Today's word: پیدایش ۱۷:‏‏۱‏-۲۲ | Bible Study: مزمور ۶۸متی ۲۷:‏‏۱‏‏-۱۰

خدا نام ابرام را تغییر می‌دهد. ابرام به ابراهیم تبدیل می‌شود، یعنی «پدر خلق بسیار»؛ پدر ما. تک‌هجای افزوده به آن نام، مفهوم خانواده را تغییر می‌دهد. این تغییر، بیش از آنکه مربوط به خویشاوندی باشد، مربوط به نشانه‌های جسمانی است. مربوط به اهل یک خانه بودن است، نه چیزی از قبیل نسبت خونی. هنگامی که خدا با مردی کهنسال عهد می‌بندد، «آن هم کسی که تقریباً مرده بود» (عبرانیان ۱۱:‏‏۱۲)، کلامش گروه بی‌شمار از انسان‌ها را دربرمی‌گیرد. بسیاری از آنان فرزندخواندگان پسر و دخترند.
چه چیزی ما را اهل یک خانه می‌سازد؟ پاسخ بر قلب و جسم نوشته شده است؛ زیرا عهد خدا قلب و جسم را پیوند می‌دهد. ختنه نشانه‌ای جسمانی است که به نسل نخست داده است. با آن نشانه اهل خانه از نظر روحانی به خانوادۀ الاهی پیوند خورده‌اند؛ اسماعیل به‌اندازۀ اسحاق، برده و بیگانه به‌اندازۀ پسر و همۀ ناخواسته‌ها و خواسته‌ها، همه با هم.

سپس عیسی آمد. نشانۀ جسمانی جای خود را به جسم، حیات، نام و راه او داد. عیسی در میلادش، مرگش و قیامش برای لمس کردن و خوردن و سخن گفتن و راه رفتن در جسم با آنان که دوست می‌داشت، فرزندی شد که از طریق او همۀ ما به فرزندخواندگی پذیرفته شدیم. زیرا فرزندان ابراهیم با محبت پدر از نو زاده شدند … «نه با تولد بشری، نه از خواهش تن و نه از خواستۀ یک مرد، بلکه از خدا تولد یافتند» (یوحنا ۱:‏‏۱۳).

Today's Prayer

ای خدای همۀ رحمت‌ها!
پسرت خبر خوش را به فقیران،
رهایی را به اسیران،
و آزادی را به ستم‌دیدگان بشارت داد؛
ما را با روح‌القدست تدهین کن،
و تمامی قومت را آزاد کن
تا در خداوندمان مسیح تو را بپرستیم.

Bible Study

پیدایش ۱۷:‏‏۱‏-۲۲

وقتی اَبرام ‌نود و نه‌ ساله‌ بود، خداوند بر او ظاهر شد و فرمود: «من ‌خدای قادر مطلق ‌هستم‌. از من ‌اطاعت‌ كن ‌و همیشه ‌آنچه‌ را كه ‌درست‌ است ‌انجام ‌بده‌. من ‌با تو پیمان ‌می‌بندم ‌و نسلهای بسیاری به ‌تو می‌دهم‌.» اَبرام‌ روی زمین‌ افتاد و صورت‌ خود را به ‌زمین‌ گذاشت‌. خدا فرمود: «من ‌این‌ پیمان ‌را با تو می‌بندم‌: من ‌به‌ تو قول‌ می‌دهم‌ كه ‌تو پدر قومهای زیادی خواهی شد. اسم‌ تو بعد از این 'اَبرام' نخواهد بود بلكه‌ 'ابراهیم'، زیرا من ‌تو را پدر قومهایی بسیار خواهم‌ نمود. من‌ به‌ تو فرزندان ‌بسیار می‌دهم‌ و بعضی از آنها پادشاه‌ خواهند شد. نسل‌ تو زیاد خواهد شد و هریک ‌از آنها برای خود قومی خواهند گردید. «من ‌پیمان‌ خود را با تو و فرزندان ‌تو در نسلهای آینده ‌به‌ صورت‌ یک ‌پیمان ‌ابدی حفظ ‌خواهم‌ كرد. من‌ خدای تو و خدای فرزندان ‌تو خواهم ‌بود. من ‌این ‌زمین ‌را كه‌ اكنون ‌در آن ‌بیگانه‌ هستی به ‌تو و به ‌فرزندان ‌تو خواهم‌ داد. تمام‌ سرزمین کنعان برای همیشه ‌متعلّق ‌به ‌نسل ‌تو خواهد شد و من‌ خدای ایشان خواهم ‌بود.» خداوند به‌ ابراهیم‌ فرمود: «تو هم ‌باید قول ‌بدهی كه ‌هم ‌تو، و هم‌ فرزندان‌ تو در نسلهای آینده‌، این‌ پیمان‌ را حفظ ‌كنید. تو و فرزندان‌ تو، همه ‌باید موافقت ‌كنید كه ‌هر مردی در میان‌ شما ختنه‌ شود. از حالا تو باید هر پسری را در روز هشتم‌ تولّدش‌ ختنه‌ كنی‌. این ‌امر شامل ‌غلامانی كه ‌در خانهٔ تو متولّد می‌شوند و یا غلامانی كه ‌از بیگانگان ‌می‌خری نیز هست‌. این‌ علامت ‌نشان‌ خواهد داد كه ‌بین ‌من و ‌تو پیمانی وجود دارد. همه ‌باید ختنه ‌شوند و این‌ یک ‌نشانهٔ جسمانی است‌ كه ‌نشان ‌می‌دهد پیمان ‌من ‌با شما پیمان‌ جاودانی است‌. هر فرزند ذكوری كه‌ ختنه ‌نشود دیگر عضو قوم‌ من‌ نخواهد بود، زیرا او پیمان‌ مرا نگاه ‌نداشته ‌است‌.» خدا به ‌ابراهیم ‌فرمود: «بعد از این ‌نباید زن‌ خود را 'سارای‌' صدا كنی از این ‌به ‌بعد اسم‌ او 'سارا' خواهد بود. من‌ او را بركت‌ می‌دهم ‌و به ‌وسیلهٔ او پسری به‌ تو خواهم‌ داد. من ‌او را بركت‌ خواهم ‌داد و او مادر قومهای بسیار خواهد شد و در میان‌ فرزندان‌ او بعضی به‌ پادشاهی خواهند رسید.» ابراهیم ‌به ‌روی زمین ‌افتاد و صورت‌ خود را بر زمین‌ گذاشت‌. ولی شروع‌ كرد به‌ خندیدن ‌و با خود فكر كرد كه‌ آیا مردی كه ‌صد سال‌ عمر دارد، می‌تواند بچّه‌دار شود؟ آیا سارا می‌تواند در نود سالگی بچّه‌دار شود؟ پس ‌از خدا پرسید: «چرا نمی‌گذاری اسماعیل ‌وارث‌ من ‌شود؟» خدا فرمود: «نه‌، زن‌ تو سارا پسری برای تو خواهد زایید. اسم ‌او را اسحاق‌ خواهی گذاشت‌. من‌ پیمان‌ خود را با او برای همیشه‌ حفظ ‌خواهم‌ كرد. این ‌یک‌ پیمان‌ جاودانی است‌. من‌ شنیدم ‌كه ‌تو دربارهٔ اسماعیل‌ درخواست‌ نمودی‌، بنابراین‌ من‌ او را بركت‌ می‌دهم ‌و به ‌او فرزندان‌ بسیار و نسلهای زیاد خواهم ‌داد. او پدر دوازده‌ امیر خواهد بود. من‌ ملّت ‌بزرگی از نسل ‌او به وجود خواهم ‌آورد. امّا پیمان ‌خود را با پسر تو اسحاق‌ حفظ‌ خواهم‌ كرد. او سال ‌دیگر در همین‌ وقت ‌توسط ‌سارا به دنیا خواهد آمد.» وقتی خدا گفت‌وگوی خود را با ابراهیم ‌تمام‌ كرد، از نزد او رفت‌.

مزمور ۶۸

خدایا، برخیز و دشمنانت را پراکنده ساز. آنانی که از تو نفرت دارند از درگاه تو بگریزند. مانند دودی که در برابر باد محو می‌شود، آنان را پراکنده ساز، همچنان‌که موم در برابر آتش، آب می‌شود، گناهکاران در پیشگاه خدا هلاک می‌شوند. امّا نیکوکاران خوشحال می‌شوند و در حضور خدا سرافراز می‌گردند و فریاد شادی برمی‌آورند. برای خدا سرود بخوانید و نام او را بستایید. برای او که بر ابرها سوار است، با آواز بلند بسرایید. نام او خداوند است، در پیشگاه وی شادی کنید. خدا که در بارگاه مقدّس خود می‌باشد، پدر یتیمان و دادرس بیوه زنان است. آوارگان را سر و سامان می‌دهد و اسیران را با شادمانی آزاد می‌کند. امّا گردنکشان را آوارهٔ بیابان می‌سازد. ای خدا، هنگامی‌که قوم خود را در بیابان هدایت می‌کردی، زمین لرزید، از آسمان باران بارید و کوه سینا از هیبت حضور تو ای خدای اسرائیل، به لرزه درآمد. ای خدا، تو باران فراوان بر زمین فرستادی تا آن را شاداب و سرسبز گرداند، قوم تو در آن ساکن گردید و ای خدا، تو از رحمت خود، حاجات نیازمندان را برآوردی. خداوند فرمان داد و زنان این مژده را به مردم رساندند: «پادشاهان و سپاهیان آنها می‌گریزند!» زنان در خانه‌های خود غنایمی را که به دست آورده‌اند، تقسیم می‌کنند. آنانی که در آغل گوسفندان می‌خوابیدند، اکنون مانند کبوتری که بالهایش نقره‌ای و پرهایش طلایی است، آراسته شده‌اند. خداوند متعال پادشاهان را مانند دانه‌های برف بر کوه صلمون پراکنده ساخت. ای کوه با عظمت باشان و ای قلّه‌های بلند! ای قلّه‌های بلند باشان، چرا با حسرت به کوهی که خدا آن را برای سکونت خود اختیار کرد، و مسکن ابدی او شد، می‌نگرید؟ خداوند با هزاران هزار ارّابه از کوه سینا به جایگاه مقدّس خود آمد. بعد به عالم بالا صعود فرمود و عدّه‌ای را با خود به اسارت برد. از آدمیان، حتّی از یاغیان و سرکشان هدایایی دریافت نموده است. خداوند، خدا در آنجا سکونت خواهد کرد. سپاس بر خداوند که هر روز بارهای ما را متحمّل می‌شود. او خدای نجات‌دهندهٔ ماست. خدای ما، خدای نجات‌دهنده است. خداوند خدای ما، ما را از مرگ می‌رهاند. خداوند سر دشمنانش را که در گناه به سر می‌برند، خواهد شکست. خداوند فرمود: «من دشمنانتان را از باشان و اعماق اقیانوسها برمی‌گردانم، تا شما در خون آنها راه بروید و سگهای شما خون آنان را بخورند.» خدایا، ای خدای من و ای پادشاه من، حرکت پیروزمندانهٔ تو را که به خانهٔ مقدّس خود وارد می‌شوی، همه دیدند. سرایندگان در پیش، نوازندگان در پس و دوشیزگان در وسط دف زنان حرکت می‌کنند. خدا را در حضور جماعت او ستایش کنید. ای فرزندان یعقوب خدا را ستایش کنید. اول طایفهٔ بنیامین که کوچکترین طایفه‌هاست سپس رهبران طایفهٔ یهودا با گروه خود و بعد رهبران طایفهٔ زبولون و نفتالی حرکت می‌کنند. خدایا، قدرتت را آشکار کن، قدرتی را که به جای ما به کار برده‌ای. به‌خاطر خانهٔ تو که در اورشلیم است، پادشاهان جهان هدایا برای تو خواهند آورد. مصر، آن حیوان وحشی نیزار و اقوام دیگر را که مانند گلّه‌های گاو و گوساله هستند توبیخ نما؛ تا آن که به فرمان تو تسلیم شوند و نقره‌های خود را به تو تقدیم نمایند و آنانی را که طالب جنگ می‌باشند، پراکنده گردان. مصر سفیران خود را خواهد فرستاد؛ و حبشه دست دعا به سوی خدا خواهد برافراشت. ای کشورهای جهان، برای خدا سرود شکرگزاری بخوانید و برای خداوند بسرایید. برای او که بر آسمانهای قدیم نشسته است و از آنجا صدای با هیبت او به گوش می‌رسد. قدرت خدا را اعلام کنید. قوم اسرائیل از شکوه و جلال او برخوردار است و عظمت او در آسمانها دیده می‌شود. مهیب است خدا، خدای اسرائیل در جایگاه مقدّس خود؛ او به قوم خود قدرت و نیرو می‌بخشد. متبارک باد خدا!'

متی ۲۷:‏‏۱‏‏-۱۰

وقتی صبح شد، سران كاهنان و مشایخ قوم در جلسه‌ای تصمیم گرفتند كه چگونه عیسی را به قتل برسانند. پس از آن او را دست بسته برده به پیلاطس، فرماندار رومی، تحویل دادند. وقتی یهودای خائن دید كه عیسی محكوم شده است، از كار خود پشیمان شد و سی سکّهٔ نقره را به سران كاهنان و مشایخ باز گردانید و گفت: «من گناه کرده‌ام كه به یک مرد بی‌گناه خیانت كرده، باعث مرگ او شده‌ام.» امّا آنها گفتند: «دیگر به ما مربوط نیست، خودت می‌دانی!» پس او پولها را در معبد بزرگ روی زمین پرت كرد و بیرون رفته خود را با طناب خفه نمود. سران كاهنان پول را برداشته گفتند: «نمی‌شود این پول را به بیت‌المال معبد بزرگ ریخت، زیرا خونبهاست.» بنابراین پس از مشورت، با آن پول مزرعهٔ کوزه‌گر را خریدند تا برای خارجی‌های مقیم اورشلیم گورستانی داشته باشند. به این دلیل آن زمین تا به امروز، «مزرعهٔ خون» خوانده می‌شود. به این وسیله پیشگویی ارمیای نبی تحقّق یافت كه می‌گوید: «آنها آن سی سکّهٔ نقره، یعنی قیمتی را كه قوم اسرائیل برای او تعیین كرده بود، گرفتند و با آن مزرعهٔ کوزه‌گر را خریدند. چنانکه خداوند به من فرموده است.» '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *