پوشانیدند؛ و بامدادان لایه‌ای از شبنم، گرداگرد اردوگاه نشست. و چون شبنم برخاست، اینک بر روی صحرا پولَکهای ریز شبیه ژالۀ یخ‌زده بر زمین پدیدار شد.

افسسیان ۴:‏۱-‏۱۶

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *