امروزه اگر کسی، با اعتقادات رایج، این آیات را بدون کمک معلمی بخواند، قطعاً با نکات بسیاری برخورد خواهد کرد که برایش گیجکننده یا حتی اهانتآمیز خواهد بود. پطرس وقتی به مسیحیان تعلیم داد که اقتدار و مرجعیت همهٔ مقامات حکومتی را بپذیرند، چه مقصودی در ذهن داشت؟ یا همچنین وقتی به بردهها گفت که مطیع اربابها و صاحبان خود باشند و دستورات آنان را بپذیرند، حتی اگر رفتارشان خشونتآمیز باشد؟
برای آنانی که برای مسیح در محیطهایی فاقد درک متقابل و متخاصم زندگی میکنند، کمکی است که این نکته را بهعنوان یک خط مشی عملی درک کنند. برای مسیحیانی که در اقلیتهایی آسیبپذیر در میان جوامعی زندگی میکنند که در ایمان و ارزشهایی ایشان سهیم نیستند، این میتواند یک استراتژی یا خط مشی باشد برای بشارت. «کردارتان در میان بیایمانان… پسندیده باشد.» وقتی همچون غریبان، در رژیمهای اجتماعیای زندگی میکنید که به شما اجازهٔ اظهار نظر یا امکان برقراری ارتباط نمیدهند، عاقلانهترین راه ممکن است این باشد که بهگونهای زندگی کنید که سبب شود ایمانتان را تحسین کنند و موجب کنجکاوی و حتی جذب نظارهگران گردد. پطرس به منظور رفاه و الهام بخشیدن به چنین کسانی به ایشان یادآوری میکند که خودِ عیسی همراهشان است، همان عیسی که تسلیم رنج و بدرفتاری شد، بیآنکه تلاقی کند یا بدی را با بدی پاسخ گوید. واقعیت این است که در دنیای امروز، جوامعی از مسیحیان هست که درست به همین شکل زندگی میکنند.
چنانچه هرگز لازم نشده در چنین شرایطی وفاداری نشان دهیم، در این صورت شاید خوب باشد لحظهای مکث کرده، همین امروز برای آنانی دعا کنیم که از چنین زندگی دشواری، تجربهای گرانبها دارند.
Today's Prayer
ای مسیحِ قیامکرده،
زخمهای تو بیانگر محبتت به دنیا
و اِعجاب حیات قیامکردهٔ تو هستند:
به ما شفقت و شهامت عنایت فرما
تا در راه آنانی که خدمتشان میکنیم، خطرات را بپذیریم،
برای جلال خدای پدر.
Bible Study
اول پطرس ۲:۱۱ تا آخر
ای عزیزان، از شما تمنا دارم چون کسانی که در این جهان بیگانه و غریبند، از امیال نفسانی که با روح شما در ستیزند، بپرهیزید. کردارتان در میان بیایمانان چنان پسندیده باشد که هرچند شما را به بدکاری متهم کنند، با مشاهدۀ اعمال نیکتان، خدا را در روز دیدارش، تمجید نمایند. بهخاطر خداوند، تسلیم هر منصبی باشید که در میان انسانها مقرر گشته است، خواه پادشاه که مافوق همه است، و خواه والیان، که مأمور اویند تا بدکاران را کیفر دهند و نیکوکاران را تحسین کنند. زیرا خواست خدا این است که با کردار نیک خود، جهالت مردم نادان را خاموش سازید. همچون آزادگان زندگی کنید، امّا آزادی خود را پوششی برای شرارت مسازید، بلکه چون غلامان خدا زندگی کنید. همگان را حرمت بدارید، برادران را محبت کنید، از خدا بترسید و به پادشاه احترام بگذارید. ای غلامان، با کمال احترام تسلیم اربابان خود باشید، نه فقط تسلیم نیکان و مهربانان، بلکه کجخُلقان نیز. زیرا پسندیده است که کسی از آن رو که چشم بر خدا دارد، چون به ناحق رنج کشد، دردها را تحمل کند. امّا اگر به سبب کار خلاف تنبیه شوید و تحمّل کنید، چه جای فخر است؟ حال آنکه اگر نیکویی کنید و در عوض رنج ببینید و تحمّل کنید، نزد خدا پسندیده است. چه، برای همین فرا خوانده شدهاید، زیرا مسیح برای شما رنج کشید و سرمشقی گذاشت تا بر آثار قدمهای وی پا نهید. «او هیچ گناه نکرد، و فریبی در دهانش یافت نشد.» چون دشنامش دادند، دشنام پس نداد؛ و آنگاه که رنج کشید، تهدید نکرد، بلکه خود را به دست داور عادل سپرد. او خودْ گناهان ما را در بدن خویش بر دار حمل کرد، تا برای گناهان بمیریم و برای پارسایی زیست کنیم، همان که به زخمهایش شفا یافتهاید. زیرا همچون گوسفندان گمراه شده بودید، امّا اکنون به سوی شبان و ناظر جانهایتان بازگشتهاید.
مزمور ۵۷
مرا فیض عطا فرما، خدایا، مرا فیض عطا فرما! زیرا جان من در تو پناه میجوید؛ زیر سایۀ بالهایت پناه میگیرم، تا این بلایا بگذرد. نزد خدای متعال فریاد برمیآورم، نزد خدایی که مقصودش را برای من به انجام میرساند. از آسمان فرستاده، مرا نجات خواهد داد؛ و آنان را که بر من پا میگذارند توبیخ خواهد کرد؛ سِلاه خدا محبت و وفاداری خود را خواهد فرستاد. جانم در میان شیران است، در میان آتشافروزان میخوابم؛ در میان آدمیانی که دندانهایشان نیزهها و تیرهاست، و زبانشان شمشیرِ برّان. خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد! در برابر پاهایم دام گستردند، و جانم خم گردید! بر سر راهم چاه کندند، اما خود بدان فرو افتادند. سِلاه دل من مستحکم است، خدایا، دل من مستحکم است؛ سرود خواهم خواند و خواهم نواخت. ای جان من، بیدار شو! ای چنگ و بربط بیدار شوید! من سپیدهدم را بیدار خواهم کرد! خداوندگارا، تو را در میان ملتها خواهم ستود، و از بهر تو در میان طوایف خواهم سرایید. زیرا محبت تو عظیم است، تا به آسمانها، و وفاداریت تا به ابرها! خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد!
مزمور ۱۴۸
هللویاه! خداوند را از آسمان بستایید، در عرش برین او را بستایید. ای همۀ فرشتگانش او را بستایید، ای همۀ لشکریانش، او را بستایید. ای خورشید و ماه، او را بستایید، ای همۀ ستارگان درخشان، او را بستایید. ای فلکالافلاک، او را بستایید، و ای آبهایی که فوق آسمانهایید. اینان همه نام خداوند را بستایند، زیرا که او امر فرمود، و آفریده شدند. و آنها را بر پا داشت، تا ابدالآباد، و فریضهای قرار داد که از آن در نتوان گذشت. خداوند را از زمین بستایید، ای جانداران بزرگ دریایی و همۀ ژرفاها؛ ای آذرخش و تگرگ و برف و ابر، و ای بادهای توفانی که امر او را به جا میآورید! ای کوهها و همۀ تپهها، ای درختان میوه و همۀ سروها؛ ای وحوش و همۀ چارپایان، ای خزندگان و پرندگان بالدار؛ ای شاهان زمین و تمامی قومها، ای امیران و همۀ حکام جهان؛ ای مردان جوان و دوشیزگان، ای پیران و ای جوانان. اینان همه، نام خداوند را بستایند، زیرا تنها نام او متعال است؛ شکوه او فوق زمین و آسمان است. او شاخی برای قوم خود برافراشته است، ستایش برای همۀ سرسپردگانش، برای بنیاسرائیل که قومی نزدیک به اویند. هللویاه!
تثنیه، فصل ۱۹
«آنگاه که یهوه خدایتان اقوامی را که سرزمینشان را به شما میدهد منقطع سازد، و شما وارث ایشان شده، در شهرها و خانههایشان ساکن شوید، سه شهر در سرزمینی که یهوه خدایتان به شما به ملکیت میدهد، برای خود جدا کنید. فاصلهها را اندازه بگیرید و سرزمینی را که یهوه خدایتان به شما به ملکیت میدهد به سه قسمت تقسیم کنید، تا هر قاتلی بتواند به آنجا بگریزد. «این است حکم قاتلی که با گریختن به آنجا زنده میماند: هرگاه کسی نادانسته همنوع خود را بکشد، بیآنکه با او دشمنیِ قبلی داشته باشد. برای مثال، کسی که با همسایۀ خود برای بریدن درخت به جنگل برود، و هنگامی که با دستش تبر را برای قطع کردن درخت بلند میکند، سَرِ تبر از دسته جدا شده به همسایهاش برخورَد و او بمیرد. چنین کسی میتواند با گریختن به یکی از این شهرها زنده بماند، مبادا خونخواهِ مقتول در شدت خشم خود قاتل را تعقیب کرده، به سبب راه طولانی، به او برسد و او را بکشد، حال آنکه سزاوار مرگ نبوده زیرا پیشتر بر مقتول بُغض نداشته است. اگر یهوه خدایتان، همانگونه که برای پدرانتان سوگند خورد، حدود شما را وسیع گردانید و تمامی سرزمینی را که به پدرانتان وعده داده بود، به شما بخشید - از این رو به شما فرمان میدهم که سه شهر برای خود جدا کنید. مشروط به آن که همۀ فرامینی را که امروز به شما امر میفرمایم بهدقّت به جای آرید، یعنی یهوه خدای خود را دوست داشته، پیوسته در راه او گام بردارید - آنگاه سه شهر دیگر نیز بر این سه بیفزایید، تا خون ناحق در سرزمینی که یهوه خدایتان به شما به میراث میدهد ریخته نشود، و خون کسی بر گردن شما نباشد. «اما اگر کسی از همسایۀ خویش کینه داشته، در کمین وی باشد و بر وی حمله آورده، او را به ضربِ کشنده بزند که بمیرد، و به یکی از این شهرها بگریزد، آنگاه مشایخ شهرش فرستاده، او را از آنجا بگیرند و به خونخواهِ مقتول تسلیم کنند تا کشته شود. چشم تو بر او ترحم نکند. بر شماست که لکۀ خونِ ناحق را از میان اسرائیل پاک کنید تا برای شما نیکو باشد. «در سرزمینی که یهوه خدایتان برای تصرف به شما میدهد، در مِلکی که به دست خواهید آورد، مرز همسایۀ خویش را که پیشینیان نهادهاند، تغییر ندهید. «شهادت تنها یک تن علیه کسی، برای اثبات هیچ جرم یا گناهی، از هر قبیل کارِ خلاف که شخص مرتکب شده باشد، کافی نیست. به گواهی دو یا به گواهی سه شاهد هر سخنی ثابت خواهد شد. هرگاه شاهدی مُغرِض بر کسی برخاسته، او را به ارتکاب جرمی متهم کند، آنگاه هر دو طرفِ دعوا باید در پیشگاه خداوند، نزد کاهنان و داورانی که در آن زمان بر سر کارند، حاضر شوند. داوران باید بهدقّت تفحص کنند، و اگر شاهد، شاهدی دروغین است و به دروغ بر ضد برادرش شهادت داده است، آنگاه با وی همان کنید که قصد داشت با همنوعش کند. بدینگونه بدی را از میان خود خواهید زدود و دیگران شنیده، خواهند ترسید، و دیگر هرگز مرتکب چنین عمل زشتی در میان شما نخواهند شد. چشم تو ترحم نکند: جان به عوض جان باشد، چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان، دست به عوض دست، و پا به عوض پا.