این سرود عالی در وصف مسیح در کولسیان همان طنین کیهانی مقدمۀ انجیل یوحنا را دارد، چرا که به ارتباطی معنایی از همان جنس اشاره میکند. این سرود ما را بر فراز چیزهای کوچک و بیاهمیت، بلند میکند. دفعۀ بعد که در جلسهٔ رهبران بهخاطر مسائلی جزئی مانند لوازمالتحریر یا بزرگ بودن لیوانهای قهوه جلسه گذاشتند و از کارهای مهم دور شدند، بد نیست این آیات را از کولسیان با لحنی شگفتزده برایشان قرائت کنید: مخصوصاً عبارتِ عالیِ، همهشمول و دگرگونکنندۀ «همهچیز» را، که بارها در این قسمت تکرار شده است. هیچ چیز و هیچ کس فراتر از حضور خدا، یا خارج از محدودۀ دید و توان او نیست.
اما قضیه به اینها خلاصه نمیشود: این بخش از کلام تنها در مورد حضور و پیوستگی و قوام همهچیز در مسیح نیست؛ بلکه در مورد صلح و آشتی نیز هست. مسئله فقط این نیست که مسیح، هستی را در مقیاس کیهانی با هم آشتی میدهد، و چیزهایی را نزد هم میآورد که در نظر ما مخالفند- چیزهایی مثل آسمان و زمین، زمان و ابدیت، یا حقیقت و فیض- بلکه او ما را نیز آشتی میدهد، فرداً و جمعاً، آنهم بهطور مشروح، مشکل و زیربنایی، تا ما که زمانی بیگانه با خدا و در افکار خویش دشمن او بودیم نیز بتوانیم با او آشتی کرده، به صلحی که با ریخته شدن خون عیسی بر صلیب پدید آمد، دست یابیم.
شاید بد نباشد این را هم به رهبران کلیسای خود بگویید!
Today's Prayer
خداوند عیسای مسیح،
تولد تو در بیت لحم ما را بر آن میدارد
تا با شگفتی، هنگام رسیدن آسمان به زمین، زانو بزنیم:
ستایشهای قلبی ما را در هنگام پرستش تو بپذیر،
پرستش تو که نجاتدهنده و خدای جاودانی مایی.
Bible Study
کولسیان ۱:۱۵-۲۳
او صورت خدای نادیده است و فرزند ارشد بر تمامی آفرینش، زیرا همه چیز به واسطۀ او آفریده شد: آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است، دیدنیها و نادیدنیها، تختها و فرمانرواییها، ریاستها و قدرتها، همه به واسطۀ او و برای او آفریده شدند. او پیش از همه چیز وجود داشته، و همه چیز در او قوام دارد. او بدن، یعنی کلیسا، را سَر است. او سرآغاز و نخستزاده از میان مردگان است، تا در همه چیزْ برتری از آن او باشد. زیرا خشنودی خدا در این بود که با همۀ کمال خود در او ساکن شود، و به واسطۀ او همه چیز را، چه در آسمان و چه بر زمین، با خود آشتی دهد، به وسیلۀ صلحی که با ریخته شدن خون وی بر صلیب پدید آورد. شما نیز زمانی بیگانه با خدا، و در افکار خویش دشمن او بودید، و این در اعمال شریرانۀ شما پدیدار میگشت. امّا اکنون مسیح شما را به واسطۀ بدن بشری خود و از طریق مرگ آشتی داده است، تا شما را مقدّس و بیعیب و بَری از هر ملامت به حضور خدا بیاورد، به شرطی که در ایمان مستحکم بوده، استوار بمانید و از امید انجیل جنبش نخورید، همان انجیل که شنیدید و به تمامی خلقتِ زیر آسمان موعظه شده است، و من، پولس، خادم آن گشتهام. '
مزامیر ۱۱۱
هَلِلویاه! خداوند را با تمامی دل سپاس خواهم گفت، در شورای صالحان، در میان جماعت. کارهای خداوند عظیم است؛ آنان که از آنها لذت میبرند، جملگی در آنها غُور میکنند. کار او پر از جلال و شکوه است، و عدالتش پایدار، تا به ابد! او خویشتن را به کارهای شگفتش شهره ساخته است؛ خداوند فیاض و رحیم است. او ترسندگان خود را روزی میدهد، و عهد خویش را تا به ابد یاد میدارد. قوّت کارهای خویش را بر قوم خود اعلام داشته، تا میراث قومها را بدیشان عطا فرماید. اعمال دستهایش حق و عدل است، و جملۀ احکامش قابل اعتماد. پایدارند تا ابدالآباد، و در راستی و درستی وضع گردیدهاند. فدیه را برای قوم خود فرستاد، و عهد خویش را جاودانه حکم فرمود؛ قدوس و مَهیب است نام او! ترس خداوندآغاز حکمت است، آنان را که به احکام او عمل میکنند فهمِ نیکوست. ستایش او تا به ابد پایدار است!'
یونس ۲
و یونس از شکم ماهی نزد یهوه، خدای خود دعا کرد و گفت: «در تنگی خویش نزد خداوند فریاد برآوردم و او مرا مستجاب فرمود. از شکم هاویه فریاد کمک سر دادم و تو آواز مرا شنیدی. مرا به ژرفا افکنده بودی، به قعر دریاها؛ سیلابها مرا احاطه کرد، و همۀ موج و خیزابهایت مرا درنوردید. گفتم: ”از چشم تو افتادم. چگونه دیگربار بر قُدس تو خواهم نگریست؟“ آبهای خروشان جانم را تهدید کرد، ژرفا مرا در میان گرفت؛ خزهها گِرد سرم تنید. به بُنِ کوهها فرو رفتم، و زمین برای همیشه در بندم کشید. «اما تو حیاتم را از گور برکشیدی، تو ای یهوه، خدای من. چون جانم در اندرونم بیهوش میشد، خداوند را یاد کردم؛ دعایم به درگاه تو بلند شد و به معبد مقدس تو رسید. آنان که بتهای بیارزش را عبادت میکنند، وفاداری خویش را ترک میگویند. اما من با آواز شکرگزاری برای تو قربانی خواهم کرد، و نذرم را اَدا خواهم نمود. نجات از آن خداوند است.» پس خداوند ماهی را امر فرمود، و ماهی یونس را بر زمین خشک قِی کرد.'