راههای خدا با راههای ما و افکارش با افکار ما تفاوت دارند (اشعیا ۵۵:۸). ما درستی این را زمانی درک میکنیم که میبینیم خدا در طول کتابمقدس، افرادی را جهت خدمت، و برای وظایفی خاص، فراخوانده است. از داوود، کوچکترین پسر یسا که از نظر انسانی، فرد مهمی به حساب نمیآمد، گرفته (۱سموئیل ۱۶) تا سولس، که آزاردهندۀ مسیحیان بود (اعمال ۹)، میبینیم که انتخاب آنانی که توسط خدا خوانده شدند، اغلب قضاوتهای انسانی ما را به چالش میکشد.
مریم دختری جوان بود که نامزد یک نجار شده بود. آنها در یکی از دورافتادهترین نقاط امپراتوری روم زندگی میکردند. هیچ چیز در گذشتهاش وجود نداشت که بتواند او را برای آنچه از جبرائیل میشنید، آماده کند. او مخصوصاً انتخاب شده-و مورد لطف خداوند- بود، اما بهنظر میرسد این لطف، شامل چیزهایی که امروزه بهعنوان لطف الاهی تصور میکنیم، نمیشد: یعنی چیزهایی مثل سلامتی، ثروت یا مدارج بالای اجتماعی.
«لطف» خداوند برای او این بود که کودکی را خارج از پیمان زناشویی به دنیا بیاورد (که حتی میتوانست منجر به سنگسار او شود)- آن هم فرزندی که قرار بود بعدها بهعنوان مجرم اعدام شود. تجربۀ مریم باید به ما یادآور شود که الطاف خداوند با معیارهای انسانی ما برای مقبولیت، ثروت، یا راحتی هیچ ارتباطی ندارند و ضمانتی نیز برای راحت انجام دادن آنها وجود ندارد.
ما نیز مانند مریم، با باز کردن خود به روی آنچه خدا به ما ارزانی داشته، تشویق شدهایم تا در اعتماد، قدم برداریم؛ و همینطور، مانند او به چالش کشیده میشویم تا «قدم به درون ناشناختهها گذاشته و دستان خود را در دست خدا بگذاریم» (مینی لوئیس هسکینز، دروازۀ سال).
Bible Study
انجیل لوقا ۱:۲۶-۳۸
در ماه ششم، جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهری در جلیل فرستاده شد که ناصره نام داشت، تا نزد باکرهای مریم نام برود. مریم نامزد مردی بود، یوسف نام، از خاندان داوود. فرشته نزد او رفت و گفت: «سلام بر تو، ای که مورد لطف قرار گرفتهای. خداوند با توست.» مریم با شنیدن سخنان او پریشان شد و با خود اندیشید که این چگونه سلامی است. امّا فرشته وی را گفت: «ای مریم، مترس! لطف خدا شامل حال تو شده است. اینک آبستن شده، پسری خواهی زایید و نامش را عیسی خواهی نهاد. او بزرگ خواهد بود و پسر خدای متعال خوانده خواهد شد. خداوندْ خدا تخت پادشاهی پدرش داوود را به او عطا خواهد فرمود. او تا ابد بر خاندان یعقوب سلطنت خواهد کرد و پادشاهی او را هرگز زوالی نخواهد بود.» مریم از فرشته پرسید: «این چگونه ممکن است، زیرا من با مردی نبودهام؟» فرشته پاسخ داد: «روحالقدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند. از این رو، آن مولودْ مقدّس و پسر خدا خوانده خواهد شد. اینک اِلیزابِت نیز که از خویشان توست، در سن پیری آبستن است و پسری در راه دارد. آری، او که میگویند نازاست، در ششمین ماهِ آبستنی است. زیرا نزد خدا هیچ امری ناممکن نیست!» مریم گفت: «کنیزِ خداوندم. آنچه دربارۀ من گفتی، بشود.» آنگاه فرشته از نزد او رفت. '
مزمور ۸۹
محبتهای خداوند را تا به ابد خواهم سرایید؛ به دهان خویش امانت تو را به جمیع نسلها خواهم شناسانید. زیرا گفتم که محبت تا به ابد بنا خواهد شد، و وفاداریِ خود را در آسمانها استوار خواهی ساخت! گفتی که «با برگزیدۀ خود عهد بستهام، و برای خدمتگزار خویش داوود سوگند خوردهام که: ”نسل تو را تا به ابد استوار خواهم ساخت و تخت تو را در تمامی نسلها بنا خواهم کرد.“» سِلاه خداوندا، باشد که آسمانها شگفتیهای تو را بستایند، و امانت تو را در جمع قُدْسیان. زیرا کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد؟ و کیست در میان موجودات آسمانی که مانند خداوند باشد؟ خدا در شورای قُدْسیان بینهایت مَهیب است؛ از او میباید ترسید، بیش از همۀ آنان که گرداگرد اویند. ای یهوه، خدای لشکرها، کیست مانند تو؟ خداوندا، تو نیرومندی و امانت تو احاطهات کرده است. بر خروش دریا فرمان میرانی، و چون امواجش برخیزند، آنها را فرو مینشانی. رَهَب را چون لاشهای فرو کوفتی، و به بازوی نیرومند خویش دشمنانت را پراکنده ساختی. آسمان از آن توست و زمین نیز از آن تو. جهان را، و هر چه را که در آن است، تو بنیان نهادی. شمال و جنوب را تو آفریدی؛ تابور و حِرمون به نام تو بانگ شادی برمیآورند. بازوی تو نیرومند است، دست تو تواناست، و دست راستت برافراشته. عدل و انصاف اساس تخت توست، محبت و وفاداری پیش رویت میخرامند. خوشا به حال آنان که آواز شادمانی را میشناسند، و در نور روی تو، ای خداوند، گام برمیدارند. زیرا که تو جلال و قوّت ایشانی، و به لطف خویش شاخ ما را برمیافرازی. زیرا سپر ما از آنِ خداوند است، و پادشاه ما از آنِ قدوس اسرائیل. زمانی در عالم رؤیا سخن گفتی، و به سرسپردگان خویش چنین فرمودی: «دلاوری را یاری رساندهام، و برگزیدهای از قوم را سرافراز ساختهام. خدمتگزار خویش داوود را یافتهام، و او را به روغن مقدسِ خویش مسح کردهام. دست من با او خواهد بود، و بازوی من او را نیرومند خواهد ساخت. دشمن از او بهره نخواهد کشید، و ظالم بر او ستم نخواهد کرد. خصمانش را از برابر او تار و مار خواهم کرد، و نفرتکنندگانش را از پا در خواهم آورد. امانت و محبتِ من همراه او خواهد بود، و در نام من، شاخ او برافراشته خواهد شد. دست او را بر دریا مسلط خواهم ساخت، دست راست او را بر نهرها. او مرا ندا در داده، خواهد گفت: ”تو پدر من هستی، خدای من و صخرۀ نجاتم!“ من نیز او را فرزندِ ارشدِ خویش خواهم ساخت، رفیعترین در میان پادشاهان جهان. محبت خود را به او تا به ابد پاس خواهم داشت، و عهد من با او پایدار خواهد بود. سلسلۀ او را تا به ابد استوار خواهم ساخت، و تخت او را همچون روزهای آسمان. اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند، و مطابق قوانین من سلوک ننمایند؛ اگر فرایض مرا زیر پا گذارند، و فرامین مرا نگاه ندارند، آنگاه عِصیان ایشان را به چوبْ تنبیه خواهم کرد، و تقصیرشان را به تازیانه؛ ولی محبتم را از او دریغ نخواهم داشت، و در وفاداری خویش خیانت نخواهم ورزید. عهد خود را بیحرمت نخواهم ساخت و آنچه را از دهانم صادر شد، تغییر نخواهم داد. یک بار برای همیشه به قدوسیت خود سوگند خوردم، و به داوود دروغ نخواهم گفت، که سلسلۀ او تا به ابد پابرجا خواهد ماند و تخت او در حضور من همچو خورشید؛ همچون ماه جاودانه استوار خواهد بود، چون شاهدی امین در آسمان.» سِلاه اما اکنون تو روی گردانیده، او را طرد کردهای و بهغایت بر مسیح خود غضبناک گشتهای! عهد خود را با خدمتگزارت باطل کردهای، و تاج او را بر زمین افکنده، بیحرمت ساختهای. همۀ حصارهایش را در هم شکستهای و استحکاماتش را یکسره ویران کردهای. رهگذران جملگی او را چپاول میکنند، و مایۀ ریشخند همسایگان گردیده است. دست راستِ خصمان وی را برافراشتهای، و همۀ دشمنانش را شادمان ساختهای. دم شمشیرش را برگردانیدهای و او را در نبرد بر پا نداشتهای. جلال او را منقطع ساختهای و تخت سلطنتش را به خاک نشاندهای. روزهای جوانیاش را کوتاه کردهای، و او را به ردای خجالت پوشانیدهای. سِلاه ای خداوند تا به کِی؟ آیا تا به ابد خود را پنهان خواهی کرد؟ تا به کی آتش خشم تو افروخته خواهد بود؟ به یاد دار که ایام حیاتم چه کوتاه است! تو جملۀ بنی آدم را برای چه بطالتی آفریدهای! کدام انسان است که زیست کند و مرگ را نبیند، کیست که جان خویش از دست هاویه خلاصی تواند داد؟ سِلاه خداوندگارا، کجاست آن محبت نخستین تو، که به امانت خویش برای داوود سوگند خوردی؟ خداوندگارا، طعنههایی را که بر خدمتگزارت میزنند به یاد آر، که آنها را در سینۀ خود از قومهای بسیار متحمل میگردم، که دشمنانت بدانها ریشخندم میکنند، و هر قدمی را که مسیح تو برمیدارد، به مسخره میگیرند. خداوند تا به ابد متبارک باد! آمین و آمین!
۲سموئیل ۷:۱-۱۱، ۱۶
چون داوود پادشاه در خانۀ خود ساکن شد و خداوند او را از تمامی دشمنان اطرافش آسودگی بخشید، به ناتان نبی گفت: «ببین چگونه من در خانهای از چوب سرو آزاد ساکنم، حال آنکه صندوق خدا در خیمهای سکونت دارد.» ناتان به پادشاه گفت: «برو و هرآنچه در دل داری به جای آور، زیرا خداوند با توست.» اما همان شب، کلام خداوند بر ناتان نازل شده، گفت: «برو و به خادم من داوود بگو، ”خداوند چنین میفرماید: آیا تو برای سکونت من خانهای بنا میکنی؟ از روزی که بنیاسرائیل را از مصر برآوردم تا به امروز در خانهای ساکن نشدهام، بلکه در خیمۀ مسکن خود از جایی به جای دیگر نقل مکان کردهام. آیا در همۀ نقاطی که با تمامی بنیاسرائیل نقل مکان کردم، به هیچیک از پیشوایان اسرائیل که ایشان را به شبانی قوم خویش اسرائیل امر فرمودم، کلمهای گفتم که، ’چرا برای من خانهای از چوب سرو آزاد نساختهاید؟“‘ پس اکنون به خدمتگزارم داوود بگو: ”یهوه، خدای لشکرها چنین میفرماید: من تو را از چراگاه، از پی گوسفندان برگرفتم تا پیشوای قوم من اسرائیل باشی. من هر جا که میرفتی، با تو بودم و دشمنانت را جملگی از پیش رویت منقطع ساختم. اکنون نام تو را بزرگ خواهم ساخت، همچون نام بزرگمردان جهان. من برای قوم خود اسرائیل مکانی تعیین خواهم کرد و ایشان را غرس خواهم نمود تا در مکان خویش سکونت گزینند و دیگر جا به جا نشوند. شریران دیگر همچون گذشته بر ایشان ستم نخواهند کرد، چنانکه از آن هنگام که داوران بر قوم خود اسرائیل برگماشتم. و تو را از همۀ دشمنانت آسودگی خواهم بخشید. افزون بر این، خداوند به تو اعلام میکند که او برایت خانهای خواهد ساخت. خاندان و پادشاهی تو تا ابد نزد من پایدار خواهد بود و تخت سلطنتت جاودانه استوار خواهد ماند.“» '