Today's word: انجیل مرقس ۱‏:‏۱‏-‏۸ | Bible Study: مزمور ۸۵‏:‏۱‏-‏۲، ۸ تا آخراشعیا ۴۰‏:‏۱‏-‏۱۱۲پطرس ۳‏:‏۸‏-‏۱۵

با وجود آنکه عجیب به‌نظر می‌رسد، اما مرقس قویاً احساس می‌کرد که در نخستین جملۀ انجیل خود، باید اعلام کند که داستان از اینجا ‏آغاز شده بود. این انجیل در بیشتر ترجمه‌ها، با کلمه‌ای مثل «ابتدا» یا «آغاز» شروع می‌شود. مرقس در زبان اصلی، این کلمه را با حرف تعریف به‌کار نبرده و با خودِ کلمۀ «آغاز»، شروع می‌کند. به‌عبارت دیگر، ما را مستقیماً سرِ اصل مطلب می‌برد. البته، اگر به انتهای انجیل مرقس بروید، خواهید دید که انجیل او، پایان مناسبی نیز ندارد. این انجیل کمی فی‌البداهه به‌نظر می‌رسد.
شروع و پایان ناگهانی، به موضوعات مختلفی که در طول این انجیل رخ می‌دهند، اشاره دارند. عیسی به نرمی و آرامی به خوانندگان این انجیل معرفی نمی‌شود. اکنون خبر خوش اینجاست، و توجه و پاسخ شما را می‌طلبد. همین‌جا و همین الآن. پایان آن هم همین‌طور است. این انجیل، پایان مناسبی هم ندارد. این شما هستید که باید پایان آن را با زندگی خود به‌عنوان شاگرد مسیح بنویسید.

بنابراین، در جملات آغازین مرقس، جایی برای منتقدان پشت‌میزنشین وجود ندارد. در اینجا، معرفی ساده‌ای از عیسی- مانند نسب‌نامۀ او در آغاز اناجیل لوقا و متی- به خواننده ارائه نمی‌شود، بلکه مستقیماً از شما دعوت می‌شود تا با وجود چالش‌برانگیز یحیای تعمیددهنده روبه‌رو شوید. این دعوت او به توبه، تعمید گرفتن و پیروی از عیسی است که قلب انجیل مرقس را شکل می‌دهد. پس لحن صریح و آنیِ پیام مرقس، موضوع کلی آن نیز هست. دیگر وقتی برای غور و تعمق نیست. عیسی را انتخاب کنید. هر کاری را که انجام می‌دهید رها کرده و او را دنبال کنید. همین الآن.

Bible Study

انجیل مرقس ۱‏:‏۱‏-‏۸

آغاز خبر خوش دربارۀ عیسی مسیح پسر خدا. در کتاب اِشعیای نبی نوشته شده است: «اینک پیام‌آور خود را پیشاپیش تو می‌فرستم، که راهت را مهیا خواهد کرد؛» «ندای آن که در بیابان فریاد برمی‌آورد: ”راه خداوند را آماده کنید! طریقهای او را هموار سازید.“‌» پس یحیای تعمیددهنده در بیابان ظهور کرده، به تعمیدِ توبه برای آمرزش گناهان موعظه می‌کرد. اهالی دیار یهودیه و مردمان اورشلیم، همگی نزد او می‌رفتند و به گناهان خود اعتراف کرده، در رود اردن از او تعمید می‌گرفتند. یحیی جامه از پشم شتر بر تن می‌کرد و کمربندی چرمین بر کمر می‌بست، و ملخ و عسل صحرایی می‌خورد. او موعظه می‌کرد و می‌گفت: «پس از من، کسی تواناتر از من خواهد آمد که من حتی شایسته نیستم خم شوم و بند کفشهایش را بگشایم. من شما را با آب تعمید داده‌ام، امّا او با روح‌القدس تعمیدتان خواهد داد.» '

مزمور ۸۵‏:‏۱‏-‏۲، ۸ تا آخر

تقصیر قوم خود را آمرزیدی و همۀ گناهانشان را پوشانیدی! سِلاه خداوندا، بر سرزمین خویش نظر لطف افکندی، و سعادت گذشته را به یعقوب بازگردانیدی! باشد که آنچه خداْ یهوه خواهد گفت، بشنوم؛ زیرا او به قوم خود، و به سرسپردگان خویش، سلامتی را ندا خواهد کرد؛ اما مباد که به سوی جهالت بازگردند. به‌یقین که نجات او به ترسندگانش نزدیک است، تا جلال در سرزمین ما ساکن شود. محبت و وفاداری با هم ملاقات خواهند کرد؛ عدالت و سلامتی یکدیگر را خواهند بوسید. وفاداری از زمین خواهد رویید، و عدالت از آسمان خواهد نگریست. آری، خداوند آنچه را نیکوست، عطا خواهد فرمود، و سرزمین ما حاصلخیز خواهد بود. عدالت پیشاپیش وی خواهد رفت و راهی برای قدمهای او مهیا خواهد ساخت.'

اشعیا ۴۰‏:‏۱‏-‏۱۱

تسلی دهید! قوم مرا تسلی دهید! خدای شما می‌گوید. به اورشلیم سخنان دلگرم‌کننده بگویید و او را ندا در دهید که دوران زحمت طاقت‌فرسایش به پایان رسیده، و تاوان گناهش پرداخت شده است، زیرا که به جهت تمامی گناهانش از دست خداوند دوچندان دریافت کرده است. صدایی ندا می‌کند: «راه خداوند را در بیابان مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا هموار کنید؛ هر درّه‌ای برافراشته شود و هر کوه و تَلی پست گردد. زمینِ ناصافْ صاف، و ناهمواری‌ها هموار گردد. آنگاه جلال خداوند آشکار خواهد شد، و تمامی بشر با هم آن را خواهند دید، زیرا که دهان خداوند سخن گفته است.» هاتفی می‌گوید: «ندا کن!» گفتم: «به چه ندا کنم؟» «آدمی جملگی علف است و زیبایی‌اش یکسره چون گُل صحرا! علف می‌خشکد و گل می‌پژمُرَد، زیرا که دَم خداوند بر آن دمیده می‌شود. براستی که مردمان علفند! علف می‌خشکد و گُل می‌پژمُرَد، اما کلام خدای ما تا ابد باقی می‌ماند. ای صَهیون، که بشارت می‌آوری، به کوه بلند برآی! و ای اورشلیم، که مژده می‌رسانی، به نیروی تمام صدایت را بلند کن! آن را بلند کن و مترس! به شهرهای یهودا بگو: «هان، خدای شما است!» اینک خداوندگارْ یهوه نیرومندانه می‌آید و بازویش برای او حکمرانی می‌کند. پاداش او با وی است و اُجرت او پیش رویش می‌آید. '

۲پطرس ۳‏:‏۸‏-‏۱۵

امّا ای عزیزان، از این نکته غافل مباشید که نزد خداوند یک روز همچون هزار سال است و هزار سال همچون یک روز. برخلاف گمان برخی، خداوند در انجام وعده‌اش تأخیر نمی‌ورزد، بلکه با شما بردبار است، چه نمی‌خواهد کسی هلاک شود بلکه می‌خواهد همگان به توبه گرایند. امّا روز خداوند چون دزد خواهد آمد، که در آن آسمانها با غریوی مَهیب از میان خواهد رفت و اجرام سماوی سوخته شده فرو خواهد پاشید، زمین و همۀ کارهایش عیان خواهد شد. پس حال که همۀ اینها بدین سان فرو خواهد پاشید، شما چگونه مردمان باید باشید؟ بر شماست که زندگی مقدّس و خداپسندانه‌ای داشته، انتظار روز خدا را بکشید و فرا رسیدن آن را بشتابانید. آن روز سبب خواهد شد که آسمانها به آتش کشیده شده، فرو پاشند و اجرام سماوی از گرما ذوب گردند. امّا ما بنا بر وعدۀ او مشتاقانه در انتظار آسمانی جدید و زمینی جدید هستیم که منزلگه پارسایی است. پس ای عزیزان، حال که این امور را انتظار می‌کشید، به سعی تمام بکوشید تا در حضور او بی‌لکه و بی‌عیب و در صلح یافت شوید. و شکیبایی خداوندِ ما را رستگاری بینگارید، همان‌گونه که برادر عزیز ما پولس نیز مطابق حکمتی که به او عطا شده است، به شما نوشت. '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *