Today's word: اول سموئیل ۲:‏۱-‏۱۰ | Bible Study: مزمور ۸۵مزمور ۱۵۰مرقس ۳:‏۳۱ تا آخر

ملاقات مریمِ باکرهٔ خجسته با الیزابتدر چنین روزی که ملاقات الیزابت و مریمِ باکرهٔ باردار را گرامی می‌داریم، به‌یاد رویدادهایی می‌افتیم که مربوط به دوره‌های پیشین در تاریخ اسرائیل است. سرود مریم بر پایهٔ سرودی قدیمی‌تر بنا شده که از زبان زنی به نام حنّا جاری شد.

مریم پی برد که اگر خدا او را برگزیده و مفتخر ساخته، او را که زنی باکره و بی‌نام و نشان روستایی است، پس قطعاً جهانی نوین می‌رود تا آغاز شود، یعنی یک انقلاب اجتماعی که تمام امور را واژگون خواهد ساخت. او در سرود خود گفت که خداوند بر «من» نظر افکنده است. در وصف مریم گفته شده که او «نفر اول از افراد حقیر» است. او نخستین نشانه از فرارسیدن پادشاهی و ملکوتی است که در آن، فقیران، بی‌دفاعان، و مطرودان از جایگاهی ممتاز برخوردار خواهند بود و عملاً طریق‌های خدا را در این دنیا خدمت و اعلان خواهند کرد.

حنّا باکره نبود. او نازا بود. اما بکارت و نازایی در کتاب مقدس، نمادهای ناتوانی انسان است. این‌ها وضعیت‌هایی هستند که فقط زمانی می‌توانند تبدیل به هدایای زندگی گردند که خدا اراده کند.

داستان حنّا در سرآغاز قصهٔ دور و دراز سموئیل یافت می‌شود. این قصه که در دو جلد بازگو شده، حکایت سفر قوم اسرائیل و تبدیل آنان از حالت قبیله‌ای به یک ملت و مملکت، و شخصیت‌های برجستهٔ سموئیل و داوود را بیان می‌کند. اما شهادت حنّا به‌جای اینکه داستان کوچک و تأثرانگیزی دربارهٔ مکان ظهور رهبران «واقعی» آن دوره باشد، کلید درک الهیاتی همهٔ مطالب بعدی است. سرود او گرامیداشت عصری است که همه چیز را واژگون می‌سازد.

Today's Prayer

ای خدای پرتوان،
ای تو که فیض بخشیدی تا الیزابت با مریم شادی کند
و او را همچون مادر خداوندگار تحیّت گفت:
بر خدمتگزاران حقیر خود با نظر لطف بنگر،
تا هم‌صدا با مریم، نام مقدست را تعظیم و تکریم نماییم،
و در تحسین پسر او و نجات‌دهندهٔ ما وجد کنیم،
هم‌او که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

اول سموئیل ۲:‏۱-‏۱۰

حَنّا دعا کرده، گفت: «دل من در خداوند به وجد می‌آید، و شاخ من در خداوند برافراشته شده است. دهانم بر دشمنانم فخر می‌کند، زیرا که در نجات تو شادمانم. «قدّوسی همچون یهوه نیست، زیرا غیر از تو دیگری نیست، و نه صخره‌ای همچون خدای ما. «سخنان کِبرآمیز دیگر مگویید، و غرور از دهانتان بیرون میاید؛ زیرا یهوه، خدای دانا است، و اعمال به او سنجیده می‌شود. کمانِ زورآوران شکسته شده، اما لغزش‌خوردگان کمر خود را به قوّت بسته‌اند. آنان که سیر بودند خویشتن را برای لقمه نانی اجیر ساخته‌اند، اما گرسنگان اکنون بی‌‌‌نیازند. زن نازا هفت فرزند زاده است، اما آن که فرزندان بسیار داشت، تنها مانده است. خداوند می‌میراند و زنده می‌کند؛ به گور فرو می‌برد و برمی‌خیزاند. خداوند فقیر می‌سازد و غنی می‌گرداند؛ پست می‌سازد و برمی‌افرازد. بینوا را از خاک بر پا می‌دارد، و نیازمند را از مَزبَله برمی‌گیرد تا آنان را با امیران نشانَد، و وارث کُرسی جلال گردانَد. زیرا ستونهای زمین از آنِ خداوند است، و جهان را بر آنها قرار داده است. «او قدمهای سرسپردگانِ خود را پاس می‌دارد، اما شریران در تاریکی خاموش خواهند شد، زیرا انسان به نیروی خود چیره نخواهد گشت. آنان که با خداوند دشمنی می‌ورزند، در هم خواهند شکست؛ او از آسمان بر ایشان رعد خواهد فرستاد. خداوند بر کَرانهای زمین داوری خواهد کرد؛ او پادشاهِ خود را نیرو خواهد بخشید و شاخ مسیح خود را بر خواهد افراشت.»

مزمور ۸۵

خداوندا، بر سرزمین خویش نظر لطف افکندی، و سعادت گذشته را به یعقوب بازگردانیدی! تقصیر قوم خود را آمرزیدی و همۀ گناهانشان را پوشانیدی! سِلاه تمامی غضب خویش را برگردانیدی و از حدت خشم خویش بازگشتی! ای خدای نجات ما، ما را بازگردان، و غضبت را از ما برگیر! آیا تا ابد بر ما خشم خواهی گرفت؟ آیا خشم خود را نسل اندر نسل طول خواهی داد؟ آیا دیگر بار احیای‌مان نخواهی کرد تا قومت در تو شادی کنند؟ خداوندا، محبت خویش را به ما بنما، و نجات خود را بر ما عنایت فرما! باشد که آنچه خداْ یهوه خواهد گفت، بشنوم؛ زیرا او به قوم خود، و به سرسپردگان خویش، سلامتی را ندا خواهد کرد؛ اما مباد که به سوی جهالت بازگردند. به‌یقین که نجات او به ترسندگانش نزدیک است، تا جلال در سرزمین ما ساکن شود. محبت و وفاداری با هم ملاقات خواهند کرد؛ عدالت و سلامتی یکدیگر را خواهند بوسید. وفاداری از زمین خواهد رویید، و عدالت از آسمان خواهد نگریست. آری، خداوند آنچه را نیکوست، عطا خواهد فرمود، و سرزمین ما حاصلخیز خواهد بود. عدالت پیشاپیش وی خواهد رفت و راهی برای قدمهای او مهیا خواهد ساخت.

مزمور ۱۵۰

للویاه! خدا را در قُدسش بستایید! او را در فَلَکِ پرقدرتش بستایید! او را به سبب کارهای مقتدرانه‌اش بستایید! او را فراخور عظمتِ بسیارش بستایید! او را با نوای کَرِنا بستایید! او را با چنگ و بربط بستایید! او را با دف و رقص بستایید! او را با سازهای زِهی و نی بستایید! او را با سَنجها بستایید! او را با سَنجهای بلندآوا بستایید! هر چه جان دارد خداوند را بستاید! هللویاه!

مرقس ۳:‏۳۱ تا آخر

آنگاه مادر و برادران عیسی آمدند. آنان بیرون ایستاده، کسی را فرستادند تا او را فرا خواند. جماعتی که گرد عیسی نشسته بودند، به او گفتند: «مادر و برادرانت بیرون ایستاده‌اند و تو را می‌جویند.» عیسی پاسخ داد: «مادر و برادران من چه کسانی هستند؟» آنگاه به آنان که گردش نشسته بودند، نظر افکند و گفت: «اینانند مادر و برادران من! هر که ارادۀ خدا را به جای آورَد، برادر و خواهر و مادر من است.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *