عزرا یکی از مهمترین رهبران مذهبی اسرائیل، و بنیانگذار آن شکل از یهودیت است که امروزه با آن آشنایی داریم. دعوت و رسالت او این بود که یک بیداری ملی و روحانی را رهبری کند، و ایمان و اعتقادات کهن قوم خدا را بر پایهٔ معبدی بازسازیشده و غیرتی تروتازه برای شریعت خدا بار دیگر برقرار سازد.
آنچه به عزرا برای چنین وظیفهای صلاحیت و شایستگی میبخشید، این بود که خود را وقف مطالعه کرده بود. آنگونه که دعای «توماس کرانمِر» بیان میدارد، او در طول سالیان متمادی، شریعت خدا را شنیده، خوانده، یادداشت کرده، آموخته و در درون خود جذب کرده بود. این امر سبب شده بود که پادشاه پارس او را صاحب مرجعیت به شمار بیاورد، پادشاهی که با گشادهدستی، نیازها را برای برقراری عبادت در معبد و تأمین معیشت روحانیون آن فراهم ساخت. همچنین لازم بود عزرا اطمینان حاصل کند که داورانی حضور داشته باشند که در شریعت غوطهور شده و از صلاحیت صدور رأی درست برخوردار باشند.
در ضمن، در حین اینکه دعوت روزانهٔ خود را دنبال میکنیم، باید بر این نکته تأمل کنیم که چه اموری باعث صلاحیت ما میشوند تا اجراکنندگان ارادهٔ خدا باشیم. نخست، آمادگی ماست که دربارهٔ ایمان و اعتقادات خود آموزش ببینیم، در آشنایی با کتابمقدس عمیق شویم، و در تجربهٔ جمعی کلیسا شریک باشیم. لازمهٔ دوم همانا آمادگی ماست برای وقف کامل خود به خدا، و اینکه اجازه بدهیم وقت و استعدادهای ما برای تحقق اهداف او بهکار بروند.
عزرا شهامت و فروتنی را در هم آمیخت، ترکیبی که بسیار مهم است.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
تو سیطرهٔ گناه را در هم شکستی،
و روح مقدس پسرت را بر دل ما فرو ریختی
که از طریق آن، تو را «پدر» میخوانیم:
ما را فیض عطا فرما تا آزادی خود را به خدمت تو اختصاص دهیم،
تا ما و تمامی خلقت بتوانیم به آزادی پرشکوه فرزندان خدا برسیم؛
بهواسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
عزرا، فصل ۷
بعد از این امور، در دوران سلطنت اردشیر پادشاه پارس، عِزرا پسر سِرایا، پسر عَزَریا، پسر حِلقیا، پسر شَلّوم، پسر صادوق، پسر اَخیطوب، پسر زِرَحیا، پسر عُزّی، پسر بُقّی، پسر اَبیشوَع، پسر فینِحاس، پسر اِلعازار، پسر هارون کاهن اعظم، پسر اَمَریا، پسر عَزَریا، پسر مِرایوت، آری، همین عِزرا از بابِل برآمد. او در شریعت موسی که یهوه، خدای اسرائیل داده بود، کاتبی ماهر بود. پادشاه هرآنچه را که عِزرا طلب میکرد، به او میبخشید، زیرا دست یهوه خدایش بر او بود. برخی از بنیاسرائیل و برخی از کاهنان و لاویان و سرایندگان و دربانان و خادمان معبد نیز در سال هفتم اردشیرِ پادشاه، به اورشلیم برآمدند. عِزرا در ماه پنجم از سال هفتمِ پادشاه به اورشلیم رسید. او سفر خود را از بابِل در روز نخست از ماه نخست آغاز کرد و در روز نخست از ماه پنجم به اورشلیم رسید، از آن رو که دست نیکوی خدایش بر وی بود. زیرا عِزرا دل خویش را به تفحص در شریعت خداوند و اجرای آن و آموزش فرایض و فرمانهایش در اسرائیل سپرده بود. این است نسخۀ نامهای که اردشیرِ پادشاه به عِزرای کاهن و کاتب داد که کاتبی صاحبنظر در امور مربوط به فرمانهای خداوند و فرایض او به اسرائیل بود: «اردشیر، شاه شاهان، به عِزرای کاهن و کاتبِ شریعتِ خدای آسمان. سلام. حکمی صادر میکنم که از میان مردم اسرائیل، یا از کاهنان و لاویان ایشان که در قلمرو پادشاهی منند، هر که راضی به رفتن به اورشلیم باشد، میتواند همراه تو برود. زیرا تو از سوی پادشاه و هفت مشیر او فرستاده شدهای تا دربارۀ یهودا و اورشلیم بر اساس شریعت خدایت که در دست داری، تحقیق کنی. نیز باید سیم و زر اهدائی از سوی پادشاه و مشیرانش را با خود ببری، سیم و زری را که برای خدای اسرائیل که مسکنش در اورشلیم است، بذل شده است. همچنین تمامی سیم و زری را که در سرتاسر ولایت بابِل مییابی، همراه با تمامی هدایای اختیاری قوم و کاهنان که برای خانۀ خدایشان در اورشلیم تقدیم میکنند، با خود ببر. پس با این پول، به سعیِ تمام، گاوان و قوچان و برهها و هدایای آردی و هدایای ریختنی مربوط به آنها را بخر و آنها را بر مذبح خانۀ خدایتان در اورشلیم تقدیم کن. با بقیۀ سیم و زر نیز هر چه خود و برادرانت صلاح میدانید، بر طبق ارادۀ خدای خود، به عمل آورید. ظرفهایی را که برای خدمت در خانۀ خدایت به تو سپرده شده است، به حضور خدای اورشلیم اهدا کن. باقی نیازهای خانۀ خدایت را که تدارک آنها بر عهدۀ توست، میتوانی از خزانۀ شاهی فراهم آوری. «من، اردشیرِ پادشاه، حکمی برای همۀ شما خزانهداران ماوراءالنهر صادر کردهام که هرآنچه عِزرای کاهن و کاتبِ شریعتِ خدای آسمانها از شما بخواهد، بهکمال برآورده سازید: تا صد وزنه نقره، صد کُر گندم، صد بَت شراب، صد بَت روغن، و نمک، به هر اندازهای که بخواهد. هرآنچه خدای آسمان فرمان داده است، بیدریغ برای خانۀ خدای آسمان به جای آورده شود مبادا غضب بر قلمرو پادشاه و پسرانش نازل گردد. نیز بدانید که بر هیچیک از کاهنان و لاویان و سرایندگان و دربانان و خادمان معبد و سایر خادمان این خانۀ خدا، جزیه و باج و خَراج نهادن جایز نیست. «و تو ای عِزرا، بر طبق حکمت خدایت که در دست توست، قاضیان و داوران برگمار تا بر تمامی مردم ماوراءالنهر داوری کنند، یعنی کسانی را که شرایع خدایت را میدانند؛ و آنان را که نمیدانند، شما تعلیم دهید. هر که شریعت خدایت و قانون پادشاه را نگاه ندارد، بهشدت بر او حکم شود، خواه به مرگ یا تبعید یا مصادرۀ اموال یا زندان.» متبارک باد یهوه، خدای پدران ما که مانند این را در دل پادشاه نهاده است تا خانۀ خداوند را که در اورشلیم است زینت دهد، و در پیشگاه پادشاه و مشیران او و تمامی صاحبمنصبان قدرتمند درباری، محبت خود را شامل حال من ساخته است. پس من از آنجا که دست یهوه خدایم بر من بود، قوّت قلب یافتم و رؤسا را از میان اسرائیل گرد آوردم تا با من برآیند.
مزمور ۷۱
در تو ای خداوند پناه جُستهام؛ هرگز مگذار سرافکنده شوم! به عدالت خویش مرا برهان و خلاصیام ده. گوش خود را به من مایل گردان و نجاتم بخش! مرا صخرۀ پناه باش، که پیوسته بدان روی آورم. تو به نجات من حکم فرمودهای، زیرا که صخره و قلعۀ من تویی. ای خدای من، مرا از دست شریران خلاصی ده، و از چنگ مردمان ظالم و بیرحم برهان! زیرا تو، ای خداوندگار، امید من هستی، و تو ای خداوند، اعتماد من، از روزگار جوانی. از بدو تولد، تکیهگاهم تو بودهای؛ از شکم مادر، تو مرا به دنیا آوردی. ستایش من پیوسته معطوف به توست! بسیاری را آیتی گشتهام، زیرا تو پناهگاه مستحکم منی. دهان من از ستایش تو آکنده است، و از وصف کبریایی تو، تمامی روز. به وقت پیری دورَم میفکن، و چون قوّتم زایل شود، ترکم مکن! زیرا دشمنان بر ضد من سخن میگویند، و آنان که در کمین جان مَنَند با هم مشورت میکنند. میگویند: «خدا ترکش کرده است؛ پس تعقیبش کنید و گرفتارش سازید، زیرا رهانندهای نیست!» خدایا، از من دور مباش! ای خدای من به یاریام بشتاب! مُدعیانِ جانم سرافکنده و نابود گردند، و آنان که در پی زیان منند به رسوایی و بیآبرویی ملبس گردند! و اما من، پیوسته امیدوار خواهم بود، و تو را هر چه بیشتر خواهم ستود. دهانم از عدالت تو خبر خواهد داد، و از نجات تو، تمامی روز، هرچند شمار آنها از دانش من فراتر است. با اعمال پرقدرت خداوندگارْ یهوه خواهم آمد و عدالتِ تو را و بس اعلام خواهم کرد! خدایا، تو مرا از روزگار جوانی تعلیم دادهای، و من تا هماکنون شگفتیهای تو را اعلام میدارم. پس خدایا تا به وقت پیری و سپیدمویی نیز ترکم مکن، تا آنگاه که نسل بعد را از بازوی تو خبر دهم، و آیندگان را از توانایی تو. عدالت تو، خدایا، تا به عرشِ برین میرسد، ای که کارهای عظیم کردهای! خدایا، کیست مانند تو؟ تو که مرا از تنگیها و بلاهای بسیار گذراندی، دیگر بار، جانم را احیا خواهی کرد؛ آری، دیگر بار مرا از اعماق زمین بر خواهی آورد. بزرگی مرا افزون خواهی کرد و بار دیگر تسلیام خواهی داد. من هم تو را به آوای چنگ خواهم ستود، به سبب امانت تو، ای خدای من! با نوای بربط در ستایش تو خواهم سرایید، ای قدوس اسرائیل! آنگاه که در ستایش تو بسرایم، لبهایم بانگ شادی سر خواهد داد، جان من نیز، که آن را فدیه دادهای. زبانم نیز تمامی روز، ذکر عدالت تو را خواهد گفت؛ زیرا آنان که در پی زیان من بودند، سرافکنده و شرمسار گردیدهاند!
رومیان ۱۱:۲۵ تا آخر
زیرا همه چیز از او، و به واسطۀ او، و برای اوست. او را تا ابد جلال باد. آمین. «زیرا کیست که فکر خداوند را دانسته و یا مشاور او بوده باشد؟» «چه کسی چیزی به خدا بخشیده تا به او بازپس داده شود؟» وه که چه ژرف است دولت و حکمت و علم خدا؛ تقدیرهای او کاوشناپذیر است و راههایش درکناشدنی. ایشان نیز اکنون نافرمان شدهاند تا در نتیجۀ رحمت خدا بر شما، [اکنون] بر ایشان نیز رحم شود. زیرا خدا همه را در بند نافرمانی نهاده، تا بر همگان رحمت کند. درست همانگونه که شما زمانی نسبت به خدا نافرمان بودید، امّا اکنون در نتیجۀ نافرمانی ایشان رحمت یافتهاید، به لحاظ انجیل، بهخاطر شما، دشمناند؛ امّا به لحاظ گزینشِ الهی، بهخاطر پدران، محبوب خدایند. زیرا خدا هرگز عطایا و دعوت خود را بازپس نمیگیرد. و اینچنین تمامی اسرائیل نجات خواهد یافت. چنانکه نوشته شده است: «رهاننده از صَهیون خواهد آمد و بیدینی را از یعقوب بر خواهد انداخت. و این عهد من با ایشان خواهد بود هنگامی که گناهانشان را بزدایم.» ای برادران، نمیخواهم از این راز غافل باشید - مبادا خود را دانا بپندارید - که سختدلی بر بخشی از اسرائیل حکمفرما شده است، تا وقتی که شمار کامل غیریهودیان داخل گردند.