Today's word: اشعیا ۳۲ | Bible Study: مزمورهای ۵۳، ۵۴متی ۱۵:‏۲۱‏-۲۸

اشعیا آرزومند جامعه‌ای پارسا و وابسته به خداست و آن را تنها راه امنیت در برابر فاجعه می‌داند. او می‌دانست که ملت‌ها پیش از آنکه در برابر حملۀ خارجی به زانو درآیند، اغلب از درون فرومی‌پاشند. او از رؤیای سلطنتی مبتنی بر انصاف و برکت‌یافته از ریزش روح خدا سخن می‌گوید. این رؤیا شرح و بسط دیگر نبوت‌های مربوط به ماشیح است که از ابتدای کتاب با آنها روبه‌رو می‌شویم (اشعیا ۹:‏۶‏-۷).
نباید فراموش کنیم که ایمان مسیحی خبری خوش برای تمام انسان‌هاست. وعده‌هایی که در مسیح تجسم یافته‌اند، برای تمام جهان‌اند. خدا خواهان انسانیتی نو و آزاد از تباهیِ خودخواهی است. او از ما می‌خواهد که بر مبنای حقیقت زندگی کنیم، بدانیم که به همدیگر تعلق داریم، مراقب آسیب‌پذیری‌ها باشیم و به ورای نیازهای خود بنگریم. به‌علاوه، صلحی که در دوران مسیحایی خواهیم دید، تنها در اجتماعی پارسا خلاصه نمی‌شود، بلکه روابط هماهنگ با جهان طبیعت را نیز در بر می‌گیرد.

ایام انتظار میلاد، زمانی برای جستجوی خود به قصد یافتن آثار بدبینی و از خود راضی بودن است که مانع کار خدا می‌شود و اغلب بهانۀ بی‌تفاوتیِ اخلاقی است. مشارکت مسیحی به معنای پیوستن به شکاکیت پر سر و صدای اطراف‌مان یا انزوای زاهدمنشانه نیست، بلکه تحمل مشقات جهان در حضور خدا و دعا برای آمدن قدرتمند پادشاهی اوست.

با نزدیک‌تر شدن کریسمس، بگذاریم رؤیای اشعیا در تدارکی که برای آمدن مسیح می‌بینیم، طنین‌انداز شود.

Today's Prayer

خدای قادر!
قلب و ذهن ما را پاک کن
تا هنگامی که پسرت عیسای مسیح
در هیئت داور و نجات‌دهنده بازمی‌آید
باشد که آمادۀ استقبال از او باشیم،
او که خداوند و خدای ماست.

Bible Study

اشعیا ۳۲

اینک پادشاهی به عدالت سلطنت خواهد کرد، و حکمرانان به انصاف حکم خواهند راند. هر یک همچون پناهگاهی در برابر باد و سرپناهی در برابر توفان خواهند بود؛ همچون نهرهای آب در بیابان خشک، و سایۀ صخره‌ای بزرگ در صحرای سوزان. آنگاه چشمان بینندگان تار نخواهد شد، و گوشهای شنوندگان خواهد شنید. دلِ شتابندگانْ معرفت را درک خواهد کرد، و زبان اَلکَنان فصیح و بلیغ خواهد گردید. شخص خبیث دیگر شریف خوانده نخواهد شد، و شخص رذل دیگر نجیب نامیده نخواهد گردید. چراکه خبیث به خباثت سخن می‌گوید و دل او به شرارت اشتغال دارد. فساد را پیشه کرده است و دربارۀ خداوند عقاید نادرست می‌پراکَنَد. گرسنگان را تهی‌دست رها می‌کند و آب را از تشنه‌لبان دریغ می‌دارد. راه و روش شخص رذل، شریرانه است؛ او تدابیر شریرانه می‌اندیشد تا فقیران را به سخنان دروغ نابود سازد، و نیازمندان را از دادرسی به دور دارد. اما شریفان به شرافت تدبیر می‌کنند، و به شرافت استوار خواهند ماند. ای زنانِ آسوده‌خیال، برخیزید و سخنم را بشنوید! ای دخترانِ مطمئن، به آنچه می‌گویم گوش فرا دهید! پس از حدود یک سال شما که مطمئنید، مضطرب خواهید شد؛ چراکه محصول انگور ضایع خواهد شد و موسم چیدن میوه نخواهد آمد. ای زنان آسوده‌خیال، بر خود بلرزید! و ای دختران مطمئن، مضطرب شوید! لباس از تن برکَنید و عریان شوید، و پلاس بر کمر ببندید! برای مزارع دلپذیر و برای موهای پر بار؛ و برای سرزمین قوم من که به خار و خَس پوشیده است؛ آری، برای همۀ خانه‌های شادمانی و برای این شهرِ سرمست! زیرا که قصر، متروک خواهد شد، و شهر پرجنب و جوش، واگذاشته خواهد گردید؛ قلعه و دید‌بانگاه به زمین خالی بدل خواهد شد، به جولانگاهِ خران وحشی و چراگاهِ گله‌ها. تا آنگاه که روح از اعلی بر ما ریخته شود، و بیابان به بوستان بدل گردد و بوستان، همچون جنگل به نظر آید. آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد، و عدالت در بوستان اقامت خواهد گزید. ثمرۀ عدالت، سلامتی خواهد بود و نتیجۀ عدالت، آرامی و امنیت تا ابدالاباد. قوم من در منزلگاه‌های مملو از آرامش، و مسکنهای ایمن و استراحتگاه‌های پر از آسایش ساکن خواهند شد. جنگل از بارش تگرگ سراسر صاف خواهد شد و شهر با خاک یکسان خواهد گردید. اما شما چه مبارک خواهید بود که بر کنار نهرها بذر خواهید پاشید و گاوان و الاغهایتان را به آزادی رها خواهید ساخت.'

مزمورهای ۵۳، ۵۴

ابله در دل خود می‌گوید: «خدایی نیست!» اینان فاسدند و ستمگریشان کراهت‌آور است! نیکوکاری نیست! خدا از آسمان بر بنی آدم می‌نگرد، تا ببیند آیا کسی هست که عاقلانه رفتار کند و خدا را بجوید. همه گمراه گشته‌اند، و با هم فاسد شده‌اند! نیکوکاری نیست، حتی یکی! آیا بدکاران را شناختی نیست؟ آنان که قوم مرا فرو می‌بلعند چنانکه گویی نان می‌خورند، و خدا را نمی‌خوانند. آنجا ایشان سخت ترسانند، جایی که ترسی نیست. زیرا خدا استخوانهای محاصره‌کنندگان تو را می‌پراکند. تو ایشان را شرمنده می‌سازی، زیرا خدا آنان را رد کرده است. کاش که نجات برای اسرائیل از صَهیون فرا می‌رسید! چون خداوند سعادت گذشته را به قوم خویش بازگردانَد یعقوب به وجد آید و اسرائیل شادی کند!'


'خدایا، به نام خویش نجاتم ده! به قدرت خود، دادرسی‌ام کن! خدایا، دعایم بشنو، و به سخنان دهانم گوش بسپار! زیرا بیگانگان بر ضد من برخاسته‌اند، و بیدادگران قصد جان من دارند، آنان که خدا در برابر دیدگانشان نیست. سِلاه هان، خداست یاور من؛ خداوندگار است زنده نگاهدارندۀ جان من. بدیِ دشمنان مرا به خود ایشان بازگردان! در وفاداری خویش، از میانشان بردار! و من قربانی اختیاری به تو تقدیم خواهم کرد، و نام تو را، ای خداوند، خواهم ستود، چراکه نیکوست! زیرا تو مرا از هر تنگی رهانیده‌ای، و چشمانم پیروزمندانه بر دشمنانم نگریسته است.'

متی ۱۵:‏۲۱‏-۲۸

عیسی آنجا را ترک گفت و در منطقۀ صور و صیدون کناره جست. روزی زنی کنعانی از اهالی آنجا، نزدش آمد و فریادکنان گفت: «سرور من، ای پسر داوود، بر من رحم کن! دخترم سخت دیوزده شده است.» امّا عیسی هیچ پاسخ نداد، تا اینکه شاگردان پیش آمدند و از او خواهش کرده، گفتند: «او را مرخص فرما، زیرا فریادزنان از پی ما می‌آید.» در پاسخ گفت: «من تنها برای گوسفندان گم‌گشتۀ بنی‌اسرائیل فرستاده شده‌ام.» او در جواب گفت: «نان فرزندان را گرفتن و پیش سگان انداختن روا نیست.» امّا آن زن آمد و در مقابل او زانو زد و گفت: «سرور من، مرا یاری کن!» ولی زن گفت: «بله، سرورم، امّا سگان نیز از خرده‌هایی که از سفرۀ صاحبشان می‌افتد، می‌خورند!» آنگاه عیسی گفت: «ای زن، ایمان تو عظیم است! خواهش تو برآورده شود!» در همان دم دختر او شفا یافت. '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *