Today's word: عزرا، فصل اول | Bible Study: مزمور ۴۴رومیان ۹:‏۱-‏۱۸

در این دنیا، چیزهایی بس فراتر از آنچه ما می‌بینیم، رخ می‌دهند. برخی از اموری که می‌توانیم ‌ببینیم، به‌راستی مهم هستند، اما گاه دشوار است تشخیص دهیم کدام بخش از آنها حائز اهمیت است.
کتاب عزرا متمرکز است بر بازگشت یهودیان تبعیدی از بابِل به اورشلیم و بازسازی شهر و معبد. موضوع بازگشت بخش مهمی از ماجراهای عهد قدیم را تشکیل می‌دهد. کتاب عزرا ارتباطی تنگاتنگ (اما پیچیده) با کتاب‌های اول و دوم تواریخ و کتاب نحمیا دارد. عنوان کتاب؛ از نام عزرای کاتب برگرفته شده که در فصل هفتم وارد ماجرا می‌شود.

بازگشت از تبعید رویدادی تاریخی است. انبیا و نوشته‌های ایشان این رویداد عظیم را به خدا نسبت می‌دهند، خدایی که از طریق کوروش، شاه پارس عمل کرد. البته کوروش به قوم اسرائیل تعلق نداشت. او پرستندهٔ وفادار خداوند نبود. با این حال، خدا از طریق کوروش که «مسح‌شدهٔ» او بود (اشعیا ۴۵:‏۱) عمل کرد. بعد از تبعید، افق‌ دید اسرائیل گسترده‌تر گردید و ایشان می‌توانستند با چشمانی گشوده‌تر مشاهده کنند که خدا در فراسوی مرزهای آنها نیز عمل می‌کند.

کلیسا جامعه‌ای است در تبعید (اول پطرس ۱:‏۱). ما نیز مانند اسرائیل، نیاز داریم در هر نسلی، افق دید خود را گسترده نگاه داریم. امروز، خدا در جامعهٔ من، اما در فراسوی حیات کلیسا، در چه جاهایی در حال عمل کردن است؟ در کجاها خدا روح سیاستمداران یا رؤسای مؤسسات تجاری، یا رهبران سایر مذاهب را بر می‌انگیزد تا آزادی، عدالت و صلح پدید بیاورد؟

Today's Prayer

خداوندگارا، تو ما را آموختی که
هر کاری که بدون محبت انجام می‌دهیم، پشیزی ارزش ندارد:
پس روح مقدست را بفرست
و محبت، آن برترین عطیه را در دل‌های ما فرو بریز،
همان پیوند راستین صلح و آرامش و همهٔ فضیلت‌ها را،
که بدون آن، هر آن کس که زنده است، در پیشگاه تو مُرده به‌شمار می‌آید.
این را به‌خاطر پسر یگانه‌ات، عیسای مسیح عنایت فرما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

Bible Study

عزرا، فصل اول

در نخستین سال کوروش، شاه پارس، برای اینکه کلام خداوند که به زبان اِرمیا گفته شده بود به انجام رسد، خداوند روح کوروش، شاه پارس را برانگیخت و او بیانیه‌ای در سرتاسر قلمرو خود صادر کرد و آن را بدین مضمون بنگاشت: «کوروش، شاه پارس چنین می‌فرماید: یهوه خدای آسمانها، تمامی حکومتهای زمین را به من بخشیده و مرا برگماشته است تا در اورشلیم که در یهوداست، خانه‌ای برای وی بنا کنم. هر کس از تمامی قوم او که در میان شماست - خدایش با وی باشد - می‌تواند به اورشلیم که در یهوداست برود و خانۀ یهوه خدای اسرائیل، همان خدا را که در اورشلیم است، بنا کند. پس هر که باقی مانده است، در هر محلی که اقامت دارد، مردمان آن محل وی را با دادن نقره و طلا و اموال و چارپایان، همراه با هدایای اختیاری برای خانۀ خدا در اورشلیم، حمایت کنند.» پس سران خاندانهای یهودا و بِنیامین، و کاهنان و لاویان، یعنی همۀ کسانی که خدا روحشان را برانگیخته بود، برخاستند تا رفته، خانۀ خداوند را که در اورشلیم است، بنا کنند. تمامی همسایگانِ آنها سوای هدایای اختیاری، ایشان را با دادن آلات نقره و طلا و اموال و چارپایان و هدایای گرانبها یاری دادند. کوروشِ پادشاه نیز ظروف خانۀ خداوند را که نبوکدنصر از اورشلیم آورده و در خانۀ خدایان خود نهاده بود، بیرون آورد. کوروش، شاه پارس، آنها را به دست میترِداتِ خزانه‌دار بیرون آورد و او آنها را شمرده، به شِیشبَصَّر رهبر یهودا تحویل داد. این است شمار آنها: سی لگنِ طلا، هزار لگنِ نقره، بیست و نه بخورسوز، سی کاسۀ طلا، چهارصد و ده کاسۀ نقره از قسم متفاوت و هزار ظرف دیگر. شمار ظروف طلا و نقره بر روی هم پنج هزار و چهارصد بود. شِیشبَصَّر همۀ اینها را با اسیرانی که از بابِل به اورشلیم می‌رفتند، برد.

مزمور ۴۴

خدایا، به گوشهای خود شنیده‌ایم؛ پدران ما برایمان بازگفتند که در روزگار ایشان چه‌ها کردی، در روزگاران پیشین. تو به دست خود قومها را بیرون کردی اما ایشان را غرس نمودی؛ قومها را مبتلا ساختی اما ایشان را منتشر گردانیدی. زیرا به شمشیر خود نبود که زمین را فتح کردند، بازوی ایشان نبود که پیروزشان ساخت. بلکه دست راست تو بود، بازوی تو و نور روی تو؛ زیرا بر ایشان نظر لطف داشتی. خدایا، تو شاه من هستی، در حق یعقوب، به پیروزیها حکم فرما! به واسطۀ توست که خصم را عقب می‌رانیم؛ به نام توست که مهاجمان را لگدمال می‌کنیم. من بر کمان خویش توکل نمی‌دارم، و شمشیر من مرا پیروز نمی‌سازد؛ بلکه تویی که به ما بر دشمنان پیروزی بخشیده‌ای، و بدخواهان ما را سرافکنده گردانیده‌ای. همۀ روز به خدا فخر کرده‌ایم، و نام تو را جاودانه خواهیم ستود. سِلاه اما اکنون تو ما را طرد کرده و رسوا ساخته‌ای؛ دیگر با سپاهیان ما بیرون نمی‌آیی. ما را در برابر خصم عقب نشاندی، و بدخواهان غارتمان کردند. ما را همچون گوسفندانِ کشتاری گردانیدی و در میان قومها پراکنده ساختی. قوم خود را بی‌بها فروختی، و از فروش آنها سودی نبردی. ما را مضحکۀ همسایگان ساختی، مایۀ تمسخر و ریشخند اطرافیان. رسوایی من همۀ روز در برابر من است، روی من از شرم پوشیده شده، ما را در میان قومها ضرب‌المثل ساختی؛ مایۀ سر تکان دادن در میان ملتها. از سخن طعنه‌زنندگان و ناسزاگویان، از روی دشمن و انتقام‌گیرنده. این همه بر ما رخ نمود، با اینکه تو را فراموش نکرده بودیم و در عهدت خیانت نورزیده بودیم. دلهایمان برنگشته بود، و قدمهایمان از راهت کج نشده بود. اما تو ما را در هم کوبیدی و به مکان شغالها بدل ساختی و به تاریکی غلیظ پوشانیدی. اگر نام خدای خود را به فراموشی سپرده بودیم، یا دست به سوی خدای بیگانه برافراشته بودیم، آیا خدا این را درنمی‌یافت؟ زیرا او از اسرار دل آگاه است. اما ما همۀ روز، به‌خاطر تو به کام مرگ می‌رویم، و همچون گوسفندانِ کُشتاری شمرده می‌شویم. خداوندگارا، بیدار شو! چرا خوابیده‌ای؟ برخیز و ما را تا ابد طرد مکن! چرا روی خود را پنهان می‌کنی و ستمدیدگی و مظلومیت ما را به یاد نمی‌آوری؟ زیرا جان ما به خاک خم شده، و شکم ما به زمین چسبیده. برخیز و به یاری ما بیا؛ به‌خاطر محبت خود ما را فدیه ده.

رومیان ۹:‏۱-‏۱۸

در مسیح راست می‌گویم، نه دروغ، و وجدانم به واسطۀ روح‌القدس مرا گواه است که در قلب خود دردی جانکاه و اندوهی همیشگی دارم. زیرا آرزو می‌داشتم خود در راه برادرانم، یعنی آنان که همنژاد مَنَند، ملعون شوم و از مسیح محروم گردم. آنها اسرائیلی‌اند و فرزندخواندگی، جلال، عهدها، ودیعۀ شریعت، عبادت در معبد، و وعده‌ها، همه از آنِ ایشان است؛ و نیز پدران به ایشان تعلق دارند، و مسیح به لحاظ بشری از نسل آنان است، خدای مافوقِ همه که او را تا به ابد سپاس باد. آمین. حال، مقصود این نیست که کلام خدا به انجام نرسیده است، زیرا همۀ کسانی که از قوم اسرائیل‌اند، براستی اسرائیلی نیستند؛ و نیز همۀ کسانی که از نسل ابراهیم‌اند، فرزندان او شمرده نمی‌شوند. بلکه گفته شده است: «نسل تو از اسحاق خوانده خواهد شد.» به دیگر سخن، فرزندان جسمانی نیستند که فرزند خدایند، بلکه فرزندان وعده نسل ابراهیم شمرده می‌شوند. زیرا وعده این بود که «در همین وقت خواهم آمد و سارا را پسری خواهد بود.» امّا پیش از آنکه آنها به دنیا بیایند، و یا عملی خوب یا بد انجام دهند - برای اینکه مقصود خدا در گزینش استوار بماند، نه از راه اعمال، بلکه به واسطۀ او که انسان را فرا می‌خوانَد - نه تنها این، بلکه فرزندان رِبِکا نیز از یک پدر، یعنی از جَد ما اسحاق بودند. به رِبِکا گفته شد که «بزرگتر کوچکتر را خدمت خواهد کرد.» چنانکه نوشته شده است: «یعقوب را دوست داشتم، امّا از عیسو نفرت کردم.» پس چه گوییم؟ آیا خدا بی‌انصاف است؟ هرگز! زیرا به موسی می‌گوید: «رحم خواهم کرد بر هر که نسبت به او رحیم هستم؛ و شفقت خواهم کرد بر هر که نسبت به او شفقت دارم.» بنابراین، به خواست یا تلاش انسان بستگی ندارد، بلکه به خدایی بستگی دارد که رحم می‌کند. پس خدا بر هر که بخواهد رحم می‌کند و هر که را بخواهد سختدل می‌سازد. زیرا کتاب به فرعون می‌گوید: «تو را به همین منظور به پا داشتم تا قدرت خود را در تو ظاهر سازم، و تا نامم در سراسر جهان اعلام گردد.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *