Today's word: افسسیان ۶:‏۱۰-‏۲۰ | Bible Study: مزمور ۴۲مزمور ۴۳میکاه ۳:‏۱-‏۸

در چک‌لیست اقلام مورد نیاز برای اردوهای مدرسه که در آنها شرکت کرده‌ام، همیشه این جمله دیده می‌شد: «پوشاک و کفش مناسب را فراموش نکنید.» اگر برای بالا رفتن از کوه، دمپایی بپوشید، بهتر است اصلاً راه نیفتید. یک بار سعی کردم همراه با گروهی از همکلاسی‌ها موج‌سواری یاد بگیرم، اما حتی پیش از اینکه به آب نزدیک شوم، بدجور دماغ‌سوخته شدم، چون لباس غواصی‌ام را پشت و رو پوشیده بودم (چه کسی می‌دانست که زیپ در پشت لباس است، نه در جلو؟).
پولس نامهٔ خود به افسسیان را با این دعوت به عمل به پایان می‌بَرَد. این برای بعضی ممکن است به شکلی آزاردهنده، نظامی به‌نظر برسد، اما می‌تواند به درک شرایط زندگی در امپراتوری روم کمک کند. اگر کاری بود که روم به‌خوبی انجام می‌داد، اثبات قدرت نظامی‌اش بود. چنانچه روم می‌خواست اقتدار خود را به رخ بکشد، کافی بود نمایشی از توان نظامی‌اش ترتیب دهد تا در دل بی‌باک‌ترین مخالفین خود رُعب و وحشت ایجاد کند. پولس غالباً با این واقعیت بازی می‌کند و سپس پیام را واژگون می‌سازد تا ثابت کند که کسی که به‌راستی قدرت را در دست دارد، خداست.

برای پولس، کشمکش میان خیر و شرّ واقعیتی روزمره بود و می‌خواست مخاطبینش در پایان این نامه این نکته را به‌یاد داشته باشند. او نامه را با دعا به پایان می‌رساند و به ایشان یادآوری می‌کند که گرچه برای او بهای شاگردی، تحمل حبس بوده، اما شادی و امید چشمگیر و خیره‌کنندهٔ آن، همانا اعتماد به خداوندگار است.

Today's Prayer

ای خداوندگارِ قیام‌کرده و صعودکرده،
حال که در پیروزی تو شادی می‌کنیم،
کلیسایت را بر زمین با قدرت و شفقت آکنده ساز،
تا جمیع آنانی که در اثر گناه، دور افتاده‌اند،
بخشایش گناهان را بیابند و آرامش تو را بچشند،
برای جلال خدای پدر.

Bible Study

افسسیان ۶:‏۱۰-‏۲۰

باری، در خداوند، و به پشتوانۀ قدرت مقتدر او، نیرومند باشید. اسلحۀ کامل خدا را بر تن کنید تا بتوانید در برابر حیله‌های ابلیس بایستید. زیرا ما را کشتی گرفتن با جسم و خون نیست، بلکه ما علیه قدرتها، علیه ریاستها، علیه خداوندگاران این دنیای تاریک، و علیه فوجهای ارواح شریر در جایهای آسمانی می‌جنگیم. پس اسلحۀ کامل خدا را بر تن کنید، تا در روز شرّ شما را یارای ایستادگی باشد، و بتوانید پس از انجام همه چیز، بایستید. پس استوار ایستاده، کمربند حقیقت را به میان ببندید و زرۀ پارسایی را بر تن کنید، و کفش آمادگی برای اعلام انجیلِ سلامتی را به پا نمایید. افزون بر این همه، سپر ایمان را برگیرید، تا بتوانید با آن، همۀ تیرهای آتشین آن شریر را خاموش کنید. کلاهخود نجات را بر سر نهید و شمشیر روح را که کلام خداست، به دست گیرید. و در همه وقت، با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنید و برای همین بیدار و هوشیار باشید و پیوسته با پایداری برای همۀ مقدسین دعا کنید. برای من نیز دعا کنید، تا هرگاه دهان به سخن می‌گشایم، کلام به من عطا شود تا راز انجیل را دلیرانه اعلام کنم، که سفیر آنم، هرچند در زنجیر! دعا کنید که آن را با شهامت اعلام کنم، چنانکه شایسته است.

مزمور ۴۲

چنانکه آهو سراپا مشتاق نهرهای آب است، همچنان، ای خدا، جان من به‌شدت مشتاق توست. جان من تشنۀ خداست، تشنۀ خدای زنده، که کی بیایم و به حضور او حاضر شوم. اشکهایم روز و شب خوراک من است، چون تمامی روز مرا گویند: «خدای تو کجاست؟» از دل فغان برمی‌آورم چون ایامی را یاد می‌آورم که با جماعت می‌رفتم، و آنان را به خانۀ خدا رهنمون می‌شدم، در میان فریادهای شادمانی و شکرگزاریِ جمعیت جشن‌گیرندگان. ای جان من، چرا افسرده‌ای؟ چرا در اندرونم پریشانی؟ بر خدا امید دار، زیرا که او را باز خواهم ستود؛ او را که رهانندۀ من و خدای من است. جانم در اندرونم افسرده است؛ از این رو تو را یاد خواهم کرد، از سرزمین اردن و بلندیهای حِرمون، و از کوه مِصعار. ژرفا به ژرفا خبر می‌دهد از خروش آبشارهای تو؛ امواج و سیلابهای تو، جملگی از سرم گذشته است. در روز، خداوند محبتش را عنایت می‌کند، و در شب، سرودش با من است، دعایی به درگاه خدای حیاتبخشم. به خدا که صخرۀ من است، می‌گویم: «چرا مرا از یاد برده‌ای؟ چرا باید از جور دشمن به روز سیاه بنشینم؟» طعنۀ خصم استخوانهایم را خُرد کرده، چراکه تمامی روز مرا گوید: «خدای تو کجاست؟» ای جان من، چرا افسرده‌ای؟ چرا در اندرونم پریشانی؟ بر خدا امید دار، زیرا که او را باز خواهم ستود؛ او را که رهانندۀ من و خدای من است.

مزمور ۴۳

خدایا، مرا داد بده و به دفاع از حق من در برابر قوم خدانشناس برخیز؛ مرا از چنگ مردمان حیله‌گر و ظالم برهان! زیرا تویی خدایی که به او پناه می‌برم؛ چرا مرا از خود رانده‌ای؟ چرا باید از جور دشمن به روز سیاه بنشینم؟ نور و حقیقت خود را بفرست تا هدایتم کنند، و مرا به کوه مقدس و مسکن خاص تو بیاورند! آنگاه به مذبح خدا خواهم آمد، نزد خدایی که شادی و سرور من است؛ و تو را، ای خدا، ای خدای من، با بربط خواهم ستود. ای جان من، چرا افسرده‌ای؟ چرا در اندرونم پریشانی؟ بر خدا امید دار، زیرا که او را باز خواهم ستود؛ او را که رهانندۀ من و خدای من است.

میکاه ۳:‏۱-‏۸

آنگاه گفتم: ای سران یعقوب، و ای حاکمان خاندان اسرائیل، بشنوید! آیا بر شما نیست که انصاف را به جا آرید؟ ای شما که از نیکویی بیزارید و بدی را دوست می‌دارید؛ پوست از تن قوم من می‌کَنید، و گوشت از استخوانهای ایشان. گوشتِ تن قوم مرا می‌خورید و پوست از تنشان کنده، استخوانهایشان را خرد می‌کنید؛ آنها را همچون گوشتِ داخل دیگ تکه تکه می‌کنید، آری، همچون گوشتِ درون پاتیل. پس نزد خداوند فریاد بر خواهند آورد، اما ایشان را اجابت نخواهد کرد، بلکه روی خود را در آن زمان از ایشان خواهد پوشانید زیرا که شرارت ورزیده‌اند. خداوند دربارۀ انبیایی که قوم مرا گمراه می‌کنند چنین می‌گوید، دربارۀ آنان که چون خوراک فراوان دارند ندای ’صلح و سلامت‘ سر می‌دهند، اما اگر کسی طعامی در دهانشان نگذارد، به وی اعلام جنگ می‌کنند. پس برای شما شب خواهد بود، بدون هیچ رؤیایی، و ظلمت خواهد بود، بدون هیچ پیشگویی. آفتاب بر انبیا غروب خواهد کرد و روز بر ایشان تاریک خواهد شد؛ رؤیابینانْ شرمسار خواهند گردید، و پیشگویان، رسوا خواهند گشت. جملگی روی خود را خواهند پوشانید، زیرا پاسخی از جانب خدا نخواهد بود. اما من به روح خداوند از قوّت پر گشته‌ام، از انصاف و توانایی؛ تا یعقوب را از عِصیانش آگاه سازم، و اسرائیل را از گناهش.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *