پطرس میفرماید که همواره آماده باشید تا از خود دفاع کنید. برای شروع گفتگو دربارهٔ ایمان و اعتقادات مسیحی، نیاز به مقداری اعتماد به نفس است. اما آن آمادگی که پطرس دربارهاش سخن میگوید مربوط به زمانی میشود که واکنش دیگران به ما، ستیزهجویانه یا خصومتآمیز باشد. قبلاً دیدیم که پطرس نامهٔ خود را خطاب به جوامعی مینویسد که در آنها، فعال بودن یا سخن گفتن علنی دربارهٔ اعتقادات خود ممکن است کار خطرناکی باشد. این چیزی است فراتر از حساس بودن نسبت به اوضاع و شرایط. در برخی نقاط دنیای امروز، این کاری است غیرقانونی. شایان توجه است که این سخنان پطرس در کنار تذکرات مکرر او در خصوص احتمال رنج و آزار به سبب ایمان و اعتقادات مسیحی ارائه شده است.
پطرس اجتماع پیرامون روزگار خود را ترسناک توصیف میکند. جوامعِ نگران و ناامن غالباً مکانهایی خطرناک برای اقلیتها هستند. انداختن تقصیر به گردن دیگران روشی است شناختهشده برای تأمین نیاز خود به احساس تسلط و سلطهجویی.
در چنین دنیایی، جماعتی که در امنیتی خاموش بهسر میبرد و کاری به جایگاه واقعی خود یا قدرت دنیوی ندارد، قطعاً بر دیگران تأثیرگذار خواهد بود. هنگامی که مردم متوجه میشوند شما امیدوار و بدون ترس زندگی میکنید و علت آن را جویا میشوند، باید آماده باشید تا این علت را برایشان توضیح دهید. در بیان این حقیقت، باید نرمخو و مؤدب باشید. دربارهٔ عیسی با ایشان سخن بگویید. آیا میتوانید چنین کنید؟
Today's Prayer
ای مسیحِ قیامکرده،
زخمهای تو بیانگر محبتت به دنیا
و اِعجاب حیات قیامکردهٔ تو هستند:
به ما شفقت و شهامت عنایت فرما
تا در راه آنانی که خدمتشان میکنیم، خطرات را بپذیریم،
برای جلال خدای پدر.
Bible Study
اول پطرس ۳:۱۳ تا آخر
اگر برای نیکویی کردن غیورید، کیست که به شما ضرر رساند؟ امّا حتی اگر در راه حق رنج دیدید، خوشا به حالتان! «از آنچه آنان میترسند شما مترسید و در هراس مباشید.» بلکه در دل خویش مسیح را به عنوان خداونْد مقدس شمارید و همواره آماده باشید تا هر کس دلیل امیدی را که در شماست بپرسد، او را پاسخ گویید، امّا بهنرمی و با احترام. وجدانتان را پاک نگاه دارید تا کسانی که رفتار نیک شما را در مسیح بد میگویند، از بدگویی خویش شرمسار شوند. زیرا اگر خواست خدا باشد، بهتر است برای نیکوکاری رنج ببرید تا بدکرداری. زیرا مسیح نیز یک بار برای گناهان رنج کشید، پارسایی برای بدکاران، تا شما را نزد خدا بیاورد. او در عرصۀ جسم کشته شد، امّا در عرصۀ روح، زنده گشت و در همان منزلت رفت و این را به ارواحی که در قرارگاه خود به سر میبردند اعلام کرد، همان ارواحی که در ایام گذشته نافرمانی کرده بودند، آنگاه که خدا در روزگار نوح که کشتی ساخته میشد، با شکیبایی انتظار میکشید. در آن کشتی تنها شماری اندک، یعنی هشت تن، به واسطۀ آب نجات یافتند. و آن آبْ نمونۀ تعمیدی است که اکنون نیز شما را نجات میبخشد، تعمیدی که نه زدودنِ آلودگی تن، بلکه تعهدِ وجدانیْ پاک است به خدا. این تعمید به واسطۀ رستاخیز عیسی مسیح شما را نجات میبخشد، همان که به آسمان رفت و اینک به دست راست خداست و فرشتگان و ریاستها و قدرتها مطیعش گشتهاند.
مزمور ۱۴۶
هَلِلویاه! ای جان من، خداوند را ستایش کن! تا زندهام خداوند را ستایش خواهم کرد؛ تا وجود دارم برای خدای خود سرود ستایش خواهم خواند. بر امیران توکل مکنید، بر آدمیزاد، که نزد او نجاتی نیست. چون روح او بیرون میرود، او به خاک برمیگردد، و در همان روز تدبیرهایش نابود میشود. خوشا به حال آن که خدای یعقوب یاور اوست، که امیدش بر یهوه خدای اوست؛ بر صانع آسمان و زمین، و دریا و هر چه در آن است، بر او که امانت را تا به ابد نگاه میدارد؛ که مظلومان را دادرسی میکند، و گرسنگان را خوراک میدهد. خداوند زندانیان را آزاد میسازد، خداوند چشمان کوران را میگشاید؛ خداوند خمشدگان را برمیافرازد، خداوند پارسایان را دوست میدارد. خداوند بر غریبان دیدبانی میکند، و حامی یتیمان و بیوهزنان است؛ اما راههای شریران را بیفرجام میگذارد. خداوند جاودانه پادشاهی میکند، خدای تو، ای صَهیون، در همۀ اعصار. هللویاه!
مزمور ۱۵۰
هللویاه! خدا را در قُدسش بستایید! او را در فَلَکِ پرقدرتش بستایید! او را به سبب کارهای مقتدرانهاش بستایید! او را فراخور عظمتِ بسیارش بستایید! او را با نوای کَرِنا بستایید! او را با چنگ و بربط بستایید! او را با دف و رقص بستایید! او را با سازهای زِهی و نی بستایید! او را با سَنجها بستایید! او را با سَنجهای بلندآوا بستایید! هر چه جان دارد خداوند را بستاید! هللویاه!
تثنیه ۲۴:۵ تا آخر
«مردی که بهتازگی زن گرفته باشد، با لشکر بیرون نرود و مکلف به انجام وظیفۀ عمومی دیگری نیز نشود. او تا یک سال در خانۀ خود آزاد بماند و زنی را که گرفته است خوش بسازد. «هیچکس آسیاب دستی، و یا سنگ رویین آسیاب را گرو نگیرد، زیرا این در حکم گرو گرفتن جان کسی است. «هرگاه کسی در حال رُبودن یکی از هموطنان اسرائیلیِ خود یافت شود و اگر با وی بدرفتاری کند و یا او را بفروشد، آن آدمرُبا باید کشته شود. بدینگونه بدی را از میان خود خواهید زدود. «دربارۀ بیماری جذام، به هوش باشید تا مطابق هرآنچه لاویان کاهن به شما تعلیم دهند، بهدقّت عمل کنید. آری، مطابق آنچه بدیشان فرمان دادهام، بهدقّت به عمل آورید. به یاد داشته باشید که یهوه خدایتان در راه با مریم چه کرد، آنگاه که از مصر بیرون میآمدید. «چون به همسایۀ خود هر گونه قرضی میدهی، نباید برای گرفتنِ گرو به خانۀ او داخل شوی. بلکه بیرون بایست تا کسی که به او قرض میدهی، گرو را نزد تو بیرون آورد. و اگر او مردی فقیر باشد، در گروِ او مخواب. بلکه هنگام غروب آفتاب گرو را به او بازگردان تا در آن بخوابد و برایت دعای خیر کند. و این در نظر یهوه خدایت برای تو پارسایی شمرده خواهد شد. «بر کارگرِ روزمزدی که فقیر و نیازمند است، خواه از برادرانت و خواه از غریبانی که در شهرهای سرزمین شما ساکنند، ظلم مکن. در همان روزِ کارش، تا آفتاب غروب نکرده، مزد او را بده، زیرا فقیر است و زندگیاش به همین مزد بسته است؛ مبادا بر ضد تو نزد خداوند فریاد برآوَرَد، و تقصیرکار گردی. «پدران به سبب فرزندانشان کشته نشوند، و نه فرزندان به سبب پدرانشان. هر کس برای گناه خودش کشته شود. «حق غریب یا یتیم را پایمال مکن، و جامۀ بیوهزن را گرو مگیر. به یاد داشته باش که خود در مصر غلام بودی و یهوه خدایت تو را از آنجا فدیه کرد؛ بنابراین، به تو فرمان میدهم چنین کنی. «چون محصول خود را در مزرعهات درو میکنی، اگر بافهای را در مزرعه فراموش کردی، برای برگرفتن آن باز مگرد؛ بگذار برای غریب و یتیم و بیوهزن باشد تا یهوه خدایت تو را در همۀ کارهای دستت برکت دهد. چون درخت زیتون خود را میتکانی، آن را برای بار دوّم متکان؛ بگذار برای غریب و یتیم و بیوهزن باشد. چون انگور تاکستان خود را میچینی، آن را برای بار دوّم مچین. بگذار برای غریب و یتیم و بیوهزن باشد. به یاد داشته باش که خود در سرزمین مصر غلام بودی. بنابراین، به تو فرمان میدهم چنین کنی.