تلاش نحمیا برای بازسازی حصار شهر، چنان شجاعانه بود که میتوان آن را بیباکانه و گستاخانه نامید. موفقیت در این امر بستگی به جنبههای عملی کار داشت ، اما مستلزم این نیز بود که در میان اجراکنندگان طرح، روحیهٔ مبارزهجویی حفظ گردد. دشمن کوشیده بود از طریق تمسخر مجریان، کار بازسازی را تضعیف کند، اما وقتی این روش مؤثر واقع نشد، به خشونت متوسل شد. نحمیا از طریق دعایی عاجل و قلبی واکنش نشان داده و کار را ادامه داد. وی توجه خود را بر نکات عملی متمرکز ساخت، با حصول یقین از اینکه کارگران محفوظ بمانند و بنّایان مسلح باشند.
مواجهه با مخالفتها، بخشی اجتنابناپذیر از زندگی مسیحی است. خدا ما را وادار به اطاعت نمیسازد. نیز با لهکردن آنانی که با ارادهاش مقاومت میکنند، دست به مداخله نمیزند. رهبری نیکو، کاری است هم عملی و هم روحانی. وجه مشخصهٔ کار نحمیا در زمینهٔ نظارت بر امور، ارائهٔ تشویقی دائمی بود. او میدانست که برای آنانی که در معرض تهدیدهای گفتاری و فیزیکی هستند، ازدستدادن اعتماد به نفس چقدر آسان است. به همین جهت بود که دائماً به دستاندرکاران اطمینان میداد که خدا پشتیبان کار ایشان است.
این بخش از کلام خدا ما را دعوت میکند تا خود را بسنجیم و ببینیم در زمینهٔ تشویق و دلگرمساختن دیگران چقدر فعال هستیم، تشویق آنانی که در راه برقراری عدالت و برای انتشار پیام انجیل در تقلا هستند. ما در دورهای زندگی میکنیم که سختترین تمسخرها یک روش پذیرفتهشدهٔ اجتماعی است. کلیسا و باورهای مسیحی را عامهٔ مردم هرروزه «سکهٔ یک پول» میسازند و آن را عمیقاً نادرست درک میکنند. ما امروز برای «بازسازی حصار» ایمان و اعتلای جامعهای دلسوز و متمدن، چه کاری انجام میدهیم؟
Today's Prayer
خدایا، ای محافظ جمیع آنان که به تو توکل میکنند،
که بدون تو، نه چیزی قدرتمند است، و نه چیزی مقدس:
رحمت خود را بر ما فزونی بخش،
تا با تکیه به تو که فرمانروا و هادی ما هستی،
چنان از میان امور دنیایی و گذرا عبور کنیم،
که امور جاویدان و باقی را از کف ندهیم؛
این را به ما ارزانی بدار، ای پدر آسمانی،
بهخاطر عیسای مسیح، خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
نحمیا، فصل ۴
و اما چون سَنبَلَط شنید که ما مشغول بنای حصار هستیم، خشمگین شده، بسیار غضبناک گردید و یهودیان را به ریشخند گرفت. او در حضور برادرانش و سپاه سامِرِه گفت: «این یهودیان ضعیف چه میکنند؟ آیا برای خویشتن نوسازی خواهند کرد؟ آیا قربانی خواهند نمود؟ آیا در یک روز کار را به پایان خواهند رسانید؟ آیا سنگها از میان تودههای خاکروبه زنده خواهند کرد، حال آنکه سوخته شده است؟» طوبیای عَمّونی که در کنار او بود، گفت: «اگر شغالی نیز از آنچه ایشان بنا میکنند بالا رود، حصار سنگی ایشان را فرو خواهد ریخت!» ای خدای ما، بشنو، زیرا که خوار شدهایم. اهانت ایشان را بر سر خودشان برگردان و ایشان را در سرزمین اسارت، به یغما بسپار. تقصیر ایشان را مپوشان و گناهشان را از حضورت محو مساز، زیرا خشم تو را نزد بنّایان برانگیختند. پس حصار را بنا کردیم. تمامی حصار تا نصف بلندیش به هم پیوست، زیرا دل قوم در کار بود. اما چون سَنبَلَط و طوبیا و اَعراب و عَمّونیان و اَشدودیان شنیدند که مرمت حصار اورشلیم پیش رفته است و شکافهایش بسته میشود، بسیار خشمگین شدند. پس همه با هم دسیسه کردند تا به جنگ با اورشلیم برآمده، در آن اغتشاش بر پا کنند. پس نزد خدای خود دعا کردیم و به سبب ایشان روز و شب نگهبان در برابر ایشان برگماشتیم. و اما مردمان یهودا گفتند: «قوّت باربَران رو به کاستی و آوار بسیار است، چندان که نمیتوانیم حصار را بنا کنیم.» نیز دشمنانمان میگفتند: «پیش از آنکه آگاه شوند و دریابند به میانشان خواهیم رفت و ایشان را از پا درآورده، کار را متوقف خواهیم ساخت.» چون یهودیانی که در نزدیکی آنان ساکن بودند آمدند، ده بار به ما گفتند: «به هر سو که روی نمایید، ایشان علیه ما هستند.» پس من افرادی را بر حسب طایفههایشان، با شمشیرها و نیزهها و کمانهایشان، پشت حصار، در جاهای پست و خالی قرار دادم. آنگاه نگریسته، برخاستم و به بزرگان و صاحبمنصبان و بقیۀ قوم گفتم: «از ایشان مهراسید، بلکه خداوندِ عظیم و مَهیب را به یاد آورید و برای برادران و پسران و دختران و زنان و خانههای خویش بجنگید.» چون دشمنانمان شنیدند که ما آگاه شدهایم، و خدا نقشۀ آنها را باطل کرده است، هر یک از ما به سر کار خویش نزد حصار بازگشتیم. از آن روز به بعد، نیمی از مردانم به کار مشغول میشدند و نیم دیگر نیزهها و سپرها و کمانها و زرهها به دست میگرفتند. و سرداران پشت تمامی خاندان یهودا مستقر بودند که به بنای حصار اشتغال داشتند. باربران به گونهای بار میبردند که با یک دست این کار را انجام میدادند و با دست دیگر سلاح میگرفتند. بنّایان نیز هر یک در حالی که شمشیر بر کمر بسته بودند، بنّایی میکردند. کَرِنانواز نیز در کنار من ایستاده بود. پس بزرگان و صاحبمنصبان و بقیۀ قوم را گفتم: «کار، بسیار و گسترده است، و ما بر حصار از هم جدا و دوریم. پس هر جا که آوای کَرِنا را شنیدید، آنجا نزد ما گرد آیید. خدای ما برایمان خواهد جنگید.» پس در حالی که نیمی از مردان نیزه به دست داشتند، کار را از سپیدهدم تا برآمدن ستارگان ادامه دادیم. در همان زمان نیز به قوم گفتم: «هر مرد و خادمش شب را در اورشلیم بگذرانند تا در شب برای ما نگهبانی کنند و در روز به کار بپردازند.» پس من و برادران و خادمانم و نگهبانانی که از پی من میآمدند، هیچیک جامه از تن به در نمیکردیم؛ و هر کس با سلاح خود به آب میرفت.
مزمور ۸۰
ای شبان اسرائیل، گوش فرا ده، ای که یوسف را همچون گلهای هدایت میکنی! ای که در میان کَروبیان بر تخت نشستهای، تجلی فرما! پیش روی اِفرایِم، بِنیامین و مَنَسی، نیروی خویش را برانگیز، و به نجات ما بیا! خدایا، ما را بازآور! روی خود را تابان ساز تا نجات یابیم. ای یهوه، خدای لشکرها، تا چند شعلههای خَشمت بر دعاهای قومت زبانه خواهد کشید؟ نان اشک بدیشان خورانیدی، و جام لبریز از اشک بدیشان نوشانیدی. ما را موضوع نزاع همسایگانمان میسازی، و دشمنان ما در میان خویش خندۀ تمسخر سر میدهند. ای خدای لشکرها، ما را بازآور؛ روی خود را تابان ساز تا نجات یابیم. تاکی از مصر برآوردی؛ قومها را بیرون راندی و آن را غرس کردی. زمین را پیش روی آن فراخ ساختی، پس ریشه گرفت و زمین را پر ساخت. کوهها را به سایۀ خود پوشانید، و سروهای تنومند را به شاخههایش! شاخههای خود را تا به دریا پهن کرد، و ساقههایش را تا به نهر. پس چرا دیوارهای آن را فرو ریختی تا هر رهگذری انگورهایش را برچیند؟ گرازهای جنگل ویرانش میکنند و جانوران صحرا در آن به چَرا مشغولند! ای خدای لشکرها، نزد ما بازگرد! از آسمان بنگر و ببین! به یاری این تاک بیا، به یاری نهالیکه دست راست تو غرس کرد، و پسری که برای خود توانا ساختی. تاک تو را قطع کرده و به آتش سوزاندهاند؛ باشد که از توبیخ روی تو هلاک گردند. باشد که دست تو بر مرد دست راستت قرار گیرد، بر آن پسر انسان که برای خود توانا ساختی. آنگاه از تو روی نخواهیم تافت؛ ما را زندگی بخش، تا نام تو را بخوانیم! ای یهوه خدای لشکرها، ما را بازآور؛ روی خود را تابان ساز، تا نجات یابیم.
مزمور ۸۲
خدا در شورای الهی در جایگاه خود قرار گرفته، در میان ’خدایان‘ داوری میکند: «تا به کی ناعادلانه داوری خواهید کرد و از شریران جانبداری خواهید نمود؟ سِلاه بینوایان و یتیمان را دادرسی کنید، و حقِ ستمدیدگان و فقیران را بستانید! بینوایان و نیازمندان را خلاصی دهید، و آنان را از دست شریران برهانید!» هیچ نمیدانند و هیچ نمیفهمند، و در تاریکی گام برمیدارند؛ همۀ بنیانهای زمین به لرزه درآمده است. گفتم: «شما خدایانید، و جملگی پسران آن متعال هستید؛ اما همچون آدمیان خواهید مرد، و چون هر حاکم دیگر سرنگون خواهید شد.» خدایا برخیز و زمین را داوری فرما، زیرا تو قومها را جملگی به تصرف خواهی آورد.
رومیان ۱۴:۱۳ تا آخر
بنابراین، بیایید از این پس یکدیگر را محکوم نکنیم. به جای آن، تصمیم بگیرید که هیچ سنگ لغزش یا مانعی در راه برادر خود مگذارید. من در عیسای خداوند میدانم و متقاعد هستم که هیچ چیز به خودی خود نجس نیست. امّا اگر کسی چیزی را نجس میشمارد، برای او نجس خواهد بود. اگر با خوراکی که میخوری برادرت را دردمند میسازی، دیگر بر پایۀ محبت رفتار نمیکنی. با خوراک خود، برادر خویش را که مسیح بهخاطر او مرد، هلاک مساز. مگذارید در مورد آنچه شما نیکو میشمارید، بد گفته شود. زیرا پادشاهی خدا خوردن و نوشیدن نیست، بلکه پارسایی، سلامتی و شادی در روحالقدس است. هر که بدین طریق مسیح را خدمت کند، خدا را خشنود میسازد و پذیرفتۀ مردم نیز هست. پس بیایید آنچه را که موجب برقراری صلح و صفا و بنای یکدیگر میشود، دنبال کنیم. کار خدا را برای خوراک خراب مکن! همۀ خوراکها پاکند، امّا خوردن هر خوراکی که باعث لغزش دیگری شود، عملی است نادرست. بهتر آن است که از خوردن گوشت یا نوشیدن شراب یا انجام هر کار دیگر که باعث لغزش برادرت میشود، بپرهیزی. پس عقیدهات را دربارۀ این امور، بین خود و خدا نگاه دار. خوشا به حال کسی که بهخاطر آنچه نیکو میشمارد، خود را محکوم نمیکند. امّا کسی که دربارۀ خوردنِ خوراکی دچار تردید است، اگر آن را بخورد محکوم میشود، زیرا با ایمان نخورده است و آنچه از ایمان نباشد، گناه است.