Today's word: پیدایش ۱: ۲۷ | Bible Study: پیدایش ۲: ۱۸ – ۲۵

جنسیت انسان

«پس خدا آدم را به‌صورت خود آفرید، ایشان را نر و ماده آفرید.» پیدایش ۱: ۲۷ 

 

پس از خلقت همهٔ موجودات، این تنها آدم است که این جایگاه را می‌یابد که به شباهت خالق خویش آفریده گردد. حال، نابه‌جا نمی‌نماید اگر بپرسیم چرا آدم که به‌صورت خدا آفریده شد از دو جنس نر و ماده بود؟ آیا هدف از این تفاوت در جنسیت تنها برای بارور و کثیر شدن بود؟ فقط تولید مثل کردن مانند سایر موجودات؟

مسلماً این‌گونه نمی‌تواند باشد. وقتی به آیات پایانی باب دو توجه می‌کنیم، به موضوعی بر می‌خوریم که راز‌گونه است و آن یک تن شدن مرد و زن می‌باشد که بر طبق سنت بسیاری از کلیساها، یکی از آن هفت سِر محسوب می‌شود (تعمید، تایید، شام خداوند، ازدواج، اعتراف، دست گذاری، تدهین بیمار)؛ زیرا به‌راستی نمی‌دانیم چگونه است که زن و مرد در پیوستن با یکدگر یک تن می‌شوند. چگونه در راز ازدواج زن که یک تن کامل است با مرد که یک تن کامل است، یک تن می‌شوند؟ این یک راز است. راز نه بدان معنا که پنهان بماند و گفته نشود تا کسی با خبر نگردد، بلکه بدان معنا که هر چند فهم حقیقت آن بر ما آشکار نیست، ولی دعوت شده‌ایم تا مادامی که به روی زمین در این محدودهٔ بشری زیست می‌کنیم در درک آن جد و جهد کنیم و بکوشیم هر بار از عمق این دریای بیکران گوهری بیابیم.

همچنین برخی از الهیدانان از منظری دیگر به این آیه پرداخته‌اند و معتقدند کثرت در آدم (نر و ماده بودن) اشاره دارد به کثرت در خدا ( پدر، پسر، روح القدس )؛ زیرا که می‌فرماید: «خدا آدم را به‌صورت خود آفرید.» در واقع، این شباهتی که این آیه از آن یاد می‌کند، همان وجود کثرت است که هم در آدم و هم در خدا وجود دارد.

باری، این نر و ماده بودن در موجودات و به‌طور اخص در آدمی از برتری یکی بر دیگری سخن نمی‌راند و هرگز قصد ندارد بگوید که نر و ماده هر دو ناقص هستند و تنها در پیوند با یکدیگر است که کامل می‌گردند، بلکه حامل این مهم است که آنها هر دو کامل آفریده شدند چرا که «خدا هر چه ساخته بود، دید و همانا بسیار نیکو بود.» (۱ : ۳۱)

«پس دیگر نه یهودی معنی دارد نه یونانی، نه غلام نه آزاد، نه مرد نه زن؛ زیرا شما همگی در مسیح عیسی یکی هستید.» (غلاطیان ۳: ۲۸)

Bible Study

پیدایش ۱: ۲۷

27پس خدا انسان را به صورت خود آفرید،
او را به صورت خدا آفرید؛
ایشان را مرد و زن آفرید.

پیدایش ۲: ۱۸ – ۲۵

18یهوه خدا فرمود: «نیکو نیست آدم تنها باشد، پس یاوری مناسب برای او می‌سازم.» 19و یهوه خدا همۀ جانداران صحرا و پرندگان آسمان را که از خاک سرشته بود نزد آدم آورد تا ببیند آدم چه نامی بر آنها خواهد نهاد، و هرآنچه آدم هر جاندار را خواند، همان نامش شد. 20پس آدم همۀ چارپایان و پرندگان آسمان و همۀ وحوش صحرا را نام نهاد؛ ولی یاوری مناسب برای آدم یافت نشد. 21پس یهوه خدا خوابی گران بر آدم مستولی کرد و در همان حال که آدم خفته بود یکی از دنده‌هایش را گرفت و جای آن را با گوشت پر کرد. 22آنگاه یهوه خدا از همان دنده‌که از آدم گرفته بود زنی ساخت و او را نزد آدم آورد. 23آدم گفت:
«این است اکنون
استخوانی از استخوانهایم،
و گوشتی از گوشتم؛
او زن نامیده شود،
زیرا که از مرد گرفته شد.»
24از همین رو، مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، به زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند شد. 25آدم و زنش هر دو عریان بودند و شرم نداشتند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *