پولس اعلام میدارد که «اما اکنون…» خدا مشکل بشریت را سرانجام در عیسای مسیح حل کرده، چرا که او در تاریخ به شکلی قاطع عمل کرد تا همه چیز را تغییر دهد. این فدیه و نجات در عیسای مسیح، هم کانون نامهٔ پولس را تشکیل میدهد و هم لولای دری که تمام تاریخ بر آن میچرخد.
نقطهٔ محوری تمام اینها، ایمان و اعتماد است- به یونانی «پیستیس» و کلمات مرتبط با آن. خدا که بهتنهایی عادل است، وفادار و قابل اعتماد نیز میباشد. خدا قربانی نجاتبخش کفاره را به عیسای مسیح سپرد، هماو که با اعتماد به وفاداری و امانت خدا، ثابت کرد که خودش نیز وفادار است و جان خود را در راه ما فدا ساخت. وفاداری خدا سبب میشود به این شخص قابل اعتماد ایمان بیاوریم و بهواسطهٔ او، فدیه را دریافت کنیم و زیر بارِش پارسایی قرار بگیریم.
بدینسان، لازم است درک کنیم که طبق نظر پولس، «ایمان به مسیح» در دو جهت عمل میکند. نخست، ایمان در بطن مسیح را مشاهده میکنیم که در رابطهٔ او با پدر آسمانیاش متجلی شده است، زیرا او به خدا وفادار است و شایستهٔ اعتماد خدا به شخص خود میباشد. و دوم، در نتیجهٔ این، میتوانیم مسیح را قابل اعتماد بدانیم و از اینرو، به او اعتماد- یعنی ایمان- داشته باشیم. به این ترتیب، میبینیم که در فروریزیِ پارسایی از خدا بهسوی مسیح قرار گرفتهایم.
پولس فصلهای بعدی را به تشریح این استدلال فشرده اختصاص میدهد. خبر خوش این است که خدا در عیسای مسیح، هر کار لازم را برای نجات ما انجام داده و آن را بهعنوان هدیهٔ رایگان مبتنی بر فیض به ما ارزانی میدارد.
Today's Prayer
خداوندا، ای که هر چیز نیکو از تو میآید:
به ما خادمین حقیرت عنایت فرما
تا با الهامات مقدس تو،
به اموری بیندیشیم که نیکو هستند،
و با هدایت دلسوزانهات، همانها را بهجا بیاوریم؛
بهواسطهٔ خداوندگارمان، عیسای مسیح،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
رومیان ۳:۲۱ تا آخر
امّا اکنون جدا از شریعت، آن پارسایی که از خداست به ظهور رسیده است، چنانکه شریعت و پیامبران بر آن گواهی میدهند. این پارسایی که از خداست از راه ایمان به عیسی مسیح است و نصیب همۀ کسانی میشود که ایمان میآورند. در این باره هیچ تفاوتی نیست. زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا کوتاه میآیند. امّا به فیض او و به واسطۀ آن بهای رهایی که در مسیحْ عیسی است، بهرایگان پارسا شمرده میشوند. خدا او را چون کفّارۀ گناهان عرضه داشت، کفّارهای که توسط خون او و از راه ایمان حاصل میشود. او این را برای نشان دادن عدالت خود انجام داد، زیرا در تحمل الهی خویش، از گناهانی که پیشتر صورت گرفته بود، چشم پوشیده بود. او چنین کرد تا عدالت خود را در زمان حاضر ثابت کند، و تا خودْ عادل باشد و کسی را نیز که به عیسی ایمان دارد، پارسا بشمارد. پس دیگر چه جای فخر است؟ از میان برداشته شده است! بر چه پایهای؟ بر پایۀ شریعتِ اعمال؟ نه، بلکه بر پایۀ قانون ایمان. زیرا ما بر این اعتقادیم که انسان از راه ایمان و بدون انجام اعمالِ شریعت، پارسا شمرده میشود. آیا خدا فقط خدای یهودیان است؟ آیا خدای غیریهودیان نیست؟ البته که او خدای غیریهودیان نیز هست. زیرا تنها یک خدا وجود دارد، و این خدا ختنهشدگان را بر پایۀ ایمان و ختنهناشدگان را نیز بر پایۀ همان ایمان، پارسا خواهد شمرد. پس آیا شریعت را با این ایمان باطل میسازیم؟ هرگز! بلکه آن را استوار میگردانیم.
مزمور ۱۴۷
هللویاه، زیرا خدای ما را سرائیدن نیکوست و دلپذیر و شایسته است ستایش او. خداوند اورشلیم را بنا میکند، و راندهشدگان اسرائیل را گرد میآورد. دلشکستگان را التیام میبخشد، و زخمهایشان را میبندد. شمار ستارگان را تعیین میکند، و هر یک از آنها را به نام میخواند. بزرگ است خداوندگار ما و بسیار نیرومند، درک او نامتناهی است. خداوند فروتنان را برمیافرازد، اما شریران را بر زمین میافکند. خداوند را با شکرگزاری بسرایید، با چنگ برای خدای ما بنوازید. او آسمان را به ابرها میپوشاند، و برای زمین باران مهیا میکند، و سبزه را بر کوهها میرویاند. او حیوانات را خوراک میدهد، زاغچهها را، که فریاد برمیآورند. از نیروی اسب خشنود نمیگردد، و ساقهای انسان پسندیدۀ او نیست. خشنودی خداوند در ترسندگان اوست، در آنان که به محبت او امیدوارند. ای اورشلیم، خداوند را بستا! ای صَهیون، خدای خود را ستایش کن! زیرا او پشتبندهای دروازههایت را مستحکم میگرداند، و فرزندانت را در اندرونت برکت میدهد. او صلح را بر مرزهایت حکمفرما میسازد، و تو را به مغز گندم سیر میگرداند. فرمان خود را بر زمین میفرستد، و کلام او بهسرعت میدود. برف را چون پشم ارزانی میدارد، و ژاله را همچون خاکستر میپراکند. تگرگ را چون خُردهنانها فرو میریزد، کیست که در برابر سرمای او تواند ایستاد؟ او کلام خود را میفرستد و آنها را آب میکند، باد خویش را میوزاند و آبها روان میشود. کلام خود را به یعقوب بیان میدارد، و فرایض و قوانین خود را به اسرائیل. او با هیچ قومی چنین نکرده است، و قوانین او را نشناختهاند. هللویاه!