جای تعجب نیست که آنان که از توکل بر خدا دست کشیدند درصدد پناه بردن به قدرت نظامی همپیمانی نیرومند باشند. در این فصل خداوند خود را بهعنوان خداوند تاریخ بازمینمایاند. انسان در نهایت نمیتواند در برابر کار خدا در زمان مقاومت کند؛ سلاحهای انسان در برابر شمشیر روح خدا بیمصرف است. برای آنان که در دوران آشوب زندگی میکنند، پیام اشعیا راهحلی برای تنگناها نشان نمیدهد، اما جان کلامش این است که تنها توکل بر خداست که امنیت واقعی میبخشد.
ما در برابر آن مقاومت میکنیم زیرا به نظر میرسد ما را با پرسشهای بیپاسخ فراوانی به حال خود رها میکند. وسوسه میشویم که بر «بتهای» خود، یعنی ثروت و قدرت نظامی، یا همچون معاصران اشعیا بر همپیمانیِ خطرناک با همسایگانی غیرقابلاعتماد تکیه کنیم. ما بارها در زندگی وسوسه شدهایم تا به خاطر امنیت شخصی بیشتر، اصول ایمان را زیر پا بگذاریم. این امر گاهی به معنای چشمپوشی از اعتقادات مسیحیمان برای پرهیز از درگیری یا نامحبوب بودن است. از اینرو باید پیوسته برای رهبران سیاسیمان که به نمایندگی از ما تصمیم میگیرند، دعا کنیم. گاهی درست قضاوت کردن غیرممکن است. اما میتوانیم با دعا و شاهد خدا بودن دشواریهای زمانهمان را در اختیار کار روح خدا بگذاریم و مطمئن باشیم که خدا مقصود نهایی خود را بهتمامی تحقق خواهد بخشید.
Today's Prayer
ای خداوند! دعای ما را بشنو و قوّت خود را برافراز
و به میان ما بیا
و با قدرت عظیمت ما را یاری کن؛
با آنکه با گناهان و شرارتهامان
در برابر فیض و رحمت سخاوتمندانهات
که پیش از ما جاری شده است
به شیوهای دردناک مقاومت کردیم،
باشد که بهسرعت ما را یاری و پناه دهی؛
در عیسای مسیح، پسرت و خداوند ما
که با تو و روحالقدس است
عزّت و جلال بیاب، از حال تا ابدلآباد.
Bible Study
اشعیا ۳۱
وای بر آنان که برای کمک، به مصر فرود میآیند و بر اسبان توکل میکنند، که اعتمادشان بر کثرت ارابهها و قدرت سوارکاران است، اما به قدوس اسرائیل نظر نمیکنند و از خداوند یاری نمیطلبند. اما او نیز حکیم است و بلا نازل میکند؛ او از کلام خود بازنمیگردد، بلکه بر ضد خاندان شریران برمیخیزد، و بر ضد آنان که بدکاران را یاری میرسانند. اما مصریان انسانند و نه خدا؛ اسبانشان جسمند و نه روح. آنگاه که خداوند دست خود را دراز کند یاریرساننده خواهد لغزید، یاریگیرنده خواهد افتاد، و هر دو با هم هلاک خواهند شد. خداوند به من چنین گفته است: «بدانسان که شیر و شیر ژیان بر طعمۀ خود میغرّد، و هرچند تمام گروه چوپانان بر او گرد آیند، از فریادهای ایشان نمیهراسد و از غوغایشان مضطرب نمیگردد، به همانسان خداوند لشکرها نیز فرود خواهد آمد تا بر کوه صَهیون و تَلّ آن نبرد کند. همچون پرندگان در پرواز، خداوند لشکرها از اورشلیم حفاظت خواهد کرد. او از آن محافظت کرده، رهاییاش خواهد بخشید؛ و از آن درگذشته، رستگارش خواهد ساخت.» ای بنیاسرائیل، به سوی او که سخت بر وی عِصیان ورزیدهاید، بازگشت کنید. زیرا در آن روز تمامی شما بتهای طلا و نقره را که دستان گناهآلودتان ساخته است، ترک خواهید کرد. «آنگاه آشور به شمشیری که از انسان نیست خواهد افتاد؛ آری، شمشیری که از بنیآدم نیست او را فرو خواهد بلعید. از برابر شمشیر خواهد گریخت، و جوانانش جملگی به بیگاری گماشته خواهند شد. صخرۀ او از ترس زائل خواهد شد، و سردارانش از عَلَمِ جنگ به هراس خواهند افتاد،» این را خداوندی میفرماید که آتش او در صَهیون است و تنورش در اورشلیم.'
مزمورهای ۶۲ و۶۳
تنها برای خدا جان من در سکوت انتظار میکشد، زیرا نجات من از جانب اوست. او یگانه صخره و نجات من است، و دژِ بلند من، پس هرگز جنبش نخواهم خورد. تا به کِی بر مردی هجوم میآورید تا جملگی وی را به قتل رسانید، همچون دیواری خمیده و حصاری لرزان؟ بهیقین بر آنند که او را از جایگاه بلندش سرنگون کنند؛ از دروغ گفتن لذت میبرند؛ با دهان خود برکت میدهند، اما در دلهایشان نفرین میکنند. سِلاه تنها برای خدا، ای جان من، در سکوت انتظار بکش! زیرا امید من از جانب اوست! او یگانه صخره و نجات من است؛ و دژ بلند من، پس جنبش نخواهم خورد. بر خداست نجات و عزت من؛ صخرۀ نیرومند و پناه من در خداست. ای قوم، همواره بر او توکل کنید، و سفرۀ دل خویش را بر او بگشایید؛ زیرا که خدا پناه ماست. سِلاه براستی که بنیآدم نَفَسی بیش نیستند، و آدمیان فریبی بیش نی؛ در کفۀ ترازو بالا میروند، زیرا جملگی با هم از بخار نیز سبکترند! بر ظلم توکل مکنید و به مالِ دزدی امید مبندید؛ و هرچند بر داراییتان افزوده گردد، دل بدان مبندید. خدا یک بار گفته است و من دو بار شنیدهام که: قدرت از آن خداست و محبت نیز از آن تو، ای خداوندگار. بهیقین که تو هر کس را سزا خواهی داد، بر حسب آنچه کرده است.'
'خدایا، تو خدای من هستی، با تمام وجود، تو را میجویم؛ جان من تشنۀ توست، و پیکرم مشتاق تو، در زمین خشک و بیطراوت و بیآب! من در قُدس بر تو نگریستهام و قدرت و جلالت را نظارهگر شدهام. از آن رو که محبت تو از حیات نیکوتر است، لبهایم تو را خواهد ستود. پس تا زندهام تو را متبارک خواهم خواند، و در نام تو دستهایم را بر خواهم افراشت. جان من سیر خواهد شد چنانکه از مغز و چربی، و دهانم با لبهایی شادمان تو را خواهد ستود. در بستر خود تو را یاد میکنم؛ و در پاسهای شب به تو میاندیشم. در سایۀ بالهایت شادمانه میسرایم، زیرا تو یاور من بودهای. جان من به تو چسبیده است، و دست راستت مرا حمایت میکند. آنان که قصد جان من دارند هلاک خواهند شد، و به ژرفای زمین فرو خواهند رفت. به دم شمشیر سپرده خواهند شد و خوراک شغالها خواهند گردید. اما پادشاه در خدا شادی خواهد کرد، و هر که به او سوگند خورَد فخر خواهد نمود، زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد شد.'
متی ۱۵:۱-۲۰
سپس گروهی از فَریسیان و علمای دین از اورشلیم نزد عیسی آمدند و گفتند: «چرا شاگردان تو سنّت مشایخ را زیر پا میگذارند؟ آنها دستهای خود را پیش از غذا خوردن نمیشویند!» او در پاسخ گفت: «و شما چرا برای حفظ سنّت خویش، حکم خدا را زیر پا میگذارید؟ زیرا خدا فرموده است: ”پدر و مادر خود را گرامی دار“ و نیز ”هر که پدر یا مادر خود را ناسزا گوید، البته باید کشته شود.“ امّا شما میگویید اگر کسی به پدر یا مادرش بگوید: ”هر کمکی که ممکن بود از من دریافت کنید، وقف خداست،“ در این صورت، دیگر بر او واجب نیست اینگونه پدرِ خود را گرامی دارد. اینچنین شما برای حفظ سنّت خویش کلام خدا را باطل میشمارید. ای ریاکاران! اِشعیا دربارۀ شما چه خوب پیشگویی کرد، آنگاه که گفت: «”این قوم با لبهای خود مرا حرمت میدارند، امّا دلشان از من دور است. آنان بیهوده مرا عبادت میکنند، و تعلیمشان چیزی جز فرایض بشری نیست.“ » سپس آن جماعت را نزد خود فرا خواند و گفت: «گوش فرا دهید و بفهمید. نه آنچه به دهان آدمی داخل میشود او را نجس میسازد، بلکه آنچه از دهان او بیرون میآید، آن است که آدمی را نجس میسازد.» آنگاه شاگردان نزدش آمدند و گفتند: «آیا میدانی که این سخن تو فَریسیان را ناپسند آمده است؟» عیسی پاسخ داد: «هر نهالی که پدر آسمانی من نکاشته باشد، ریشهکن خواهد شد. آنها را به حال خود واگذارید. آنها راهنمایانی کورند. هر گاه کوری عصاکش کورِ دیگر شود، هر دو در چاه خواهند افتاد.» عیسی پاسخ داد: «آیا شما نیز هنوز درک نمیکنید؟ آیا نمیدانید که هر چه به دهان داخل میشود، به شکم میرود و بعد دفع میشود؟ امّا آنچه از دهان بیرون میآید، از دل سرچشمه میگیرد، و این است آنچه آدمی را نجس میسازد. زیرا از دل است که افکار پلید، قتل، زنا، بیعفتی، دزدی، شهادتِ دروغ و تهمت سرچشمه میگیرد. اینهاست که شخص را نجس میسازد، نه غذا خوردن با دستهای ناشسته!» '